گروههای گَنگِستری در کمین فرزندانتان نیستند؛ کمی به حقوق دیگران احترام بگذارید
کمترین کاری که میتوانند انجام دهند این است که اتومبیل هایشان را کمی دورتر پارک کنند و خودشان مقابل مدرسه حضور پیدا کرده و دست فرزندانشان را بگیرند و به خودرو برسند. حال که اغلب، این کار را انجام نمیدهند آیا پلیس راهنمایی و رانندگی نباید آنها را وادار به این کار کند؟
بماند که اغلب این مدارس نه تنها هیچ تناسبی با استانداردهای جهانی برای یک محیط آموزشی ویژه کودک و نوجوانان ندارد که پارامترهای داخلی هم درباره شان رعایت نشده است. بحث ما اما نه چند و چون صدور مجوز مدارس در هر کوی و برزن و تبعات ناشی از آن برای کودکان و سرو صداهای ناگزیر برای همسایگان نیست. موضوع بحث، رفتار برخی والدین و رانندگان سرویس مدارس است که برای سوار و پیاده کردن دانش آموزان دقیقا مقابل درِ ورودی مدرسه توقف میکنند. آنها بیتوجه به وضعیت خیابان و دهها نفری که باید هنگام صبح، ظهر و عصر از آن محدوده استفاده کنند باعث راهبندان میشوند. رفتار برخی از آنها به گونهای است که گویا در شهری با دهها گروه گَنگِستری زندگی میکنند و اگر ثانیهای تعلل کنند و فرزندشان فقط چند قدم در پیاده راه منتهی به مدرسه قدم بزند، ممکن است ربوده شود!
میتوان این نقد را به پدرو مادران اغلب جوان وارد دانست که چرا کودکانشان به شدت وابسته به پدرومادر بار میآیند و قادر نیستند به تنهایی ۵۰متر آنطرفتر از مدرسه بروند و خودرو والدینشان یا سرویس مدرسه را پیدا کنند؟ چرا این خانوادهها قادر نیستند بین نقش حمایتی خانواده با مسئولیتهای فردی کودک و نوجوان توازن برقرار کنند؟
این کودکان برعکس دانش آموزان نسلهای گذشته و اغلب کشورها، قادر به انجام ابتداییترین فعالیتها بدون تکیه بر اطرافیانشان نیستند. موضوعی که قطعا در آیندهای نزدیک برای آنها و خانوادهها به چالشی پردردسر تبدیل میشود. با این حال خانوادهها به هر دلیلی احساس ناامنی میکنند، حداقل، هزینه حمایت افراطی از فرزندانشان را هم خود تقبل کنند و جامعه را مجبور نکنند با متدهای نادرست آنها خود را تطبیق دهد.
کمترین کاری که میتوانند انجام دهند این است که اتومبیل هایشان را کمی دورتر پارک کنند و خودشان مقابل مدرسه حضور پیدا کرده و دست فرزندانشان را بگیرند و به خودرو برسند. حال که اغلب، این کار را انجام نمیدهند آیا پلیس راهنمایی و رانندگی نباید آنها را وادار به این کار کند؟
چون این قبیل پدرو مادران و رانندگان سرویس مدارس در طی ۹ماه سال تحصیلی، دقایقی با خود به حقوق دیگر شهروندان فکر نمیکنند.
در حالی که مشخص نیست چرا تصور میکنند که همه شهر باید سه چهار بار در روز با رفتارهای خلاف قانون آنها مدارا کنند. چرا خود یا رانندگان سرویس مدارس حاضر نیستند چند قدمی پیاده روی کرده و اتومبیل شان را کمی دورتر از مدرسه پارک کرده و دانش آموزان را به مدرسه برسانند؟
مسئولیت اجتماعی و توجه به حقوق کودکان و نوجوانان این سرزمین جای خود؛ اما رویه شدن رفتار خلاف قانون و غیراخلاقی برخی والدین که تصور میکنند به صرف حضور فرزندانشان در مدرسه دیگر افراد جامعه باید خود را با آنها تطبیق دهند بدون آنکه خودشان حاضر به تحمل دشواری در حد چند قدم پیاده روی باشند، مدتهاست باعث اعتراض شمار زیادی از شهروندان شده که ناچارند برای حضور در محل کار و زندگی روزمره شان از خیابانهایی عبور کنند که درآنها مدرسه وجود دارد.
مدارسی که قرار است جایی برای آموزش درست کودکان باشد اما اغلب خروج و ورودشان با تضیع حقوق دیگر شهروندان کشور همراه است.
