فقط در ورزشگاه های ایران فحش جنسی میدهند؟/مودبترین هواداران فوتبال متعلق به چه کشورهایی هستند؟
اگر تا دیروز مشکل، ممانعت از ورود زنان به ورزشگاه بود؛ چالش امروز ما نه مجوز حضور زنان در ورزشگاه، بلکه نبود ورزشگاههای خانواده محور است.
در بسیاری از نقاط جهان، از جمله ایران، فوتبال تنها یک بازی نیست، بلکه بخشی از هویت و احساسات جمعی هواداران است. این تعصب شدید گاهی به خشونت کلامی تبدیل شده و به عنوان بخشی از فضای استادیوم پذیرفته میشود.
البته خیلی نگران نباشید؛ فحاشی و رفتارهای ناهنجار جنسی در ورزشگاهها چه از سوی زنان و چه از سوی مردان درد مزمنی است که خیلی از کشورهای توسعه یافته نیز به آن مبتلا بوده و یا اینکه اکنون درمان شدهاند.
بنابراین به نظر میرسد با فرهنگ سازی و قوانین سخت گیرانهتر بتوان از حاد شدن این بیماری جلوگیری کرد و در مواردی حتی بتوان پیش گیری قبل از درمان انجام داد.
در فوتبال ایران فحاشی و توهین از سوی هواداران تیمها (زن یا مرد) یک معضل گسترده است. این موضوع نه تنها به زنان محدود نمیشود، بلکه بخشی از یک چالش بزرگتر در فرهنگ استادیومی کشور است.
ورود زنان به ورزشگاهها برای تماشای مسابقات فوتبال مردان سالها ممنوع بود و هنوز هم با محدودیت هایی همراه است؛ از طرفی گفته میشد پای زنان که به ورزشگاهها برای تماشای رقابتهای مردانه باز شود، مردان تماشاچی نیز خود را جمع و جور میکنند و تصمیم میگیرند مبادی آدابتر رفتار کنند؛ خلاصه کلام اینکه بساط فحاشی و حرکات نابهنجار برچیده میشود.
استانداردهای دوگانه در مستطیل جنسیت نگر و خشونت کلامی
از آنجا که فوتبال یک ورزش پرشور است؛ فضای ورزشگاه هم مکان مناسبی برای تخلیه هیجانات هواداران به شمار میرود و شعار دادن در ورزشگاه نیز راهی برای ابراز احساسات و مشارکت در جو رقابتی آن است.
در فضای مردسالارانه ورزش، برخی اشکال خشونت زبانی، طبیعی قلمداد میشود؛ اما اگر زنان در فضای مشابهی دست به فحاشی بزنند، با واکنش شدیدتری روبه رو میشوند. این استاندارد دوگانه، خشونت کلامی مردان را بیشتر عادی سازی میکند.
این روزها تصاویری از هواداران زن فوتبال در فضای مجازی دست به دست میشود که به فوتبالیستهای مرد فحاشی میکنند که در نگاه اول به نظر میرسد، مصداق بارز "خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو" است.
به عبارتی از آنجا که سالهای طولانی ورزشگاههای مختص تماشای فوتبال در انحصار آقایان بوده است و فحاشی و به کار بردن الفاظ رکیک، جزئی از حاشیههای هواداری به حساب آمده، بنابراین برخی زنان نیز به تقلید از فرهنگ استادیومی مردان این الگو را باز تولید میکنند.
از سوی دیگر کمبود تجربه حضور زنان در ورزشگاههای مختلط سبب عدم شکل گیری فرهنگ استادیومی سالم در میان آنها شده است.
نکته دیگر اینکه در عصر رسانه برخی افراد ممکن است، برای جلب توجه (وایرال شدن) در فضای مجازی به چنین رفتارهای نامناسبی روی آورند. تنها دیده شدن است که اهمیت دارد حالا با هر دستاویزی.
در همه سال هایی که مردان تماشاگر مسابقات فوتبال در ورزشگاهها هستند، فحاشی و رفتارهای نامتعارف به وفور وجود داشته است، اما در بسیاری از موارد حتی مسئولان در فکر برخورد تنبیهی و قانونی نبودهاند، شاید با این توجیه که خشونت اعم از کلامی و رفتاری در دنیای هواداری مردانه طبیعی و گریزناپذیر است؛ اما در مورد زنان مسئله فرق میکند، برخورد تنبیهی را مقدم بر تذکر و فرهنگ سازی میدانند.
همان طور که میدانید؛ ورزشگاههای کشورهایی مانند انگلستان، آلمان و اسپانیا در دهههای ۱۹۷۰ تا دهه ۱۹۸۰ به دلیل رفتارهای خشن، فحاشیهای جنسیتی، شعارهای نژادپرستانه و... شهرت داشتند. ولیکن با اصلاح ساختار ورزشگاهها، جریمه و ممنوعیت ورود هواداران خاطی، کمپینهای فرهنگی گسترده، حضور گسترده خانوادهها و زنان و ایجاد جایگاههای خانوادگی با ارائه تسهیلات ویژهتر و... توانستند فضای امن و محترمانه تری را در ورزشگاههای خود تجربه کنند.
از طرفی در کشورهای پیشرفتهتر، لیدرهای هواداری دارای تخصص هایی در زمینههای روانکاوی و روانپزشکی هستند که به مدیریت هرچه بهتر سکوها یاری میرسانند؛ در حالیکه ایران در این زمینه عقب مانده است.
مودبترین هواداران فوتبال متعلق به چه کشورهایی هستند؟
ژاپن
هواداران در ژاپن به داشتن فرهنگ احترام و انضباط اجتماعی مشهورند. آنها ضمن احترام به بازیکنان تشویقهای هماهنگ و مناسب دارند و بعد از بازی در پاکسازی ورزشگاه نیز همکاری میکنند.
آلمان
هواداری در کشور آلمان جنبه خانوادگی دارد و همین امر به افزایش احترام و کاهش خشونت کلامی و... کمک میکند.
سوئد
مردمان سوئد نیز فرهنگ هواداری قوی و سالمی دارند و استادیومها در این کشور محیطهای آرام و خانوادگی دارند.
کانادا
جو ورزشگاهها در کانادا معمولاً بدون تنش و با تمرکز بر حمایت مثبت از تیم هاست. نیوزلند و استرالیا نیز از محیطهای استادیومی معمولاً دوستانه و به دور از درگیریهای لفظی و فیزیکی برخوردارند.
پرتنشترین استادیومهای ورزشی جهان
در این میان، کشورهایی مانند آرژانتین، برزیل، ترکیه، ایتالیا، یونان و روسیه اغلب جو استادیومهای ورزشی پرتنشی را تجربه مینند و هواداران زن در توهینهای نژادپرستانه و جنسیتی با مردان مشارکت دارند.
سهم کودکان در فضای ورزشگاهی کشور تعریف نشده است
فرهنگ استادیومی سالم در ایران مستلزم ایجاد فضایی است که همه افراد، بدون توجه به جنسیت، سن یا موقعیت اجتماعی، بتوانند از تماشای فوتبال لذت ببرند.
بردن کودکان به ورزشگاه در فضایی که فحاشی و رفتارهای ناهنجار جنسی وجود دارد یک چالش بزرگ محسوب میشود؛ اما چنانچه بدانیم ورزشگاههای خانواده محور نه تنها باعث افزایش حضور زنان و کودکان در استادیومها میشوند، بلکه به بهبود فرهنگ هواداری و کاهش خشونت در فوتبال کمک میکنند، میتوانیم با قدمهای ساده و سنجیده تری استادیومهای سالم و خانواده محوری ایجاد کنیم.
چه کنیم فرهنگ هواداری سالم و مثبت را ترویج دهیم؟
* آموزش و آگاهی بخشی و برگزاری کارگاههای هواداری توسط باشگاهها
* حضور خانوادگی در ورزشگاهها
* جریمههای سنگین برای فحاشی و حرکات جنسی
* تشویق هواداران به خود کنترلی
از آنجا که همه ما در دهکده جهانی زیست میکنیم، ناگزیریم با الگو گرفتن از کشورهای پیشرو به توسعه فرهنگ هواداری بپردازیم.
برای نمونه فدراسیون فوتبال اسپانیا در سال ۲۰۱۶ فهرست موارد ۱۰ گانهای را در قالب کمیته "ضد خشونت" تصویب کرد که ممنوعیت استعمال دخانیات، جلوگیری از فحاشی به داوران، مربیان، بازیکنان و وابستگان آنها تنها بخشی از آن است. در انگلستان، فوتبالیستهای مطرح هر کدام در تیزرها و کلیپهای مختلف برای نکوهش رفتارها و ناهنجاریهای ورزشگاهها تلاش و مصاحبه میکنند. در این کشور نرم افزاری برای موبایل هواداران طراحی شده است که فهرست الفاظ ممنوعه را به اطلاع تماشاگران میرساند؛ به علاوه میتوانند هر ناهنجاری را از این طریق به مسئولان امنیت ورزشگاه اطلاع دهند.
حال آنکه در کشور ما پرداخت جریمه و بازی بدون تماشاگر نهایت جریمه باشگاهها در برابر هواداران متخلف است و در این میان، جرایم فردی متخلفان بسیار کمرنگ است. گاهی مدیران فرهنگی ورزش کشور همواره با کلیشه "ما بهترین تماشاگران دنیا را داریم"، سعی در توجیه سیاستهای نادرست سالم سازی محیط ورزشگاهها دارند.
//=normalizeText($row['content']) ?>