باور کنید تئاتریهای رشت نمیتوانند با «هیچ» درآمد زایی کنند
اگر در طراحی سالنها، اتاقهای تمرین در نظر گرفته نشده و یا اتاقها تغییر کاربری داده و اداری و کارمندی شدند این نباید اسباب دردسر برای گروههای نمایشی جوان باشد، آنها همین قدر که دارند برای تئاتر تلاش میکنند کافیست.
معمولا بعد از تمرین و آماده شدن درصدی از فروش بلیت متعلق به سالن میشود. اما برای تمرین کدام گروه جوان میتواند هزینههای میلیونی بدهد و حتی مطمئن از اجرا و فروش بلیت نباشد.
تجربه بیش از یک دهه مدیریتی من در این حوزه نشان داده که باید گروههای جوان را حمایت کرد تا بتوانند ضمن کسب تجربه درآمد ناچیزی هم داشته باشند. یادم میآید در دانشگاه هنر گروههای موسیقی سراغ من میآمدند و درخواست اجراهایی داشتند که برایشان درآمدی داشته باشد و چون تمامی سانسهای اجرا در اختیار گروههای حرفهای و قراردادهای از پیش تنطیم شده و برنامه سالانه بود به یک راه حل بینابینی رسیدیم که دانشجویان بین ساعت 12 تا 2 بعد از ظهر اجرا داشته باشند با فروش بلیتهای بسیار ناچیز که در اختیار خودشان قرار میگرفت.
با این کار هر روز دانشجویان کنسرت میدیدند آن هم در ساعتهایی که به کلاسها هیچ لطمهای نمیخورد.
کار فرهنگی و هنری بسیار ظریف است و مدیریت هنری و فرهنگی بسیار سختتر از انواع دیگر و نمیشود با بخشنامه و آییننامه و از بالا به پایین کارها را پیش برد.
اگر جوانان مکان تمرین نداشته باشند و به خانهها و زیر زمینها پناه بیاورند آیا رسالت فرهنگی مسئولین به غایت به انجام میرسد؟ آیا بهتر نیست به جای دافعه برای جوانان جاذبه ایجاد شود تا بتوانند در چهارچوبهای تعریف شده کار فرهنگی و هنری بکنند و موثر باشند؟ 
سالن مرکزی رشت که در واقع یک مجموعهای است که در استان نمونهای ندارد نباید به تنهایی توسط اداره کل ارشاد گیلان و یا اداره ارشاد رشت مدیریت و برنامه ریزی شود؟
پیشنهاد دارم که به صورت هیات امنایی و متشکل از چندین شخص و یا شخصیت فرهنگی که رشت کم هم ندارد اداره شود و این هیات بتواند با نگاه مسئولانه فرهنگی ضمن ارایه خدمات به جوانان به صورت کاملا آبرومندانه درآمد برای دولت کسب کند.
کم تعداد نیستند بازنشستگانی که بر اثر نیروی دافعه به جای کار فرهنگی یا در خانه با افسردگی دست و پنجه نرم میکنند و یا در پارکها با دوستان وقت سپری میکنند، در حالی که خیلی مشتاق هستند بتوانند حضور مستقیم و مستمر داشته باشند و این چرخ را به حرکت بیاورند.
تجربه ثابت کرده که نمیشود «هیچ» را بر روی صحنه آورد و با «هیچ» هم نمیشود، درآمد زایی کرد.
مشکل امروز ما نبود منابع هرچند اندک نیست، مشکل نبود مدیریت و فکر و اتاق فکری است که به جای به فکر جوانان و فردا بودن مدام به فکر این هستند که چگونه میشود از نردبان جاه طلبی بالا رفت.
آیا شورای شهر رشت نمیتواند در این حوزه تشریک مساعی کند؟ آیا فرهنگ دوستان شناخته شده و خوش سابقه نمیتوانند؟
جا دارد یادی کنم از مرحوم استاد حبیب پورسیفی که وقتی با کمبود امکانات مواجه میشد کلاسهای مدارس را برای گروهها میگرفت تا انجمن نمایش فعال بماند و استنباطش این بود که بعد از اتمام ساعت مدارس این مکانها خالی باقی میمانند و ایشان چقدر تلاش میکرد و چقدر موثر بود. اگر نبود چنین طرحهایی و دلسوزیهایی، بسیاری از اشخاص شناخته شده تئاتر در رشت، ایران و حتی خارج از ایران امروز نبودند.
باز هم به صراحت میگویم و انتظار دارم که گوش شنوایی باشد با روش مدیریت هیات امنایی میتوان هم سالن مرکزی رشت را مدام فعال نگاه داشت در تمامی زمینههای هنری تئاتر، موسیقی، هنرهای تجسمی و... این فقط همت میخواهد و فکر نو و البته جرات و جسارت که باور دارم در رشت کم نیستند اشخاص دلسوز و کاربلد که بتوانند کار مفید و موثری انجام دهند به شرط آن که برخی از مسئولین دیدگاه کلیشهای و تکراری را کنار بگذارند.
ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه خوشمان بیاید و چه نیاید آینده تعلق به جوانان دارد پس کاری نکنیم که سکان را از دست ما بگیرند خودمان همراه با انتقال تجربه و خوش فکری در اختیارشان قرار دهیم.
//=normalizeText($row['content']) ?>
