۲۰۲۴، سالِ سختِ لیبرال دموکرات ها/ نگرانی آشکار سردبیر اکونومیست از احتمال بازگشت ترامپ به کاخ سفید
در بسیاری از کشورها، حکومتِ حاکمانِ غیرِلیبرال، تثبیت خواهد شد. خیلیها به رهبرانِ فاسد و نالایق، رأی خواهند داد. مهمترین رقابت هم، انتخاباتِ ریاستجمهوریِ آمریکا است؛ کارزاری چنان زهرآگین و قطبیساز که سیاستِ جهانی را از بیخ و بن دگرگون خواهد کرد.
در پسزمینه درگیریها، از اوکراین تا خاورمیانه، جهتگیریِ آینده آمریکا نقشآفرین است. رهبریِ سیاسی و استراتژیِ ایالات متحده، نظم جهانی را تغییر میدهد و بر رخدادهای جهان اثرگذار است. به نظر میرسد 2024 از همه سالهای پیشین، بحرانیتر و مخاطرهآمیزتر باشد.
بیشک در بسیاری از کشورها، تقلبِ انتخاباتی در کار خواهد بود؛ مثلاً در "بلاروس یا رواندا" احتمال تقلب بسیار زیاد است و موضوع مهم در این مناطق، این است که سهم رأیِ رئیسجمهور فعلی چقدر به 100 درصد نزدیک باشد. "ولادیمیر پوتین" با تغییر غیرقانونیِ قانوناساسی در سال 2020 برای حذفِ محدودیتهای ریاستجمهوریِ روسیه، بدون شک برای سومین دوره متوالی و پنجمین دوره کلی، رئیسجمهور روسیه خواهد شد.
بیشترین رأیگیریِ انتخاباتی در آسیا خواهد بود و بزرگترین دموکراسیهای آن شامل "بنگلادش، هند و اندونزی"، به پای صندوقهای رأی خواهند رفت. متأسفانه با خطر پیشرویِ مواضع ضدلیبرالیستی مواجهیم.
هند در دوران "نارندرا مودی" (نخستوزیر)، از موفقیت چشمگیر اقتصادی و ژئوپلیتیکی برخوردار است؛ بااینحال نخستوزیر از شوونیسمِ ضداسلامی و حذفِ پادمانهای سازمانی حمایت میکند. به نظر میرسد رئیسجمهور اندونزی، "جوکو ویدودو"، کماکان بر تثبیت سلسله سیاسیاش متمرکز خواهد بود. بنگلادش نیز چرخشی اقتدارگرایانه را در پیش گرفته است. رهبرانِ مخالف زندانی شدهاند و هیچ مخالفتی با این موضوع در این کار نیست.
آفریقا قارهای با بیشترین انتخابات است؛ اما رأیدهندگانِ آن به نحوی فزاینده از عملکرد دموکراسی مأیوسند. در این قاره کودتا رایج است و 9 رژیم از سال 2020 قدرت را قبضه کردهاند. نظرسنجیها نشان میدهند، تعداد فزایندهای از آفریقاییها ممکن است مایل به همراهی با دولتِ نظامی باشند. انتخابات "آفریقای جنوبی" یادآورِ یأسی زنجیرهای و پیشرونده است. 3 دهه پس از قدرتیافتنِ ملت در اولین انتخاباتِ پس از آپارتاید، در کشوری که فساد، بزهکاری و بیکاری در آن موج میزند، مردم دوباره به پای صندوقهای رأی خواهند رفت.
خبرهای خوب هم داریم. مکزیک اولین رئیسجمهورِ زن خود را انتخاب خواهد کرد. هر دو رقیبِ اصلیِ ریاستجمهوری، زن هستند و کمتر از رئیسجمهور فعلی، گرایشات پوپولیستی دارند.
رأیدهندگانِ بریتانیایی هم عاقبت بین دو نامزد شایسته، دست به انتخاب خواهند زد. پس از 14 سال حکومتِ محافظهکاران، پیروزیِ حزب کارگر محتمل است؛ اما این دگرگونی محسوس نیست. افراد کمی در خارج از مرزهای بریتانیا متوجه تغییراتِ عمده خواهند شد.
انتخاباتِ برخی کشورها تأثیری ناهمگون و فراتر از مرزهای کشورشان خواهد داشت. حتی اگر 18 میلیون رأیدهنده تایوانی به حزبِ پیشرو دموکراتیک یا کومینتانگ (جبهه ناسیونالیستهای چین) رأی دهند، اپوزیسیونِ دوستداِر چین، بر روابط سیاسی در سراسر تنگه تایوان و بالطبع بر سطح تنشهای ما و چین تأثیر خواهد گذاشت. پیروزی انتخاباتی در کوتاهمدت، ممکن است احتمال درگیری را کاهش دهد؛ اما در میانمدت، رضایت تایوانیها خطر ماجراجویی چینی و به طور بالقوه احتمال درگیریِ قدرتهای بزرگ را افزایش میدهد.
بااینحال، خواه از نظر نمایشگریهای مهیبِ انتخاباتی و خواه از نظر پیامدهای بالقوه، هیچ چیز با "انتخاباتِ آمریکا" قابل قیاس نیست. به سختی میتوان باور کرد محتملترین نتیجه، رویاروییِ مجدد دو پیرمردی باشد که اکثریتِ رأیدهندگان آرزو دارند هیچکدام روی کار نیایند یا ترجیح میدهند، ترجیحشان انتخاب بین این یا آن نباشد.
کاندیداتوریِ دونالد ترامپ، دموکراسی آمریکا را تضعیف خواهد کرد. اینکه حزب جمهوریخواه مردی را نامزد کرده است که کوشیده نتایج انتخاباتِ ریاستجمهوری پیشین را باطل و دموکراسیِ آمریکایی را کمفروغ کند، حیرتآور است.
دور دومِ ترامپ، آمریکا را به جدالی بیقاعده و گرایشاتی انزواطلبانه در زمانه مخاطراتِ ژئوپلیتیک خواهد برد. علاقه شدید ترامپ به رهبران قدرتمند، بهویژه ولادیمیر پوتین، نشان میدهد مباهاتش برای پایاندادن به درگیریِ روسیه و اوکراین در 24 ساعت، به هزینه اوکراین تمام خواهد شد.
شاید ترامپ نامزد انتخاب نشود و چهبسا درصورت نامزدشدن، شکست بخورد؛ اما احتمالِ انتخاب مجدد او به نحو نگرانکنندهای زیاد است و عواقبِ آن برای دموکراسی و جهان میتواند فاجعهبار باشد.
