۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۷
هرآنچه باید درباره انتخابات و احزاب رژیم اسرائیل بدانید

از جنگ با ایران تا بحران سربازی حریدی‌ها:تشکیل کشور فلسطین؛ خط قرمزی که احزاب اسرائیل بر سر آن اختلاف ندارند

...
انتخابات پارلمانی ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ (۵ آبان ۱۴۰۵)، نخستین انتخابات سراسری رژیم صهیونیستی پس از عملیات طوفان الاقصی، در شرایطی برگزار می‌شود که جنگ با ایران، پیامدهای امنیتی عملیات ۷ اکتبر، آینده جنگ غزه، گسترش شهرک‌سازی در کرانه باختری و اختلاف بر سر معافیت یهودیان فوق‌ارتدوکس از خدمت نظامی به محورهای اصلی رقابت سیاسی تبدیل شده‌اند. درحالی‌که بنیامین نتانیاهو با تکیه بر کارنامه نظامی خود و تاکید بر مقابله با جمهوری اسلامی در پی حفظ قدرت است، گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد کل ارتش و رهبر حزب میانه‌گرای یاشار، صلاحیت نتانیاهو برای مدیریت جنگی دیگر را زیر سوال می‌برد. بااین‌حال، اختلاف دو جریان اصلی درباره فلسطین، شهرک‌سازی و ایران، بیش از آنکه به معنای تقابل میان دو رویکرد کاملاً متفاوت باشد، بر سر چگونگی مدیریت تقابل نظامی و سیاسی، ترکیب ائتلاف حاکم و آینده حکمرانی در سرزمین‌های اشغالی متمرکز است.

اختصاصی کلانشهر: ساکنان رژیم اسرائیل امروز سه‌شنبه ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶،(پنحم مهرماه) در شرایطی پای صندوق‌های رأی می‌روند که تقریباً سه سال پس از عملیات طوفان الاقصی، مسئله امنیت و توانایی دولت برای مدیریت بحران‌های نظامی همچنان در صدر مباحث سیاسی قرار دارد.

 این انتخابات نخستین فرصت رأی‌گیری سراسری پس از عملیات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ‌های متعاقب آن در غزه و منطقه است و می‌تواند آینده سیاسی بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر فعلی، را تعیین کند.

بر اساس اطلاعات منتشرشده پیش از انتخابات، حدود ۷.۳ میلیون نفر واجد شرایط رأی دادن هستند؛ جمعیتی که شامل حدود ۱.۲ میلیون شهروند فلسطینی رژیم صهیونیستی نیز می‌شود. از این تعداد، حدود ۶.۵ میلیون نفر در داخل سرزمین‌های تحت حاکمیت این رژیم زندگی می‌کنند و نزدیک به ۸۱۰ هزار نفر در خارج از آن اقامت دارند. جمعیت کل رژیم اسرائیل حدود ۱۰ میلیون نفر برآورد می‌شود.

انتخابات برای تعیین ۱۲۰ نماینده کنست، پارلمان رژیم صهیونیستی، برگزار می‌شود. نظام انتخاباتی این رژیم تناسبی است و هر حزب متناسب با آرای کسب‌شده کرسی‌هایی به دست می‌آورد. بااین‌حال، هیچ حزبی به‌تنهایی برای تشکیل دولت به اکثریت ساده‌ای دست نمی‌یابد و هر ائتلاف باید دست‌کم ۶۱ کرسی داشته باشد.

از همین رو، حتی پیشتازی یک حزب در شمار کرسی‌ها لزوماً به معنای پیروزی نهایی آن نیست. توانایی تشکیل ائتلاف، مواضع احزاب کوچک و میزان مشارکت رأی‌دهندگان عرب نیز می‌تواند سرنوشت دولت آینده را تعیین کند.

بر اساس نظرسنجی‌های منتشرشده در آستانه انتخابات، حزب یاشار به رهبری گادی آیزنکوت در بسیاری از برآوردها از حزب لیکود پیش افتاده است، اما هیچ‌یک از دو اردوگاه اصلی اکثریت مطمئنی برای تشکیل دولت ندارند. در نتیجه، احتمال بن‌بست سیاسی و مذاکرات دشوار ائتلافی همچنان مطرح است.

ایران؛ محور رقابت بر سر امنیت و صلاحیت نتانیاهو

جنگ با ایران یکی از مهم‌ترین موضوعات تبلیغات انتخاباتی رژیم اسرائیل است. بااین‌حال، برخلاف تصور اولیه، رقابت اصلی میان نامزدهای مطرح بر سر اصل تقابل با جمهوری اسلامی نیست؛ بلکه اختلاف بر سر اهداف جنگ، ارزیابی نتایج عملیات نظامی، خطر آغاز دور تازه درگیری و توانایی نتانیاهو برای مدیریت چنین وضعیتی شکل گرفته است.
1793124358_73fe17f2f191969356c6.jpg

نتانیاهو؛ از دستاوردهای نظامی تا هدف تغییر حکومت ایران

بنیامین نتانیاهو، رهبر حزب لیکود، تلاش کرده است عملیات نظامی علیه ایران را به‌عنوان بخشی از کارنامه امنیتی دولت خود معرفی کند. او با تأکید بر تهدیدهای ناشی از برنامه هسته‌ای و توان موشکی ایران، خود را رهبری معرفی می‌کند که آمادگی رویارویی مستقیم با مهم‌ترین رقیب منطقه‌ای رژیم صهیونیستی را دارد.

نتانیاهو در مواضع اخیر خود حتی از ضرورت سقوط حکومت ایران سخن گفته است. این موضع نشان می‌دهد که اهداف اعلام‌شده او صرفاً به محدود کردن توان نظامی ایران خلاصه نمی‌شود و تغییر ساختار سیاسی جمهوری اسلامی نیز در اظهاراتش مطرح شده است.

از منظر انتخاباتی، این رویکرد سه کارکرد دارد: نمایش قدرت نظامی، تأکید بر ضرورت برخورداری از رهبری مقتدر و برجسته کردن تهدید خارجی در شرایطی که عملکرد دولت در برابر عملیات ۷ اکتبر با انتقادهای گسترده مواجه است.

بااین‌حال، میان اعلام هدف و تحقق آن فاصله وجود دارد. تداوم حاکمیت جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که عملیات نظامی به‌خودی‌خود به تحقق هدف تغییر حکومت منجر نشده است. از این رو، ارزیابی میزان موفقیت راهبرد نتانیاهو به یکی از موضوعات قابل مناقشه در انتخابات تبدیل شده است.

آیزنکوت؛ مخالفت با جنگ تازه بدون کنار گذاشتن تقابل با ایران
1793117086_913d8ac5b01570e0b9a7.jpg

گادی آیزنکوت، رهبر حزب یاشار و رئیس پیشین ستاد کل ارتش، در موضع‌گیری‌های انتخاباتی خود میان ضرورت مقابله با تهدیدهای ایران و صلاحیت نتانیاهو برای هدایت عملیات نظامی تمایز قائل شده است.

او در اظهاراتی در اکتبر ۲۰۲۶، صلاحیت نتانیاهو برای رهبری یک عملیات نظامی دیگر علیه ایران را زیر سؤال برد و استدلال کرد که نخست‌وزیر پس از سال‌ها جنگ، راهبرد روشنی برای تحقق اهداف اعلام‌شده ارائه نکرده است.

آیزنکوت همچنین سقوط جمهوری اسلامی را هدفی مطلوب معرفی کرده، اما معتقد است چنین تحولی را نمی‌توان صرفاً با عملیات نظامی محقق کرد و باید تحولات داخلی ایران را نیز در نظر گرفت.

بنابراین، موضع او را نباید مخالفت با اصل تقابل با ایران دانست. اختلاف اصلی بر سر چگونگی مدیریت جنگ، هزینه‌های نظامی و سیاسی آن و امکان دستیابی به اهداف اعلام‌شده است.

در روزهای پایانی تبلیغات نیز گزارش‌هایی درباره اختلاف احتمالی نتانیاهو و فرماندهان ارتش بر سر اقدام نظامی تازه علیه ایران منتشر شد. مخالفان نخست‌وزیر درباره احتمال تأثیر ملاحظات سیاسی بر تصمیم‌های امنیتی هشدار دادند، اما دفتر نتانیاهو این گزارش‌ها را رد کرد.

آیا تغییر دولت به معنای تغییر سیاست در قبال ایران است؟

شواهد موجود چنین نتیجه‌ای را تأیید نمی‌کند. آیزنکوت و دیگر چهره‌های اصلی مخالف نتانیاهو نیز ایران را یک تهدید امنیتی می‌دانند و با دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای مخالفت می‌کنند.

از این رو، در صورت تغییر دولت، ممکن است در شیوه تصمیم‌گیری نظامی، هماهنگی با آمریکا، مدیریت بحران و ارزیابی هزینه‌های جنگ تغییراتی ایجاد شود؛ اما نمی‌توان از پیش نتیجه گرفت که سیاست تقابل با ایران کنار گذاشته خواهد شد.

در واقع، یکی از ویژگی‌های مهم این انتخابات آن است که بخش بزرگی از اختلافات نامزدها در حوزه امنیتی، به نحوه اجرای سیاست‌ها و صلاحیت سیاسی نتانیاهو مربوط می‌شود، نه لزوماً به پذیرش یا رد اصل تقابل با جمهوری اسلامی.

دو اردوگاه اصلی؛ از لیکود تا یاشار

اردوگاه نتانیاهو؛ ائتلاف راست‌گرا و مذهبی
1793117184_a081b22caed6863d551c.jpg

حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو، محور اردوگاه راست‌گرا و مذهبی است. شرکای مهم این جریان عبارت‌اند از حزب قدرت یهودی به رهبری ایتامار بن‌گویر، حزب صهیونیسم مذهبی به رهبری بتسلئیل اسموتریچ و دو حزب مذهبی شاس و یهودیت متحد توراتی.

این احزاب در موضوعاتی مانند مخالفت با تشکیل کشور مستقل فلسطینی، حفظ کنترل امنیتی بر سرزمین‌های فلسطینی و حمایت از گسترش شهرک‌سازی اشتراکات مهمی دارند؛ هرچند در مسائل مذهبی، اقتصادی و نحوه توزیع قدرت نیز اختلافاتی میان آنها وجود دارد.

نتانیاهو برای حفظ قدرت به حمایت این احزاب وابسته است. همین وابستگی، قدرت چانه‌زنی جریان‌های راست افراطی و مذهبی را در تعیین سیاست‌های دولت افزایش داده است.

اردوگاه مخالفان؛ از میانه‌گرایان تا چپ سکولار

گادی آیزنکوت و حزب یاشار در مرکز رقابت با لیکود قرار دارند. در کنار این حزب، فهرست «باهم» به رهبری نفتالی بنت و یائیر لاپید، حزب اسرائیل خانه ما به رهبری آویگدور لیبرمن و حزب دموکرات‌ها به رهبری یائیر گولان نیز از بازیگران اصلی اردوگاه مخالفان هستند.
1793117575_d60af8c879c6a3332d58.jpg

بااین‌حال، این اردوگاه از نظر ایدئولوژیک یکپارچه نیست. برخی احزاب آن راست‌میانه و امنیت‌محورند، درحالی‌که جریان‌هایی مانند دموکرات‌ها مواضع متفاوتی در مسائل داخلی و اجتماعی دارند.

نکته مهم‌تر این است که اختلاف این احزاب با نتانیاهو لزوماً به معنای اختلاف بنیادی با سیاست‌های اسرائیل در قبال ایران و فلسطین نیست. در موضوع تشکیل کشور مستقل فلسطینی، بخش مهمی از مخالفان نتانیاهو نیز مواضعی سخت‌گیرانه دارند و با اجرای فوری راه‌حل دوکشوری مخالفت می‌کنند.

فلسطین؛ چرا رقابت دو اردوگاه لزوماً به معنای تغییر سیاست نیست؟

یکی از مهم‌ترین واقعیت‌های انتخابات ۲۰۲۶، محدود بودن اختلافات احزاب اصلی درباره تشکیل کشور مستقل فلسطینی است.

درحالی‌که نتانیاهو بارها مخالفت خود را با تشکیل کشور فلسطینی اعلام کرده، آیزنکوت نیز صریحاً گفته است که با اصل راه‌حل «دو کشور برای دو ملت» مخالف است.

نتانیاهو در تبلیغات انتخاباتی بر این موضع تأکید کرده که اجازه تشکیل کشور فلسطینی را نخواهد داد و سرزمین مورد مناقشه را متعلق به یهودیان می‌داند. این موضع با سیاست ائتلاف راست‌گرا و مذهبی او در تضاد نیست؛ بلکه یکی از محورهای اصلی هویت سیاسی آن محسوب می‌شود.

آیزنکوت نیز در اظهارات خود اعلام کرده است: «موضع من درباره مسئله فلسطین ثابت مانده است: اصل دو کشور برای دو ملت اشتباه است.»

این موضع نشان می‌دهد که برخلاف برخی برداشت‌ها، آیزنکوت را نمی‌توان سیاستمداری معرفی کرد که در صورت پیروزی، الزاماً مسیر تشکیل کشور مستقل فلسطینی را هموار خواهد کرد.

در این میان، یائیر گولان، رهبر حزب دموکرات‌ها، بر جداسازی مدنی و تعیین مسئولیت‌های امنیتی تأکید کرده است؛ اما او نیز اجرای فوری راه‌حل دوکشوری را در شرایط کنونی ناممکن دانسته است.

در سوی دیگر، بتسلئیل اسموتریچ، رهبر صهیونیسم مذهبی، خواهان لغو توافق‌های اسلو، اعمال حاکمیت بر سرزمین‌های مورد مناقشه و اخراج فلسطینیان از سرزمین‌های اجدادی شان در غزه و کرانه باختری شده است.

در مجموع، اختلافات دو اردوگاه بیشتر بر سر چگونگی اداره وضعیت موجود، سطح خشونت و درگیری، روابط خارجی و میزان قدرت احزاب راست افراطی متمرکز است؛ نه بر سر پذیرش فوری تشکیل کشور مستقل فلسطینی.

شهرک‌سازی؛ تفاوت در دامنه و شیوه، نه لزوماً در اصل سیاست

شهرک‌سازی در کرانه باختری و قدس شرقی یکی از مهم‌ترین موضوعات مرتبط با آینده فلسطین است. بر اساس مواضع اعلام‌شده احزاب، تفاوت میان دو اردوگاه در این حوزه بیش از هر چیز به دامنه گسترش شهرک‌ها، شیوه اعمال حاکمیت و میزان پایبندی به محدودیت‌های حقوقی مربوط می‌شود.

دولت نتانیاهو با حضور احزاب راست افراطی، از گسترش شهرک‌ها و افزایش کنترل اسرائیل بر کرانه باختری حمایت کرده است. بتسلئیل اسموتریچ، به‌ویژه، از اعمال حاکمیت رسمی بر این منطقه دفاع می‌کند و با تشکیل کشور فلسطینی مخالف است.

آیزنکوت نیز از اصل شهرک‌سازی یهودی در مناطقی که آنها را در چارچوب منافع ملی اسرائیل می‌داند، حمایت کرده است؛ اما دو شرط را مطرح می‌کند: شهرک‌سازی باید با نقشه منافع ملی اسرائیل سازگار باشد و در چارچوب قانون انجام شود.

او در عین حال از خشونت شهرک‌نشینان علیه فلسطینیان انتقاد کرده و خواهان بهبود روابط با آمریکا شده است.

این مواضع نشان می‌دهد که نباید آیزنکوت را مخالف مطلق شهرک‌سازی معرفی کرد. اختلاف او با جریان اسموتریچ و بن‌گویر بیشتر بر سر حدود، شیوه و پیامدهای این سیاست است.

از منظر حقوق بین‌الملل، شهرک‌های اسرائیلی در سرزمین‌های اشغالی از جمله کرانه باختری و قدس شرقی غیرقانونی تلقی می‌شوند؛ موضعی که در قطعنامه‌ها و اسناد سازمان ملل و نیز مواضع رسمی اتحادیه اروپا منعکس شده است.

احزاب عربی؛ وزنه‌ای تعیین‌کننده اما با محدودیت سیاسی
1793117809_3f8acad1a58f75f298bb.jpg

شهروندان فلسطینی  حدود یک‌پنجم جمعیت رژیم اسرائیل را تشکیل می‌دهند و مشارکت آنان می‌تواند در نتیجه انتخابات تأثیر بگذارد.

احزاب عربی، از جمله فهرست متحد عربی به رهبری منصور عباس و فهرست مشترک، در تلاش‌اند با افزایش مشارکت رأی‌دهندگان عرب، بر ترکیب کنست و مذاکرات تشکیل دولت اثر بگذارند.

بااین‌حال، حضور این احزاب در ائتلاف‌های دولتی با محدودیت‌های جدی روبه‌روست. بخش بزرگی از احزاب صهیونیستی، از جمله جریان‌های اصلی مخالف نتانیاهو، برای همکاری رسمی با احزاب عربی شروطی تعیین می‌کنند یا اساساً با حضور آنها در ائتلاف مخالفت دارند.

آیزنکوت برای همکاری با احزاب عربی، چهار شرط اعلام کرده است: پذیرش اسرائیل به‌عنوان دولتی یهودی، دموکراتیک و لیبرال؛ پذیرش خدمت اجباری نظامی، ملی یا مدنی برای همه شهروندان؛ و حمایت از برچیدن توانایی نظامی و حکومتی حماس. او گفته است که احزاب عربی موجود این شرایط را نمی‌پذیرند و به همین دلیل آنها را شریک ائتلافی خود نمی‌داند.

این موضع نشان می‌دهد که حتی در اردوگاه مخالف نتانیاهو نیز امکان تشکیل دولتی متکی بر احزاب عربی محدود است.

بااین‌حال، آرای احزاب عربی می‌تواند در صورت نزدیک بودن تعداد کرسی‌های دو اردوگاه، بر توانایی آنها برای تشکیل دولت یا جلوگیری از تشکیل ائتلاف رقیب اثر بگذارد.

پیمان ابراهیم؛ گسترش روابط عربی بدون حل مسئله فلسطین

پیمان ابراهیم که در سال ۲۰۲۰ با میانجیگری آمریکا زمینه عادی‌سازی روابط رژیم صهیونیستی با امارات متحده عربی و بحرین را فراهم کرد، همچنان یکی از محورهای مهم سیاست خارجی این رژیم است. مراکش نیز در همان سال در چارچوب توافقی جداگانه روابط خود را با اسرائیل عادی کرد.

نتانیاهو گسترش این روند و عادی‌سازی روابط با کشورهای عربی بیشتر را یکی از اهداف سیاست خارجی خود می‌داند. از دید او، توسعه روابط اقتصادی، فناوری، امنیتی و دیپلماتیک با کشورهای عربی می‌تواند موقعیت منطقه‌ای اسرائیل را تقویت کند.
1793123873_dfe23714c55cbd472aa8.jpg

نفتالی بنت نیز از گسترش توافق‌های عادی‌سازی و توسعه روابط منطقه‌ای حمایت می‌کند. در اردوگاه مخالفان نتانیاهو نیز مخالفت فراگیری با اصل گسترش روابط با کشورهای عربی وجود ندارد.

بااین‌حال، اختلافات درباره نحوه مدیریت روابط با آمریکا، جنگ غزه و آینده مسئله فلسطین می‌تواند بر امکان گسترش این توافق‌ها اثر بگذارد.

از منظر فلسطینیان، یکی از نگرانی‌های اصلی آن است که عادی‌سازی روابط میان دولت‌های عربی و اسرائیل، بدون دستیابی به توافقی عادلانه درباره حقوق ملی فلسطینیان، به حاشیه رفتن مسئله فلسطین منجر شود.

در نتیجه، پیمان ابراهیم را باید بخشی از رقابت منطقه‌ای و تلاش برای بازتعریف روابط اسرائیل با کشورهای عربی دانست؛ روندی که ممکن است بدون حل مناقشه فلسطین نیز ادامه یابد.

بااین‌حال، مواضع همه احزاب درباره جزئیات توافق‌های آینده یکسان نیست و نباید حمایت کلی از عادی‌سازی روابط را به معنای توافق کامل درباره همه پرونده‌های منطقه‌ای دانست.
1793117941_5b96c9ff4ad319f26813.jpg

«اسرائیل بزرگ»؛ از ایده ایدئولوژیک تا سیاست اعمال حاکمیت

اصطلاح «اسرائیل بزرگ» به مجموعه‌ای از برداشت‌های تاریخی، مذهبی و سیاسی درباره گسترش قلمرو اسرائیل اشاره دارد. این اصطلاح معنای واحدی ندارد و در جریان‌های مختلف راست‌گرا، ملی‌گرا و مذهبی به شکل‌های متفاوتی به کار می‌رود.

در برخی برداشت‌های مذهبی و حداکثری، این ایده به قلمروهایی فراتر از مرزهای کنونی اسرائیل اشاره دارد. در سیاست روزمره، اما، مهم‌ترین نمود عملی آن را باید در مخالفت با تشکیل کشور مستقل فلسطینی، گسترش شهرک‌سازی و تلاش برای اعمال حاکمیت بر کرانه باختری جست‌وجو کرد.

بتسلئیل اسموتریچ و بخشی از جریان صهیونیسم مذهبی از برجسته‌ترین مدافعان اعمال حاکمیت اسرائیل بر کرانه باختری هستند. این جریان با تشکیل کشور فلسطینی مخالفت می‌کند و در برخی مواضع، از راندن فلسطینیان از غزه و کرانه باختری حمایت کرده است.

در مقابل، نتانیاهو نیز با تشکیل کشور مستقل فلسطینی مخالفت می‌کند و از گسترش شهرک‌سازی حمایت کرده است.

آیزنکوت نیز با تشکیل کشور فلسطینی مخالفت می‌کند و از شهرک‌سازی یهودی در مناطقی که آنها را در چارچوب منافع ملی اسرائیل می‌داند، حمایت کرده است. بنابراین، تفاوت او با جریان‌های راست افراطی در این حوزه به معنای مخالفت کامل با سیاست‌های توسعه قلمرو یا شهرک‌سازی نیست.

در نتیجه، برای ارزیابی مواضع احزاب باید میان سه موضوع تفاوت گذاشت: حمایت از شهرک‌سازی، حمایت از اعمال حاکمیت بر کرانه باختری و پذیرش طرح‌های حداکثری تحت عنوان «اسرائیل بزرگ». این سه موضوع با یکدیگر ارتباط دارند، اما لزوماً یکسان نیستند.

سربازی حریدی‌ها؛ مناقشه‌ای مذهبی که به بحران امنیت ملی تبدیل شده است

1793123663_cc640afa737151fc8c63.jpg


در کنار جنگ ایران و مسئله فلسطین، اختلاف بر سر خدمت نظامی یهودیان فوق‌ارتدوکس یا حریدی‌ها یکی از مهم‌ترین موضوعات داخلی انتخابات است.

حریدی‌ها بخشی از جامعه یهودی هستند که بر رعایت دقیق احکام دینی و مطالعه تمام‌وقت تورات و متون مذهبی تأکید دارند. بااین‌حال، همه یهودیان مذهبی با خدمت نظامی مخالف نیستند؛ بسیاری از پیروان صهیونیسم مذهبی در ارتش خدمت می‌کنند و حتی در واحدهای رزمی حضور دارند.

چرا حریدی‌ها خواهان معافیت هستند؟
1793123762_76a8ccf8448812e3bca4.jpg

ریشه این مناقشه به سال‌های نخست تشکیل اسرائیل در سال ۱۹۴۸ بازمی‌گردد. دیوید بن‌گوریون، نخست‌وزیر وقت، برای حفظ مراکز سنتی آموزش دینی، معافیت محدودی برای گروهی از طلاب ممتاز یشیواها در نظر گرفت.

در دهه‌های بعد، با افزایش جمعیت حریدی‌ها و نفوذ سیاسی احزاب مذهبی، دامنه این معافیت‌ها گسترش یافت و به یکی از اختلافات اصلی جامعه اسرائیل تبدیل شد.

استدلال دینی بخش مهمی از رهبران حریدی این است که مطالعه تمام‌وقت تورات وظیفه‌ای مقدس به شمار می‌رود و نباید با الزام به خدمت نظامی مختل شود. برخی از آنان همچنین بر این باورند که مطالعه تورات به حفظ معنوی جامعه یهودی کمک می‌کند.

از این منظر، طلاب مذهبی صرفاً در حال تحصیل نیستند، بلکه وظیفه‌ای دینی را انجام می‌دهند که باید از آن محافظت شود.

بنیامین نتانیاهو نیز در دفاع از حفظ جایگاه طلاب مذهبی گفته است: «ما باید جهان تورات را حفظ کنیم، زیرا این جهان ما را حفظ کرده است.»

این موضع با منافع سیاسی نتانیاهو نیز ارتباط دارد؛ زیرا احزاب شاس و یهودیت متحد توراتی از شرکای مهم ائتلاف او هستند و حفظ معافیت‌های مذهبی را یکی از شروط حمایت خود از دولت می‌دانند.

چرا مخالفان با معافیت‌ها مخالفت می‌کنند؟

مخالفان معافیت‌های گسترده استدلال می‌کنند که در شرایط جنگی، زمانی که ارتش به نیروهای بیشتری نیاز دارد و نیروهای ذخیره بارها فراخوانده می‌شوند، معافیت یک گروه بزرگ از مردان واجد شرایط با اصل تقسیم برابر مسئولیت‌های شهروندی سازگار نیست.

از دید آنان، سربازی نباید صرفاً بر دوش بخش‌هایی از جامعه باشد، درحالی‌که گروهی دیگر به دلیل تحصیل مذهبی از آن معاف شوند.

این مناقشه پس از حکم دادگاه عالی در سال ۲۰۲۴ که مبنای قانونی معافیت گسترده طلاب حریدی را زیر سؤال برد، شدت بیشتری گرفت. بااین‌حال، اختلاف بر سر چگونگی اجرای خدمت اجباری و تدوین قوانین جدید همچنان ادامه دارد.
1793123801_2ba8762d4d7768aedc22.jpg

در سال ۲۰۲۶، مسئله معافیت حریدی‌ها به یکی از محورهای اصلی رقابت انتخاباتی تبدیل شد. نتانیاهو خواهان حفظ جایگاه آموزش دینی و پرهیز از اجبار گسترده طلاب است؛ در مقابل، آیزنکوت و آویگدور لیبرمن خواهان پایان دادن به معافیت‌های گسترده و افزایش مشارکت حریدی‌ها در خدمت نظامی یا مدنی هستند.

آریه درعی، رهبر حزب شاس، نیز اعلام کرده است که بدون تعیین تکلیف وضعیت طلاب یشیواها، دولت مورد حمایت این حزب نمی‌تواند از پشتیبانی آن برخوردار باشد.

در نتیجه، مسئله سربازی صرفاً یک اختلاف مذهبی نیست؛ بلکه به بحران امنیت ملی، عدالت اجتماعی و بقای ائتلاف‌های سیاسی پیوند خورده است.

سه سناریوی اصلی پس از انتخابات

سناریوی نخست: حفظ قدرت نتانیاهو

اگر لیکود و شرکای راست‌گرا و مذهبی آن بتوانند به اکثریت لازم برسند، نتانیاهو ممکن است در قدرت باقی بماند. در این صورت، احتمال ادامه سیاست‌های سخت‌گیرانه در قبال فلسطینیان، حفظ معافیت‌های مذهبی و تداوم تقابل امنیتی با ایران وجود خواهد داشت.

بااین‌حال، حتی در این سناریو نیز شدت و دامنه اقدامات نظامی آینده به تحولات منطقه‌ای و محاسبات امنیتی وابسته خواهد بود.

سناریوی دوم: تشکیل دولت به رهبری آیزنکوت

در صورت پیروزی اردوگاه مخالفان، آیزنکوت باید میان احزابی با گرایش‌های متفاوت توافق ایجاد کند. چنین دولتی احتمالاً در زمینه پاسخ‌گویی درباره شکست امنیتی ۷ اکتبر، اصلاحات قضایی و خدمت اجباری تغییراتی ایجاد خواهد کرد.

بااین‌حال، در موضوع ایران و تشکیل کشور مستقل فلسطینی، انتظار تغییرات بنیادی بدون شواهد بیشتر واقع‌بینانه نیست؛ زیرا آیزنکوت نیز با تشکیل کشور فلسطینی مخالف است و اصل تقابل امنیتی با ایران را رد نمی‌کند.

سناریوی سوم: بن‌بست سیاسی

اگر هیچ‌یک از دو اردوگاه نتواند اکثریت لازم را کسب کند، مذاکرات ائتلافی ممکن است به بن‌بست برسد. در این شرایط، تشکیل دولت جدید به توافق‌های دشوار میان احزاب وابسته خواهد بود و احتمال برگزاری انتخابات دیگری نیز مطرح می‌شود.

در چنین وضعیتی، موضع احزاب کوچک، میزان مشارکت رای‌دهندگان عرب و امکان توافق میان احزاب میانه‌گرا و مذهبی اهمیت بیشتری خواهد یافت.
1793117323_c868284e0de1acbd02c9.jpg

رقابت بر سر مدیریت بحران، نه لزوماً تغییر جهت‌گیری راهبردی

انتخابات امروز  را می‌توان آزمونی مهم برای آینده سیاسی بنیامین نتانیاهو پس از عملیات طوفان الاقصی و جنگ‌های متعاقب آن دانست. جنگ ایران، مسئله سربازی حریدی‌ها، بحران اعتماد به دولت و آینده فلسطین، مهم‌ترین محورهای این رقابت هستند.

نتانیاهو تلاش می‌کند با تاکید بر قدرت نظامی و ضرورت مقابله با جمهوری اسلامی، خود را رهبر مقتدر امنیتی معرفی کند. در مقابل، آیزنکوت صلاحیت او برای مدیریت جنگی دیگر را زیر سؤال می‌برد و خواهان تغییر در شیوه حکمرانی و تقسیم مسئولیت‌های نظامی است.

بااین‌حال، بررسی مواضع دو اردوگاه نشان می‌دهد که تغییر دولت لزوماً به معنای تغییر اساسی سیاست رژیم صهیونیستی در قبال ایران و فلسطین نخواهد بود. هر دو جریان اصلی با تشکیل فوری کشور مستقل فلسطینی مخالفت می‌کنند و اصل مقابله امنیتی با ایران را می‌پذیرند؛ هرچند درباره شیوه مدیریت این تقابل، گسترش شهرک‌سازی، روابط با آمریکا و نقش احزاب مذهبی اختلاف دارند.

از منظر منطقه‌ای، نتیجه انتخابات می‌تواند بر روابط رژیم اسرائیل با آمریکا و کشورهای عربی، آینده پیمان ابراهیم، نحوه مدیریت پرونده غزه و سیاست شهرک‌سازی اثر بگذارد. اما مهم‌ترین پرسش این است که آیا تغییر احتمالی در رأس دولت به تغییر واقعی در سیاست‌های اشغالگرانه و امنیتی منجر خواهد شد یا صرفاً شیوه مدیریت همان سیاست‌ها را دگرگون خواهد کرد.

منابع اصلی گزارش:  سرویس پژوهشی پارلمان اروپا، آسوشیتدپرس، تایمز اسرائیل،الجزیره و خبرگزاری آناتولی.