توصیه راننده تاکسی اجاره ای در رشت به کاندیداهای ریاست جمهوری؛صاحب ماشین نیستید؛شَر مرسانید
اختصاصی کلانشهر: رضا حقی*-«ماشین نگاره» عنوان سلسله مطالبی است که در اتومبیل (ماشین) میگذرد و چهارشنبه هر هفته در کلانشهر منتشر میشود. (بیشتر بخوانید)
پارک شهر؟ راننده ترمز کرد من و مرد جوانی که پهلوی من ایستاده بود سوار تاکسی شدیم.
صندلیِ جلو، خانم میانسالی نشسته بود و مشغول صحبت با راننده بود. از رادیوی ماشین صدای مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری شنیده میشد.
خانم گفت این جمعه انتخابات بشه ما راحت بشیم.
راننده گفت از چی راحت بشیم؟ تازه کار شروع میشه.
خانم گفت از این جر و بحثها، راحت میشویم هر کانال تلویزیون رو روشن میکنی اینها دارند حرف میزنند رادیو هم که الان داره همان دعوا مرافهها را پخش میکنه.
جوانی که بغل من نشسته بود به راننده گفت آقا میشه موج رو عوض کنی یه چیز دیگه گوش بدیم.
راننده گفت چرا نمیشه اصلاً خاموش میکنم و حرفهای شما رو گوش میدهیم.
رادیو رو خاموش کرد و گفت شما بفرمایید راجع به انتخابات نظرتون چیه رای بدیم، ندیم، به کی رای بدیم.
جوان گفت آقا من گفتم یک جا دیگه بذارید که راجع به انتخابات حرف نشنویم.
حالا شما میگی راجع به انتخابات صحبت کنید؟ ول کن جان مادرت.
خانم گفت مگه فرقی میکنه کی بیاد، آقا هر کی بیاد به فکر ما نیست، الذین والذینه هر روز بدتر از اینه.
گفتم واقعاً فرق نمیکنه کی بیاد؟
جوانی که کنار من نشسته بود گفت اینا اول که میخوان بیان میگن من این کارو میکنم اون کارو میکنم، یکی میخواد سالی چند میلیون خونه برای مردم بسازه، یکی میخواد طلا بده، یکی میخواد گوشت بیاره دم در خونه ما بخوریم، ولی وقتی ۸ سالشون تموم شد میگن ما اختیار نداریم و اختیار رئیس جمهور کمه، من نمیفهمم چرا هیچ کدوم اینها از اول نمیدونن اختیارشون چقدر هست.
خانم گفت اینا همیشه خودشون رو حق به جانب میدونن جوری حرف میزنند انگار نه انگار خودشون توی این سالها وکیل بودن، وزیر بودن، همه از ما طلب دارند، انگار ما باید کاری میکردیم که نکردیم.
مرد جوان گفت اینها هزینهای حرف زدن و بد بیراه گفتن به همدیگر را هم از ما میخواهند بگیرند.
راننده پرسید چطوری از ما میگیرند؟
مرد جوان گفت ندیدی مگه، شماره حساب اعلام کردن که مردم برای کمک به تبلیغاتشون پول به حسابشون بریزند.
خانم مسافر گفت راست میگه، نخواستیم کاری برای ما بکنید دیگه جیب ما را نزنید.
راننده گفت من تعجب میکنم یعنی کسی نیست به اینا حالی بکنه آقا شما که این همه وعده وعید میدی اصلاً مگه شما قراره همه کاره این مملکت بشوی، شما مثل من که راننده این ماشین هستم در حد رانندگی حرف بزن نه در حد صاحب ماشین و صاحب خیابان و ماشینهای دیگر.
گفتم همین شما، نباید در حد ماشین خودت حرف بزنی؟
گفت نه اصلاً این تاکسی مال من نیست مال یک نفر دیگر است من درصدی کار میکنم ۳۰ درصد مال من ۷۰ درصد مال صاحب ماشین است.
گفتم حالا رئیس جمهور اختیارش مثل شما باشد، یعنی چه کار باید بکند.
راننده گفت اول باید قبول بکند در حد راننده ماشین است نه صاحب ماشین. صاحب خیابان و همه چیز دیگر.
چهار سال آمده است مسئول رانندگی این ماشین است. یعنی تند راه نرود، با کسی تصادف نکند، مواظب باشد کسی به ماشین نزند، اعصاب مسافر را با حرف زدن الکی خرد نکند، ادای مالکیت کل خیابان را در نیاورد.
همین که مسافر را صحیح و سالم با اعصاب راحت به مقصد برساند و ماشین را صحیح و سالم به موقع تحویل راننده بعدی بدهد کافی هست، نه اینکه مسافر بگوید چرا کولر نمیزنی بگوید تقصیر صاحب ماشین است، مسافر بگوید چرا ماشین کثیف است بگوید همینه که هست نمیخواهی سوار نشو.
تا مسافر بگوید چرا پول خُرد ندارد بگوید بانک پول خرد نمیدهد.
خلاصه اگر قبول کردی راننده تاکسی باشی باید یک سری مسائل را رعایت کنی. نه که فقط جواب سربالا بدهی.
گفتم حرفهای شما خیلی جالب است ولی حیف من باید پیاده بشوم ممنون.
راننده گفت بفرمایید به سلامت.
