تخصص فروشندگی؛ شکلات مَلس و میوه های خراب
پرسیدم مگر چه کار میکنند؟
گفت هرجور دست اینها را نگاه بکنی میای خونه چند تا میوه خراب هم توی ساک تو هست.
اختصاصی کلانشهر: رضا حقی *- ماشین نگاره» عنوان سلسله مطالبی است که در اتومبیل (ماشین) میگذرد و چهارشنبه هر هفته در کلانشهر منتشر میشود. (بیشتر بخوانید)
مردی که ساک خرید در دستش بود گفت لب آب؟
راننده ایستاد
مرد صندلی عقب ماشین کنار من نشست
راننده پرسید ماهی سر میدان فراوان بود؟
مرد گفت نه، ماهی سفید کم بود ولی پرورشی زیاد داشتند، ما که به طرف آنها نمیتوانیم برویم، گوجه خیار خریدم.
زنی که صندلی جلوی ماشین نشسته بود گفت من سر میدان نمیتوانم چیزی بخرم فروشندهها شعبده بازی میکنند.
پرسیدم مگر چه کار میکنند؟
گفت هرجور دست اینها را نگاه بکنی میای خونه چند تا میوه خراب هم توی ساک تو هست.
جوری میوههای خراب رو برمی دارن تو متوجه نمیشوی
مرد گفت چون سر میدان یه خورده ارزانتر هست اونجا خرید میکنم.
زن گفت ارزانتر هست ولی چون همیشه چند تا خراب هم توش هست گرانتر میفته.
من همیشه برچین میخرم، یک خورده پول بیشتر میدم بازم برام بهتر تمام میشه
راننده گفت فروشندگی یک تخصص است
من چند سال پیش رفته بودم مشهد،تازه این شکلات هایی که شبیه سنگ هست بازار اومده بود.
یک مغازه بزرگ فقط شکلات بود رفتم داخلش یه دوری زدم موقع برگشت خانوم صاحب مغازه دم در بود گفت کجا؟
گفتم یه نگاهی کردم انشاالله بعد مزاحم میشم
گفت من نمیذارم مشتری بدون خرید از مغازهام بره بیرون
گفتم راستش من دیابت دارم نمیتونم شکلات بخورم، همینجوری برای قشنگی اینها اومدم اینها رو ببینم
زن گفت اجازه داد بیای بیرون؟
راننده گفت نه!
گفت امکان نداره، من برای دیابتیها شکلات ترش دارم
گفتم راستش من اصلاً از طعم ترشی بدم میاد
خانم گفت اشکال نداره من شکلات ملس هم دارم
دیدم چارهای نیست گفتم همان را نیم کیلو به من بدهید
واقعا فروشندگی یک تخصص است
زن گفت هر کسی در شغلش باید یک جور زرنگی داشته باشد
گفتم ممنون من صیقلان پیاده میشم.
*کارگردان تئاتر
//=normalizeText($row['content']) ?>