هموطن عزیز؛ایران به جز جهت شمالی، «شرق،غرب و جنوب» هم دارد
اختصاصی کلانشهر: فاطمه صابری- هدف از سفر رفتن لذت بردن از مسیر و مقصد است. برای عدهای از هموطنان گویا این موضوع محلی از اعراب ندارد و صرفا سفر میروند که رفته باشند.
این که چه زمانی از سال است، مسیر چگونه است، چه چیزهایی در جاده انتظارشان را میکِشد، آیا سرپناهی برای سکونت در نظر دارند؟ قرار است چند روز ماندگار شوند، خودروهایشان کِشش این سفر را دارد؟برای تعدادی سوال حساب نمیآید.
گویا یک عده فقط میروند که رفته باشند تا پُز سفر رفتن را به فالورهایشان در اینستاگرام بدهند و همزمان در استوری واتساپ و تلگرام و بله و ایتا و شبکه اجتماعی ایکس و تیک تاک بگویند که ایهاالناس ما رفتیم سفر.
کسی سوال کند با چه کیفیتی؟ لابد خواهند گفت چه اهمیتی دارد؟ چون طبق آموزههای «روانشناسی زرد» فقط باید رفت؛ «تراپی» کرد و برگشت. مقصد و کیفیت اهمیتی ندارد.
اما عزیزان، همه چیزدانهای زمانه، به خود آیید! باور کنید مسافرت به صرف صف ترافیک، صف بنزین، صف خرید مرغ و رستوران و اقامتگاههای شلوغ و جنگل هایی که به زباله دانی تبدیل شده برای شما «تراپی» حساب نمیشود.
البته مختارید که برای حال و روزتان هر تصمیمی بگیرید. اما گیلان دیگر نمیکِشد.
جمعیت گیلان کمی بیشتر از ۲میلیون و ۵۰۰هزار نفر و وسعت این استان هم کمی بیشتر از ۱۴۰هزار کیلومتر مربع است.
بدون قدوم مبارک شما هم شهرهای بزرگش مانند رشت، انزلی و لاهیجان بسیار پرتراکم هستند. یعنی به فشردهترین شکل ممکن ساکنانش کنار هم مشغول زندگیاند.
حق دارید؛ دلتان با دیدن طبیعت گیلان از «حلیمه جان» رودبار به این طرف و گردنه حیران به این سو غنج میرود. اما همه ی گیلان طبیعتش نیست. برای زندگی کردن فقط اکسیژن لازم نیست. میدانیم که شمار زیادی از شما برای حضور در هتلها و اقامتگاههای گیلان «پول خرج میکنید» اما اکثر مناطق استان، زیرساختی ضعیف دارند. بدون اغراق، گیلان ۱۰۰کیلومتر راه استاندارد ندارد، اکثر مسیرهای ارتباطیاش در حد جادههای روستایی باقی مانده است. توانِ ضعیف آب، برق، گاز و خدمات دیگرش هم صدای ساکنانش را درآورده است.
اینکه میبینید تعدادی از گیلانیها در شبکههای اجتماعی به مسافران پرخاش میکنند چون خستهاند از بیتفاوتی مسئولانِ عاشق آمارسازی و هجوم عجیب و غیرمسئولانه هزاران نفر به استانی کوچک.
شاید باور نکنید اما با این هجوم، جا برای مردم گیلان تَنگ میشود. آنها مجبورند در خانه هایشان حبس شوند. بنزینی که سهمیه شهرها و روستاهایشان است ته میکشد. سهمیه چند هفته آرد، مرغ و گوشت استان شان در زمانی کوتاه تمام میشود. شما به هر حال میروید و آنها میمانند با کوهی از مشکلات جدید و احتمالا مقادیر زیادی زباله که در گوشه و کنار محل زندگی و طبیعت نزدیک شان رها شده است.
هموطن عزیز، به گیلان بیایید، اینجا هم گوشهای از خاک وطنتان است. اما لطفا کمی برنامه ریزی کنید. سرچ کنید وضعیت اقامتگاهها چگونه است، وضعیت جادهها را بررسی کنید، از اطلاعات منتشر شده ادارههای مربوطه استفاده کنید.
شاید تعجب کنید؛ اما باور کنید ایران به جز جهت شمالی، «شرق و غرب و جنوب» هم دارد.
وقتی برای رسیدن به یک جای دیدنی گیلان یا مازندران ۲۰ساعت تمام در جاده میمانید، خب با رانندگی کمتر از این، هرجای ایران که باشید بالاخره به یک جای دیدنی در شرق و غرب و جنوب این کشور میرسید. باور کنید ساکنان آن مناطق ایران که احتمالا خود شما یکی از همانها هستید، انسانهای خوب، قابل معاشرت و صاحب کمالات و مناطق دیدنی ویژه خودشان هستند.
هموطن، ایران را دوست داری؟ قسم حضرت عباس را قبول داری یا خط قرمزت اهورامزدا و پندار نیک، کردار نیک و گفتار نیک است؟ هر چه و هر که هستی، لطفا به خاطر تعطیلی پنج شنبه ۲۲شهریور و شنبه ۳۱شهریور مردم شمال را از زیستن در شمال پشیمان نکن. بگذار ساکنان گیلان و مازندران هم اندکی از زیست بوم شان لذت ببرند و برای حضور دوباره شما، خاک از سر و روی خود و اقلیم شان بتکانند.
