وقتی ترامپ روی سربندی خانه های گیلان هم تاثیر می گذارد
مردی که کنار خیابان ایستاده بود گفت دارسازی؟
راننده ایستاد و گفت وسایلت را بذار صندوق عقب
مرد دستگاه جوشکاری کوچکی را صندوق عقب گذاشت و صندلی جلوی ماشین نشست
راننده گفت علیک سلام
مرد گفت بنده سلام
بعد نگاهی به راننده کرد و گفت چاکریم متوجه نشدم، خوبی داش ابرام؟
راننده گفت از احوالپرسی شما، دو بار آمدم مغازه نبودی، کرکرهات پایین بود
مرد گفت آره، سر ساختمان مشتری هستم، معمولاً غروبی میرم مغازه، امروزم یک نصفه کار داشتم تمام شد.
حالا چیکار داشتی؟
راننده گفت میخوام مشورت بکنم با تو
مرد گفت در چه موردی؟
راننده گفت پدرم مشغول ساختن خانه است خواستم ازت بپرسم سربندی خانه الان چوب ارزانتره یا آهن؟
مرد گفت صد درصد آهن
راننده گفت راست میگی؟
مرد گفت آره، من الان تا آخر خرداد ماه سال دیگه وقتم پره، همینجوری نوبت سربندی دادم به مردم
مرد گفت خدا بازارت را گرم کنه، تو که همش مینالیدی، میگفتی آهنگری دیگه نانی نداره
مرد گفت نه خدا را شکر الان یکی دو ماهه خیلی خوب شده، خصوصاً از وقتی ترامپ (دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا) آمده، دم ترامپ گرم!
راننده خندید و گفت ترامپ اگه بدونه تو طرفدارش شدی ذوق مرگ میشه
حالا شغل تو چه ربطی به ترامپ داره؟
مرد گفت از وقتی ترامپ آمده دلار هر روز میره بالا، چوب نَراد هم که کلا از خارج میآورند، خیلی گران شده برای همین همه رو میآورند به آهن.
راننده گفت حالا چقدر فرق میکنه؟
مرد خندید و گفت والا اینجور چیزها دیگه ساعت میزنه
دو هفته پیش صاحب کار من گفت چوب نراد هر الوار یک میلیون و پانصد هزار تومان بود به جایش قوطی آهن گرفتم یک میلیون تومان. (قوطی یا باکس فلزی، قوطیهای مربع،مستطیل و جعبه مانند ساخته شده از ورق آهن است)
راننده گفت نه بابا آنقدر کمتره؟
مرد گفت آره الان بیشتر فرق میکنه
راننده گفت کِی وقت داری بیای خانه پدرم را ببینی یک حساب کتاب بکنی ببینی چقدر آهن میخواد
مرد گفت نقشه نداری مگه؟
راننده گفت در نقشه ساختمان سربندی با چوبه ولی الان آهن رو خودت باید حساب کنی
مرد گفت هفته دیگه یه روز غروب بیا مغازه با هم بریم
به راننده گفتم ممنون، من بعد از پل پیاده میشم.
*کارگردان تئاتر
