فرشید در شعبه دهم بازپرسی دادسرای جنایی تهران گفت: پدرم با کریم معاملههایی انجام داد. اما یک میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان به پدرم بدهکار شد. مدتی کریم پیش پدرم آمد و خواست با بازرگانی معامله کنیم تا او بتواند بدهیاش را از این راه بپردازد. ۱۲ هزار دلار دادیم و قرار شد بقیه را کریم از روی بدهیاش به مرد تاجر بدهد.
کریم بعد از گرفتن دلار زیر قول و قرارش زد و گفت اگر بقیه پول را ندهم مرا خواهد کشت. از ترسم یک بار قرص خوردم تا خودکشی کنم که ناکام ماندم. در سایت تلگرامی ۱۸ میلیون پرداختم و کلت و فشنگ خریدم تا اگر تهدیدها جدی شد، خودم را بکشم.
شهریور امسال شهرام با مردی جوان به محل قرار آمد و مدعی شد او برادر مرد بازرگان است و اگر پول را ندهم مرا به قتل میرساند. از ترس شلیک کردم که به مرد جوان اصابت کرد و فرار کردم. سوار اتوبوس شده و به اردبیل رفتم. موقع جنگ ارمنستان و آذربایجان بود که از روستای مرزی وارد خاک آذربایجان شدم. آنجا به تصور اینکه جاسوسم، بازداشتم کردند. در اتاقکی سه شبانهروز زندانی بودم و شکنجه شدم که فهمیدند بیگناهم و آزادم کردند. بابت خروج غیرمجاز در مرزبانی ایران به زندان افتادم. بعد آزادی به تهران آمده و فهمیدم آن جوان مرده و برادر مرد بازرگان نبوده و اشتباهی او را کشتم. به خاطر عذاب وجدان تسلیم پلیس شدم.
//=normalizeText($row['content']) ?>