اختصاصی کلانشهر: سخنان اخیر مسعود پزشکیان رئیس جمهور ایران درباره ضرورت کوچک کردن فضای اداری مدیران و اولویت دادن به تأمین انرژی واحدهای تولیدی را باید فراتر از یک توصیه برای صرفهجویی در مصرف گاز و برق دید. این اظهارات، اگر به یک رویکرد عملی و فراگیر تبدیل شود، میتواند نقطه شروعی برای زیر سوال بردن فرهنگ مدیریتی پرهزینهای باشد که طی چند دهه در بخش بزرگی از دستگاههای دولتی و شرکتهای خصولتی کشور ریشه دوانده است.
اقتصاد متکی به درآمدهای نفتی و نظام توزیع رانتی منابع، در طول دهههای گذشته زمینهای فراهم کرده که در آن، برخورداری از جایگاه مدیریتی گاه بیش از کارنامه و بهرهوری اهمیت پیدا کرده است. نتیجه چنین ساختاری، شکلگیری طبقهای از مدیران است که ممکن است از امکانات، حقوق، مزایا و تشریفات قابلتوجهی برخوردار باشند، اما سهم عملکردشان در بهبود وضعیت اقتصادی و زندگی مردم چندان روشن و قابل دفاع نباشد.
در چنین ساختاری، صندلی مدیریت گاهی به امتیازی تبدیل میشود که با جابهجایی از یک اداره به اداره دیگر و ارتقا از یک جایگاه به جایگاه بالاتر حفظ میشود؛ بیآنکه الزاماً کارنامه مدیریتی فرد، میزان تحقق اهداف، هزینههایی که به مجموعه تحمیل کرده یا ارزش افزودهای که به اقتصاد کشور افزوده است، بهطور جدی ارزیابی شود.
نگاهی به ساختار اداری کشور نشان میدهد که میل به تشریفات مدیریتی محدود به مدیران ارشد نیست. گاهی حتی در کوچکترین سطوح مدیریت محلی نیز نشانههایی از علاقه به برخورداری از ظواهر پرزرقوبرق مدیریتی دیده میشود؛ گویی هر جایگاه اداری، فارغ از میزان اختیارات و مسئولیت واقعی آن، باید با مجموعهای از امکانات و تشریفات همراه باشد.
از فرماندار و بخشدار گرفته تا مدیران سازمانها، ادارات و شرکتهای دولتی و خصولتی، در بسیاری از مجموعهها خودرو و راننده در اختیار مدیران قرار دارد؛ گاهی بهصورت شبانهروزی. ساختمانهای اداری بزرگ، اتاقهای مدیریتی مجهز و پرزرقوبرق، مبلمان گرانقیمت، امکانات پذیرایی و جلسات متعدد روزانه نیز بخشی از تصویری است که از مدیریت در برخی دستگاهها شکل گرفته است.
البته برخورداری از امکانات متناسب با مسئولیت مدیریتی بهخودیخود ایرادی ندارد؛ مسئله زمانی آغاز میشود که این امکانات به بخشی از هویت و امتیاز جایگاه مدیریت تبدیل شوند، اما در مقابل، پاسخ روشنی درباره میزان بهرهوری، کیفیت تصمیمگیری و نتیجه عملکرد مدیران وجود نداشته باشد.
در کشوری که بخش بزرگی از مردم با مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، صنایع با محدودیت انرژی مواجهاند، واحدهای تولیدی برای ادامه فعالیت با دشواری روبهرو هستند و دولت از کمبود منابع سخن میگوید، تداوم چنین الگوهایی بیش از گذشته نیازمند بازنگری است.
یکی دیگر از جلوههای این فرهنگ مدیریتی، تعدد جلسات و نشستهایی است که در بسیاری از دستگاهها برگزار میشود. مدیران، معاونان، مشاوران و کارشناسان ساعتهای زیادی را در جلسات مختلف سپری میکنند؛ جلساتی که گاه با تشریفات پذیرایی و مقدمات اداری گسترده همراه است.
اما پرسش اساسی اینجاست: حاصل این همه جلسه، تصمیم و هزینه در زندگی مردم چه بوده است؟
این پرسش تنها متوجه دولت چهاردهم نیست. طی دهههای گذشته، دولتهای مختلف با گرایشها و شعارهای متفاوت روی کار آمدهاند، اما نارضایتی از عملکرد دستگاههای اجرایی، مشکلات اقتصادی، ناکارآمدی اداری و فاصله میان وعدهها و نتایج همچنان در بخشهایی از جامعه دیده میشود.
اگر قرار است مدیران برای ساعتها جلسه برگزار کنند، ساختمانهای بزرگ در اختیار داشته باشند، خودرو و راننده اختصاصی استفاده کنند و از حقوق و مزایای مدیریتی برخوردار باشند، باید بتوانند در برابر افکار عمومی درباره خروجی این مجموعه امکانات پاسخگو باشند.
نمیتوان صرفاً به دلیل حضور در جلسات متعدد، داشتن عنوان مدیریتی یا سابقه طولانی در دستگاههای اجرایی، عملکرد افراد را موفق ارزیابی کرد. معیار مدیریت باید نتیجه باشد، نه تعداد جلسات، ابعاد اتاق کار یا تشریفات پیرامون صندلی مدیریت.
یکی از مشکلات جدی نظام اداری کشور، نبود ارزیابی مؤثر و مستمر از عملکرد مدیران و پیوند نخوردن ارتقا و برخورداری از مزایا با نتایج واقعی کار است.
در برخی ساختارها، مدیری که در یک مجموعه عملکرد قابل دفاعی نداشته، ممکن است پس از مدتی به سازمان دیگری منتقل شود و حتی در جایگاه بالاتری قرار بگیرد. در این میان، کمتر دیده میشود که پیش از چنین جابهجاییهایی، گزارشی شفاف از عملکرد، هزینههای تحمیلشده، اهداف محققنشده و دستاوردهای واقعی او در اختیار افکار عمومی قرار گیرد.
این وضعیت با شایستهسالاری فاصله دارد. مدیری که قرار است مسئولیت اداره یک مجموعه را بر عهده بگیرد، باید با شاخصهای مشخص سنجیده شود؛ شاخصهایی مانند افزایش بهرهوری، کاهش هزینهها، بهبود کیفیت خدمات، تحقق اهداف و رضایت مخاطبان.
در غیر این صورت، مدیریت به چرخهای از جابهجایی افراد و حفظ امتیازات تبدیل میشود؛ چرخهای که هزینه آن را در نهایت بودجه عمومی و اقتصاد کشور میپردازد.
در چنین شرایطی، سخنان پزشکیان درباره اینکه حاضر است در زمستان اتاق کوچکتری برای کار انتخاب کند و با همکارانش در فضای محدودتری مستقر شود، از این جهت قابل توجه است که رئیسجمهور تلاش میکند صرفهجویی را از سطح مدیران ارشد آغاز کند.
او بهدرستی به این نکته اشاره میکند که اگر قرار است برای گرم کردن یک اتاق بزرگ انرژی زیادی مصرف شود، در حالی که میتوان همان کار را در فضای کوچکتری انجام داد، دلیلی برای اصرار بر حفظ آن شرایط وجود ندارد.
این نگاه، بهویژه زمانی اهمیت پیدا میکند که رئیسجمهور تأکید میکند حتی محدود کردن مصرف انرژی مراکز فرهنگی نیز در شرایط اضطرار میتواند بهمراتب بهتر از توقف فعالیت واحدهای تولیدی باشد.
البته این رویکرد زمانی معنا و اثر واقعی خواهد داشت که به یک دستورالعمل فراگیر برای همه دستگاههای اجرایی، استانداریها، فرمانداریها، شرکتهای دولتی و مجموعههای خصولتی تبدیل شود؛ نه اینکه صرفاً در حد یک اقدام نمادین در ساختمان ریاستجمهوری باقی بماند.
چه ضرورتی دارد مدیری که بخش عمده وقت خود را در جلسات اداری میگذراند، اتاقی چنددهمتری با تجهیزات و امکانات متعدد داشته باشد؟ چرا باید برای هر جایگاه مدیریتی، خودرو و راننده اختصاصی در نظر گرفته شود، حتی اگر نوع فعالیت و میزان مأموریتهای آن مسئول چنین امکانی را توجیه نکند؟ چرا هزینههای پذیرایی و تشریفات جلسات باید بدون ارزیابی دقیق از ضرورت و نتیجه آنها ادامه پیدا کند؟
پاسخ به این پرسشها میتواند بخشی از هزینههای غیرضروری دستگاه اداری کشور را کاهش دهد.
اقتصاد ایران در شرایط دشواری قرار دارد و محدودیتهای انرژی، فشارهای اقتصادی و شرایط پرتنش منطقهای، ضرورت حفظ ظرفیت تولید را دوچندان کرده است. در چنین وضعیتی، توقف یک واحد صنعتی تنها به معنای خاموش شدن چند دستگاه نیست؛ پشت هر واحد تولیدی، اشتغال کارگران، درآمد خانوادهها، زنجیره تأمین و بخشی از امنیت اقتصادی جامعه قرار دارد.
بنابراین اگر قرار است در زمستان محدودیتهایی در مصرف انرژی اعمال شود، منطقی است که پیش از رسیدن به واحدهای تولیدی، مصارف غیرضروری و پرهزینه دستگاههای اداری مورد بازنگری قرار گیرند.
شاید یک مدیر بتواند زمستان را با اتاق کوچکتر، امکانات کمتر و جلسات محدودتر سپری کند، اما کارگری که با توقف کارخانه شغل خود را از دست میدهد، بهسادگی نمیتواند هزینه این ناکارآمدی را جبران کند.
در نهایت، ارزش سخنان پزشکیان نه در کوچک شدن اتاق کار رئیسجمهور، بلکه در تغییری است که میتواند در فرهنگ مدیریت کشور ایجاد کند. مردم انتظار ندارند مدیران برای انجام وظایفشان از امکانات ضروری محروم شوند؛ انتظار آنها این است که امکانات و منابع عمومی در خدمت کارآمدی باشد، نه حفظ ظواهر و امتیازات مدیریتی.
اگر پزشکیان بتواند این نگاه را از ساختمان ریاستجمهوری به تمام سطوح مدیریتی کشور تسری دهد، هم میتوان بخشی از هزینههای زائد را کاهش داد و هم این پیام را منتقل کرد که در شرایط دشوار اقتصادی، هیچ جایگاه مدیریتی نباید حاشیه امنی برای برخورداری از امتیازات بدون پاسخگویی باشد.
در کشوری که تولیدکننده برای تأمین برق و گاز با مشکل مواجه است و خانوادهها نگران تأمین هزینههای زندگی هستند، شاید بهتر باشد مدیران به جای اتاقهای بزرگتر، رانندههای بیشتر و جلسات پرتعدادتر، کارنامه پربارتری داشته باشند. دستکم بگذاریم کارخانهها روشن بمانند، کارگران بیکار نشوند و سفره خانوادههای بیشتری خالی نماند.
//=normalizeText($row['content']) ?>