ماجرای ازدواج و مرگ همسر و پسر کوچک مسعود پزشکیان چه بود؟
کلانشهر: مسعود پزشکیان که تا یک ماه پیش تنها به عنوان نماینده مجلس شناخته میشد و قدیمی ترها دوران وزارت او را در دولت اصلاحات به یاد داشتند، به یک باره به منتخب مردم برای جایگاه ریاست جمهوری تبدیل شد. بسیاری سابقه و کارنامه به دور از حواشی سیاسی و اقتصادی و اخلاقی را برگ برندهاش خواندند، برخی لحن او را در مناظرات با صداقت دانستند و عدهای دیگر حمایت اصلاح طلبان را در پیروزی او موثر خواندند. تردید نیست که همه این موارد در پازل پیروزی پزشکیان موثر است اما مرور زندگی سیاسی و فعالیتهای او در سالهای گذشته و موضع گیری هایش در برهههای خاص و رخدادهای مهم نشان میدهد بیش از هر چیری این صدای بیصدایان بودن پزشکیان است که او را منتخب ملت کرده، نمایندهای که برخی از او به عنوان وجدان بیدار بهارستان یاد میکردند و صراحت لهجهاش در نقد ساختارهای قدرت همواره رسانهها را به سمت او جذب میکرد.
ماجرای ازدواج و حادثه تلخ رانندگی
ازدواج مسعود پزشکیان در همان سالهای انقلاب فرهنگی رخ داد. مسعود پزشکیان و همسرش در رشته پزشکی هم دانشگاهی بودند در دانشگاه آشنا و در نهایت ازدواج کردند. حاصل این ازدواج 4 فرزند بود که اکنون سه نفر از آنها در قید حیات هستند. همسر پزشکیان در یک سانحه تصادف همراه با یکی از فرزندان کشته شدند و پس از آن مسعود پزشکیان هرگز ازدواج نکرده است.
پزشکیان در سالهای اخیر در چند نوبت درباره این موضوع صحبت کرده و هربار حزن و بعضا بغض و گریه با او همراه شده است. او در مصاحبه با یادآوری این خاطره گریه میکند. او میگوید که پس از فوت همسرش ازدواج نکرده و خود نگهداری از فرزندانش را عهده دار شده است. در گفت وگوی دیگری گفت که همه زندگی و عشقش همسرش بوده و بعد از درگذشت او دیگر هیچ چیز حتی مقام و پست برای او در این زندگی ارزشی ندارد.
دو پسرش نیز در گفت وگوهایی تاکید کردند وقتی مادرشان زنده بوده هم پزشکیان آشپزی میکرده و کارهای خانه را انجام میداده است. پزشکیان و همسرش پزشک بودهاند و پس از ازدواج و با وجود داشتن چهار بچه در امتحانات تخصصی شرکت کردهاند. بر اساس گفتههای پزشکیان او نفر دوم کشور شده و همسرش نفر اول؛ پزشکیان جراح عمومی شده و همسرش جراح زنان.
بهمن سال 1393 پزشکیان به همراه خانوادهاش مهمان برنامه « فیروزه» بود، او در این برنامه درباره نحوه آشنایی با همسرش گفت: «با همسرم هم دانشگاهی و هر دو عضو انجمن اسلامی بودیم، آن زمان فقط دو نفر از دانشجویان دختر در دانشگاه چادری بودند و یکی از آنها همسرم بود. وقتی با انقلاب فرهنگی دانشگاهها تعطیل شد، از او خواستگاری کردم و خیلی راحت و ساده با مهریه یک جلد قرآن مجید، یک جلد مفاتیح الجنان و یک شاخه نبات ازدواج کردیم و زندگی دانشجویی خود را ادامه دادیم. پزشکیان در این برنامه با اشاره به مرگ زودهنگام همسرش گفت: برای من که یک دختر و دو پسر داشتم، خیلی سخت بود ادامه زندگی پس از مرگ همسرم، اما به خاطر بچهها تصمیم گرفتم تنها بمانم.
در ایام رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری نیز در کلیپی تاکید کرد که بعد از مرگ همسرش و پسر کوچکش ترجیح داده تا پای بچه هایش بماند.
//=normalizeText($row['content']) ?>