ایرج مارمولک از هر سوراخ کوچکی رد می شد/ آزاد شوم دزد مسلح بانک می شوم
کلانشهر: سرهنگ کارآگاه حیدر گودرزی رییس پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران گفت: از اوایل امسال گزارشهای متعددی مبنی بر سرقت مغازهها به پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران مخابره شد و تیمی از ماموران برای دستگیری عاملان این سرقتهای سریالی وارد عمل شدند.
وی افزود: کارآگاهان در تحقیقات میدانی اطلاع پیدا کردند که سارقان از بالای کرکرهها، کانال کولر و بدون تخریب وارد مغازهها شده و سرقت را به اجرا گذاشتهاند که با توجه به شیوه و شگرد سارقان تحقیقات و بررسی دوربینهای مداربسته آغاز شد.
سرهنگ گودرزی ادامه داد: تیم پلیسی با تجسسهای اطلاعاتی خیلی زود سارق حرفهای که اواخر بهمن سال گذشته از زندان آزاد شده بود شناسایی شد و در عملیاتی غافلگیرانه و هماهنگی با مقام قضایی ایرج ۴۲ ساله دستگیر شد.
رییس پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران اظهار داشت: در بازرسی از مخفیگاه متهم وسایل سرقتی زیاد کشف شد و متهم در همان تحقیقات ابتدایی وقتی در برابر مدارک و ادله پلیسی قرار گرفت به بیش از ۷۰ فقره سرقت اعتراف کرد که ارزش اموال سرقتی یک و نیم میلیارد تومان اعلام شده است.
صاحبان مغازه هایی که از سوی ایرج هدف سرقت قرار گرفته بود عنوان کردند، سارق حرفهای بدون هیچ تخریبی و از مسیر باریک که شاید فقط یک گربه رد شود وارد مغازه شده و با خونسردی و با مدت زمان زیادی که در مغازه بوده دست به سرقت زده و حتی گاوصندوقها را هم باز کرده و پول و دسته چکها را به سرقت برده است.
شاکیان پرونده ادامه دادند که چرا قوه قضائیه سارقی را که ۱۷ بار دستگیر شده دوباره آزاد میکنند و متهم چند روز بعد از آزادی این سرقتها را انجام داده است که این سرقتها باعث ویرانی زندگیها میشود.
ایرج مارمولک لقبی است که متهم برای خودش داد و با خونسردی از سرقت هایش میگوید و ادعا میکند اینبار آزاد شود اگر توبه نکند دست به سرقت مسلحانه از بانک میزند.
- سابقه داری؟
بله، ۱۷ بار زندان بودم و این بار هجدهم است که دستگیر شدم.
- اولین بار چند ساله بودی که زندان رفتی؟
سال ۱۳۶۹ که ۱۲ ساله بودم به خاطر سرقت از یک ضایعاتی دستگیر شدم و بعد از هربار آزادی از زندان حرفهای تر شده و دست به سرقتهای حرفهای تری میزنم و به قول معروف پله پله تو کار سرقت پیشرفت کردم.
- تا کی میخواهی دزدی کنی؟
اگر خدا بخواهد این بار آخر است که خلاف میکنم و توبه خواهم کرد.
- زندان درس عبرت نمیشود؟
میشود اما چون سرقت بیماری و عادت است نمیتوان آن را ترک کرد.
- شیوه و شگرد؟
از مسیر کانال کولر یا مسیرهای کوچک وارد مغازهها میشدم یعنی مسیری که فقط سرم از آن رد شود که برخی مواقع فاصله بین حفاظها کم بود که با جک فاصله را زیاد میکردم و از بین حفاظها رد میشدم و به راحتی داخل مغازهها بدون اینکه بهم ریختگی در مغازه صورت بگیرد دست به سرقت میزدم و بعضی اوقات چند ساعتی در مغازه بودم و بعد از همان مسیر خارج میشدم.
- گاوصندوق هم باز میکنی؟
بله.
-از کجا یاد گرفتی؟
خودم یاد گرفتم، هربار که به زندان میرفتم حرفهای تر میشدم و در سرقت مغازه به این شیوهای که من میروم کسی مثل من در ایران نیست.
- نقشهات برای بعد از آزادی چیست؟
اگر توبه کنم دیگر سرقت نمیکنم ولی اگر بخواهم دزدی کنم چون باید سرقتم نسبت به قبل حرفهای تر باشد دست به سرقت مسلحانه از بانک میزنم.
- نقشهاش را هم طراحی کردی؟
بله.
- چرا سرقت مسلحانه از بانک؟
چون این سرقتها دیگر جواب نمیدهد و باید پول بیشتری به دست بیاورم.
- چند مغازه را هدف سرقت قرار دادی؟
بین ۸۶ تا ۱۰۰ سرقت.
- با پولهای سرقتی چه کردی؟
من با یک دختر آشنا شده بودم که قرار بود با هم ازدواج کنیم و در شهرستان است که هرچه پول به دست میآورم به حساب او واریز کردم که فکر کنم نزدیک به ۵۰۰ میلیون تومان به حسابش ریختم که بعد فهمیدم فریب خوردم.
- چه اتفاقی رخ دهد دیگر سرقت نمیکنی؟
ازدواج کنم.
- اعتیاد داری؟
بله، ۲۰ سال قبل به مواد مخدر اعتیاد پیدا کردم و الان شیشه و متادون مصرف میکنم.
- چطور به سمت مواد رفتی؟
سرقت باعث شد تا به سراغ مواد بروم و بعد مواد باعث شد دزدی کنم تا هزینه تامین اعتیادم را تامین کنم.
- شنیدم یکبار در کانال کولر گرفتار شدی؟
بله، چند سال قبل در اصفهان خیابان چهارباغ یک مغازه کیف و کفش زنانه را هدف قرار دادم و چهارشنبه شب بود که از مسیر کنال کولر وارد مغازه شدم اما چون کانال کولر شیب داشت وقتی وارد شدم داخل آن گرفتار شدم که به سمت دریچه کولر رفتم و با لگد دریچه را شکستم اما متوجه شدم ۶ میلگرد فلزی جلوی دریچه کولر است که نمیتوانستم خارج شوم و مسیر بازگشت نیز نشدنی بود به همین خاطر داخل کانال کولر منتظر ماندم و تا روز یکشنبه مغازه تعطیل بود تا اینکه صبح روز یکشنبه صاحب مغازه وارد مغازه شد.
- چطور از کانال کولر خارج شدی؟
وقتی صاحب مغازه وارد مغازه شد شروع به جارو کردن مغازه کرد که من از داخل کانال کولر او را میدیدم و به آرامی به صاحب مغازه سلام کردم که شوکه شد و بعد گفتم من دزد هستم و در اینجا گیر کردم که در ادامه آتش نشانی و پلیس وارد مغازه شدند و با بریدن میلگردهای جلوی دریچه مرا بیرون آوردند و سپس به ۲ ماه زندان محکوم شدم که بعد از ۲ ماه آزاد شده و به تهران بازگشتم.
- هر برگ چک را به چه قیمتی میفروختی؟
هر برگ چک را ۴۰ هزار تومان را میفروختم.
- حرف آخر؟
آزاد شوم اگر توبه نکنم دست به سرقت مسلحانه از بانکها میزنم.
بنا بر این گزارش، متهم برای تحقیقات بیشتر به دستور بازپرس پرونده در اختیار کارآگاهان پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفته است.
//=normalizeText($row['content']) ?>