ماجرای درمانگاه های بدون امکانات عصب کشی دندان در رشت
اختصاصی کلانشهر: رضا حقی*-«ماشین نگاره» عنوان سلسله مطالبی است که در اتومبیل (ماشین) میگذرد و چهارشنبه هر هفته در کلانشهر منتشر میشود. (بیشتر بخوانید)
راننده که مرد جوانی بود در حالی که دستش را از پنجره ماشین بیرون بُرده بود گفت خداییش این باران وسط تابستان خیلی به موقع بود، داشتیم خفه میشدیم.
زن میانسالی که جلوی ماشین نشسته بود گفت آره به خدا، این کولرها هم چند روز استراحت میکنند.
همش یکسره روشن بودند. حالا خدا میداند پول برق چقدر بیاید.
مردی که با چتر کنار خیابان ایستاده بود گفت سرِ رشتیان؟
راننده ایستاد.
مرد کنار من صندلی عقب نشست
راننده نگاهی به مرد انداخت و گفت سلام آقای دکتر.
مرد گفت سلام، خسته نباشید
راننده گفت ممنون شما هم خسته نباشید، دیروز اومدم درمانگاه تشریف نداشتید
مرد گفت دیروز نبودم، من سه روز در هفته درمانگاه رشتیان هستم، سه روز دیگه به درمانگاه خیابان لاهیجان میروم.
راننده گفت دندانم را میخواستم بکشم دیدم نیستید رفتم تامین اجتماعی کشیدم.
زن پرسید مگر درمانگاهها دندانپزشک هم دارند؟
دکتر گفت بله، مراکز بهداشت معمولاً هفتهای چند روز دندانپزشک دارند
زن پرسید عصب کشی و پر کردن هم انجام میدهند
دکتر گفت به ندرت، چون امکانات به اندازه کافی نداریم بیشتر در حد کشیدن دندان و معاینات دانش آموزان هست.
زن گفت جالب است، نمیدانستم، فکر میکردم مرکز بهداشت فقط واکسن میزند و دکتر عمومی دارد.
دکتر گفت خدمات کامل دندانپزشکی نداریم ولی کارهای معمولی را انجام میدهیم.
پرسیدم پس در روز به همه مراجعین توضیح میدهید که مثلاً عصب کشی یا پر کردن ندارید فقط دندان میکشید یا از قبل مراجعه کنندگان میدانند.
دکتر گفت نه متاسفانه نمیدانند و وقتی ما این جوابها را میدهیم دلخور میشوند.
راننده گفت نه بابا، چه دلخوری، دیروز گفتند دکتر نیست ما هم برگشتیم رفتیم جای دیگه.
دکتر گفت هم آدم هایی که مراجعه میکنند فرق میکنند و هم مراکز بهداشت محلات با هم فرق میکنند.
پرسیدم مثلاً خیابان لاهیجان با رشتیان چه فرق میکند؟
دکتر گفت در رشتیان معمولاً من برای مراجعه کننده توضیح میدهم که محدودیت در خدمات داریم اکثرا بدون غرغر کردن خداحافظی میکنند و میروند.
پرسیدم یعنی مراجعین خیابان لاهیجان قبول نمیکنند؟
دکتر گفت چرا آنها هم قبول میکنند ولی معمولاً بد و بیراه هم میگویند و بعد میروند.
راننده خندید و گفت دکتر جان سخت نگیر پس ما چه کار کنیم هر روز به خاطره نداشتن پول خُرد مردههای ما در گور میلرزند.
بحث برایم جالب شده بود ولی چون یک نفر در زیر باران منتظر من بود به راننده گفتم ممنون، من اینجا پیاده میشوم.
*کارگردان تاتر
//=normalizeText($row['content']) ?>