البته، در ابتدا لازم است که از آقای رئیس کل بانک مرکزی انتقاد جدی کرد که قرار نیست با ادبیات اصولگرایانه عذر بدتر از مسئله بیاورد و بگوید که: «نرخ دلار بازار ایران را یک سایت آمریکایی تعیین میکند.» واقعاً چنین اظهارنظری باعث تأسف است و آقای رئیس جمهور باید دراین باره واکنش نشان دهند. این حرف به معنای این است که هیچ کاری نمیتوان کرد؛ چراکه این خارجیها هستند که نرخ دلار را تعیین میکنند و هر چقدر بخواهند، بالا میبرند.
اگر از این توجیه بیربط بگذریم، باید گفت که در نرخ دلار تاثیر دو تقاضا را باید در نظر گرفت: اول، تقاضای اقتصادی.

این تقاضا تابع نرخ جهانی دلار، وضعیت نقدینگی، نرخ تورم، رشد تولید ناخالص داخلی ایران و درآمدهای ارزی و در کل عرضه و تقاضای اقتصادی ارز است. در این حالت، تقاضا برای ارز به عنوان پول جهت واردات است و ارز ذاتاً مطلوبیتی ندارد. این تغییرات قیمت کاملاً طبیعی است و نباید جلوی آن را گرفت؛ چون موجب فساد و انحراف بازار میشود.
تقاضای دوم، سفته بازی است. یعنی به ارز به عنوان یک کالا و نه وسیله مبادله نگاه میشود. ارز در این حالت، ذاتاً مطلوبیت دارد. مثل طلا که برای حفظ ارزش ثروت و نیز گران شدن آن در آینده خریده میشود. این نوع تقاضا فقط در جوامعی که تورم بالاست و نیز بحرانهای سیاسی دارد، رخ میدهد. ما نسبت به شناور شدن قیمت اقتصادی دلار اعتراضی نداریم؛ بلکه با تثبیت آن مخالفیم.
البته با عوامل سیاسی و بودجهای که موجب افزایش نقدینگی و هزینههای بیهوده میشود، به شدت مخالفیم. ولی سیاست وفاق و امتیاز دادن آقای پزشکیان به اصولگرایان موجب میشود که احتیاط کنیم؛ و الا، ریشههای رشد نقدینگی در بودجه بسیار روشن است و زیر سر مجلس تندروها هم هست. گرچه مطالعه رسمی دراین باره منتشر نشده؛ ولی کارشناسان معتقدند قیمت این نوع دلار میان ۶۵ تا ۷۰هزار تومان است.
امکان ندارد که در شرایط عادی فعالان اقتصادی بیش از رقم تعادلی دلار بابت آن پول دهند. درحالی که قیمت سفته بازی ارز محدودیت ندارد و تابع وضعیت سیاسی است. وضعیتی که قطعاً نمیتوانیم درباره علل و عوامل پیدایی آن با ذکر جزئیات بنویسیم.
اتفاقاً هشتگ زنان «دلار چند؟» بیش از همه مقصر هستند و با توهمات و خیال پردازیهای خود کشور را به چنین روزی انداختهاند. ظاهراً آنان متوجه وضعیت سیاسی منطقهای و جهانی ایران نیستند یا خودشان را به کوچه علی چپ زدهاند تا نقش ویرانگر خود را پنهان کنند.
بدتر از وضعیت منطقهای، کوشش تندروها برای ایجاد شکاف درون ساختاری است که بیش از هرچیز مردم را نسبت به آینده ناامید میکند و موجب میشود که به سوی خرید دلار و ارز و طلا هجوم ببرند. کدام آدم عاقلی میپذیرد که در چنین فضای وهم آلودی نسبت به آینده امیدوار باشد؟
به جای آنکه در برابر فشارهای خارجی به اتحاد داخلی پناه ببرند، فضا را تندتر میکنند و شایعه استعفای رئیس جمهوری را جعل میکنند؟ در حال فرار، فریاد «آی دزد!» سر میدهند. مردم از روی ناچاری دارند به پیشواز آمدن رئیس جمهور مطلوب تندروهای داخلی در کاخ سفید میروند تا شاهد نتایج وخیم آرزوی شما در حضور مجدد وی در صندلی ریاست جمهوری ایالات متحده باشند.
اینها تحقق همان آرزوهای شما برای زدن دولت است؛ چرا نسبت به آن اعتراض میکنید؟ البته که خوشحال هستید.
هر روز به امور مبتذلی متوسل میشوید و دنبال تشدید تنشهای منطقهای هستید و درعین حال، میخواهید ارز هم ارزان شود؟ به ظاهر با رانت و فساد مخالفت میکنید و درعین حال، با تک نرخی شدن ارز هم مخالف هستید. درحالی که چندنرخی بودن ارز ریشه رانت و فساد است و در دولت خودتان موجب میلیاردها دلار فساد وحشتناک شد.
یکی از مهمترین دلایل مربوط به ارز و تورم وجود تحریم و نپذیرفتن سازوکارهای بین المللی مثل FATF است که در سنگ اندازی جلوی حل آنهاها شب و روز ندارید.
نکته مهم دیگر این است که در روزنامههای خود تیتر میزنند و میگویند چرا رسانههای اصلاح طلب در دولت رئیسی به نقد عملکرد آن دولت در موارد مشابه میپرداختند، ولی اکنون کمتر به آن نوع نقدها مشغول هستند و به امور دیگر میپردازند؟
پاسخ روشن است. چون آن دولت بر اساس همین وعدههای نادرست روی کار آمده بود. همهاش وعده هایی بود فریبنده و باید در قبال ادعاها و وعدههای خود پاسخ میداد. پزشکیان وعدهای نداد که نخواهد عمل کند. شاید نسبت به تندروها خوشبین بود که تا امروز دنبال وفاق با آنان است. ولی اکنون فهمیده که آنان اهل وفاق نیستند و بیش از این نمیتوان و نباید وقت خود را تلف کند.
درهرحال، هر گاه امکان تحلیل چرایی افزایش قیمت ارز پیش آمد، اعلام کنید تا دلایل این اتفاق را بنویسیم. بعید میدانیم که چنین شرایطی را فراهم کنید!
//=normalizeText($row['content']) ?>