یک اختلاف ۵۰ ساله میان ایران و آمریکا / ایران با کنسرسیوم غنیسازی موافق است اما ...
هر چند تهران هنوز جوابی رسمی به پیشنهاد آمریکا نداده است و به گفته وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران «بر اساس اصول، منافع ملی و حقوق مردم ایران» به زودی به آن پاسخ داده خواهد شد، اما به نظر میرسد که نقطه اختلاف همیشگی تهران و واشنگتن، در مورد محل قرار گرفتن تاسیسات غنی سازی و بازفرآوری سوخت هستهای، همچنان اصلیترین مساله در پاسخ به پیشنهاد جدید آمریکا باشد.
عصر شنبه ۱۰ خرداد، بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان در سفری کوتاه به تهران، پیشنهادهای جدید ایالات متحده آمریکا برای حل و فصل اختلافات دو طرف در مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا را به تهران آورد.
این نخستین بار از زمان آغاز مذاکرات دو طرف در اواخر فروردین ماه سال جاری است که دولت ایالات متحده آمریکا یک پیشنهاد مکتوب در اختیار ایران قرار میدهد.
پیشنهاد کنسرسیوم منطقهای غنی سازی
هر چند هنوز به صورت رسمی جزئیاتی از این پیشنهاد منتشر نشده است، اما رسانههای آمریکایی از جمله نیویورک تایمز و اکسیوس به نقل از منابع آگاه خبر دادهاند که پیشنهاد تشکیل یک کنسرسیوم منطقهای غنی سازی، بخشی از این سند مکتوب است.
نیویورک تایمز در گزارش خود به نقل از منابع آگاه نوشته بود که در این سند پیشنهادی «پیشنهاد تشکیل یک کنسرسیوم (شراکت) منطقهای برای تولید انرژی هستهای مطرح شده که ایران، عربستان سعودی، دیگر کشورهای عربی و ایالات متحده آمریکا را در بر میگیرد.»
اکسیوس نیز در گزارشی به نقل از منابع آگاه خبر داده بود: «یکی از ایدهها که توسط عمان مطرح شد و ایالات متحده نیز آن را پذیرفته است، ایجاد یک کنسرسیوم منطقهای برای غنی سازی اورانیوم با هدف استفاده در فعالیتهای صلح آمیز هستهای است که تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی و ایالات متحده امریکا قرار داشته باشد.»
آیا ایران با پیشنهاد کنسرسیوم مخالف است؟
جمهوری اسلامی ایران نه تنها تاکنون مخالفتی با پیشنهاد تاسیس کنسرسیوم منطقهای نشان نداده، بلکه تلویحا از چنین پیشنهادی استقبال کرده است.
مجید تخت روانچی، معاون سیاسی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در گفتگویی با خبرنگاران در خصوص این پیشنهاد گفت: «اگر کار به جلو برود و این موضوع به صورت جدی مطرح شود ممکن است آن را بررسی و نظر خود را بیان کنیم.»
اسماعیل بقائی هامانه، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز تاکید کرد: «اگر چنین ابتکاری وجود داشته باشد ما از آن استقبال میکنیم و میتوانیم مشارکت کنیم.»
ایران نه تنها در شرایط فعلی از این پیشنهاد استقبال کرده است، بلکه در دو دهه گذشته چندین بار این پیشنهاد را به عنوان راهکاری برای برطرف کردن نگرانیهای طرفهای غربی نسبت به برنامه غنی سازی جمهوری اسلامی ایران، روی میز مذاکره گذاشته است.
یکی از نخستین اشارهها به ایجاد کنسرسیوم غنی سازی سوخت هستهای در خاک ایران به سال ۱۳۸۵ بر میگردد. علی لاریجانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی و مذاکره کننده ارشد هستهای ایران در فروردین ۱۳۸۵ در گفت وگویی با نشریه فرانسوی لوپوئن گفت: «میتوان تصور کرد که یک شرکت بین المللی تاسیس شده تا این فعالیتها [غنی سازی] را در بخشی از خاک ایران که به این شرکت واگذار میگردد، انجام دهد.»
بعدها نیز ایران و طرفهای غربی بارها در مورد ایده کنسرسیوم در حین مذاکرات گفتگو کردهاند، اما یک اختلاف دیدگاه اساسی در مورد محل قرار گرفتن تاسیسات غنی سازی باعث شده است که این ایده هیچگاه به نتیجه نرسد.

اختلاف اصلی کجاست؟
هر چند تهران و واشنگتن تاکنون بارها در مورد تاسیس کنسرسیوم غنی سازی سوخت هستهای گفت و گو کردهاند، اما آنچه مورد اختلاف دو طرف است، قرار گرفتن تاسیسات این کنسرسیوم در داخل یا خارج خاک ایران است.
ایران اصرار دارد که اگر هم کنسرسیوم بین المللی برای تولید سوخت هستهای تاسیس شود، محل قرار گرفتن تاسیسات آن باید در خاک ایران باشد. ایران تاکید دارد که تاسیسات غنی سازی هرگز از خاک ایران خارج نمیشود.
سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در گفتگویی تلویزیونی تاکید کرده است: «ایده کنسرسیوم فی نفسه بد نیست؛ ما آماده همکاری هستیم حتی خارج از ایران. [اما] کنسرسیوم جایگزین غنی سازی داخل ایران نخواهد شد.»
اسماعیل بقای هامانه، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز در نشست خبری خود با خبرنگاران در خصوص پیشنهاد تاسیس کنسرسیوم گفت: «البته باید این موضوع را در نظر بگیریم که این نمیتواند جایگزینی برای غنی سازی در داخل ایران باشد و اگر نیت از طرح این موضوع این باشد که غنی سازی در ایران انجام نشود و ما از آن منصرف شویم چنین اتفاقی نخواهد افتاد.»
اما به نظر میرسد که ایده طرف آمریکایی، کاملا خلاف نظر ایران است. اکسیوس به نقل از «منبع آشنا با موضوع» نوشته است که نظر آمریکا قرار گرفتن تاسیسات غنی سازی در خارج از خاک ایران است. نیویورک تایمز نیز در گزارش خود هر چند به محل قرار گرفتن تاسیسات غنی سازی اشاره نکرده است، اما به نقل از منبع آگاه خود گفته است که در این پیشنهاد از ایران خواسته شده است: «کلیه فعالیتهای غنی سازی را متوقف کند.»
با توجه به حساسیت ایران به موضوع استمرار غنی سازی در خاک ایران، بعید است که هر پیشنهادی که متضمن خروج تاسیسات غنی سازی از خاک ایران باشد با واکنش مثبت تهران مواجه شود. اسماعیل بقایی هامانه، امروز در جلسه هفتگی با خبرنگاران در خصوص پاسخ به پیشنهاد آمریکا تصریح کرد: «هیچ متنی که متضمن خواستههای رادیکال باشد و حقوق مردم ایران را نادیده بگیرد با واکنش مثبت ما مواجه نخواهد شد.»
برداشت متفاوت از اهداف کنسرسیوم
اختلاف میان تهران و غرب در مورد محل قرار گرفتن تاسیسات کنسرسیوم هستهای، بر اساس یک اختلاف دیدگاه اساسی در مورد نحوه تامین سوخت هستهای مورد نیاز ایران است.
ایران معتقد است که بر اساس پیمان عدم اشاعه (NPT) حق دارد که چرخه کامل تولید سوخت هستهای، از جمله غنی سازی اورانیوم را در اختیار داشته باشد و مادامی که از مواد غنی شده و شکاف پذیر برای مصارف صلح آمیز استفاده میکند، هیچ طرفی حق ممانعت از استمرار فعالیتهای غنی سازی ایران ندارد.
برای ایران، ایده کنسرسیوم راهکاری است که اجازه میدهد کشورهای خارجی نمایندگی در فرآیند غنی سازی اورانیوم ایران داشته باشند و از این طریق با حضور کارشناسان و مدیران غیرایرانی، تضمینهای بیشتری در مورد صلح آمیز بودن فرآیند چرخه سوخت هستهای در ایران ایجاد شود. این موضوع در عین حال با ایجاد شراکت اقتصادی در مدیریت تاسیسات، صرفه اقتصادی تولید اورانیوم غنی شده را هم تضمین میکند، چرا که هم کشورهای خارجی در این تاسیسات سرمایه گذاری خواهند کرد و هم به عنوان مشتریِ سوخت هستهای برای تاسیسات هستهای خود، از محصول آن بهره برداری میکنند.
برای طرف غربی اما ایده کنسرسیوم، راهکاری برای تطمیع ایران برای خارج کردن تاسیسات غنی سازی از مرزهای ایران است. از نظر آمریکا، ایران برای تامین سوخت هستهای مورد نیاز خود، به راحتی میتواند این سوخت را از خارج از کشور وارد کند و نیازی به در اختیار داشتن چرخه سوخت هستهای در خاک خود ندارد. از نظر آمریکا ایده تاسیس کنسرسیوم با سهام داری ایران برای پاسخ به این نگرانی طراحی شده است که اگر طرفهای خارجی به هر دلیلی حاضر به فروش سوخت هستهای به ایران نشدند، تهران بتواند با استفاده از تاسیساتی در خارج از خاک خود که در آن صاحب سهام است، سوخت هستهای مورد نیاز خود را تامین کند.
اختلاف اصلی در پیشنهاد کنسرسیوم میان تهران و غرب بر این مبنا استوار است که ایران در خاک خود به «سوخت هستهای» نیاز دارد یا «برنامه تولید سوخت هستهای». از نظر ایران، «برنامه تولید سوخت هستهای» یک خط قرمز جدی در مذاکرات است در حالی که طرف مقابل با نگاه کارکردگرایانه معتقد است که اگر هدف از برنامه تولید سوخت هستهای، تامین نیاز به «سوخت هستهای» باشد، آنگاه قرار گرفتن این تاسیسات در خارج از خاک ایران هم نیاز ایران را برطرف میکند.
تاریخ نیم قرنه ایده کنسرسیوم
ایده تاسیس کنسرسیوم غنی سازی و بازفرآوری سوخت هستهای قدمتی به اندازه عمر برنامه هستهای ایران دارد. سینا عضدی، استاد دانشگاه جورج واشنگتن در مقالهای که اخیرا برای نشریه فارن پالیسی نوشته است، توضیح میدهد که نخستین بار در اواخر دهه ۱۹۷۰ بود که دولت جرالد فورد، در مذاکره با حکومت پادشاهی ایران پیشنهاد داده بود که ایران برنامه خود برای ایجاد تاسیسات بازفرآوری سوخت هستهای که توانایی تولید پلوتونیوم قابل استفاده در سلاح هستهای داشت، در قالب یک کنسرسیوم منطقهای در پیش بگیرد.
به نوشته عضدی در آن دوران نیز واشنگتن نگران بود که ایران از تاسیسات بومی بازفرآوری سوخت هستهای برای تامین پلوتونیوم مورد استفاده در سلاحهای هستهای استفاده کند و به همین دلیل با نقشه ایران برای ایجاد چنین تاسیساتی در داخل خاک ایران مخالفت میکرد. اصرار آمریکا بر جلوگیری از ایجاد تاسیسات بازفرآوری سوخت هستهای در سالهای پیش از انقلاب اسلامی باعث سردی روابط تهران و واشنگتن و طولانی شدن مذاکرات خرید تاسیسات هستهای از آمریکا شد.
ایده کنسرسیوم بار دیگر در نیمههای دهه ۱۳۸۰ با پیشنهاد علی لاریجانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی احیا شد. اما باز هم نقطه اختلافی میان ایران و غرب، محل قرار گرفتن تاسیسات غنی سازی اورانیوم بود.
در آن دوران حتی کشورهای عربی منطقه هم ایده کنسرسیوم را به صورت جدی مورد بحث قرار دادند. سال ۱۳۸۶، سعود الفیصل، وزیر خارجه وقت عربستان سعودی ایده ایجاد تاسیسات غنی سازی اورانیوم در خاک یک کشوری بیطرف مانند سوییس با مشارکت ایران و کشورهای جنوب خلیج فارس را مطرح کرد که مثل همیشه به دلیل اختلاف نظر در مورد محل قرار گرفتن تاسیسات با مخالفت ایران مواجه شد.
سال ۱۳۸۹ ایران تا حدی از موضع خود کوتاه آمده بود و علی اکبر صالحی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی، پیشنهاد دو پاره کردن تاسیسات غنی سازی را مطرح کرد. بر اساس پیشنهاد صالحی، بخشی از تاسیسات غنی سازی در خاک ایران و بخشی از آن در خاک روسیه قرار میگرفت و به صورت یک کنسرسیوم مشترک میان ایران و روسیه برنامه غنی سازی اورانیوم ایران در دو نقطه مدیریت میشد. در آن دوران مسکو که در جبهه غرب قرار داشت، با این ایده مخالفت کرد و سرگی ریابکوف، معاون وزیر خارجه روسیه در مورد «نیتهای ایران از این پیشنهاد» ابراز تردید کرد.

کنسرسیومی که ایران در آن عضویت دارد
ایران در سال ۱۹۷۵ (۱۳۵۳) در قالب توافقنامه ساخت رآکتورهای هستهای با فرانسه، بخشی از سهام یک کنسرسیوم اروپایی تولید سوخت هستهای را خریداری کرد. کنسرسیوم اورودیف (EURODIFّ) که ۱۰ درصد از سهام آن همچنان متعلق به ایران است و با سرمایه گذاری ایران و پیش خرید بخشی از محصولاتش توسط تهران پیش از انقلاب اسلامی تاسیس شد، قرار بود که در یک برنامه ۱۰ ساله بخشی از سوخت تولید شده خود را به ایران واگذار کند.
انقلاب اسلامی در ایران باعث شد تا اورودیف هرگز تعهدات خود را برای واگذاری سوخت هستهای به ایران عملی نکند. ایران در یک دعوی حقوقی بین المللی توانست حکم نهایی برای ایفای تعهدات مالی اورودیف را دریافت کند.
تجربه اورودیف، که همچنان هم بخشی از سهام ایران متعلق به ایران است اما تهران از سوخت هستهای تولیدی توسط آن بهرهای نمیبرد، باعث شد که تهران در مذاکرات هستهای همواره بر این تجربه به عنوان نمونهای از عدم تعهد غرب به واگذاری سوخت هستهای مورد نیاز ایران اشاره کند و این تجربه را به عنوان انگیزهای برای ایجاد تاسیسات بومی در داخل خاک ایران مورد تاکید قرار دهد.
حامیان ایده کنسرسیوم چه میگویند؟
حامیان ایده ایجاد کنسرسیوم چند استدلال اصلی برای حمایت از این برنامه دارند. مهمترین استدلال این است که تشکیل کنسرسیوم، به خصوص با حضور کشورهای منطقه، باعث میشود که قدرتهای رقیب منطقهای بر برنامه حساس غنی سازی نظارت مشترک داشته باشند. همانطور که عربستان سعودی نگران است ایران با انحراف در برنامه هستهای به دنبال سلاح هستهای برود، ایران هم نگرانی متقابلی نسبت به برنامه هستهای عربستان سعودی دارد. این نگرانی متقابل باعث خواهد شد که دو طرف با دقت بیشتری بر برنامه یکدیگر را رصد کنند و چشمان ناظر مضاعفی علاوه بر آژانس بین المللی انرژی اتمی بر برنامه غنی سازی مشترک دو کشور نظارت داشته باشند.
چنین تجربهای در دهه ۱۹۹۰ میلادی بین آرژانتین و برزیل که دو رقیب هستهای در آمریکای لاتین بودند به صورت موفق عملی شد. در دورانی که برزیل به دنبال برنامه تولید تسلیحات هستهای بود و آرژانتین هم در رقابت با برزیل تلاش میکرد تا برنامهای مشابه ایجاد کند، با تشکیل حکومتهای دموکراتیک در دو کشور، ایده تاسیس یک نهاد نظارتی مشترک مورد توافق قرار گرفت. نهاد موسوم به آژانس آرژانتینی-برزیلی حسابرسی و کنترل مواد هستهای (ABACC) به عنوان یک نهاد مستقل از دولتهای دو کشور در کنار آژانس بین المللی انرژی اتمی به عنوان ناظر بر برنامه هستهای برزیل و آرژانتین، تجربهای موفق از همکاری دو رقیب هستهای برای کنترل و نظارت بر یکدیگر است.
استدلال دیگری که در مورد منطقی بودن کنسرسیوم غنی سازی بیان میشود، مساله صرفه اقتصادی برنامه غنی سازی اورانیوم است. سیدحسین موسویان و فرانک فن هیپل دو کارشناسی بودند که دو سال پیش به صورت مفصل در مورد این ایده توضیح دادند. این دو کارشناس، که یکی از آنها دیپلمات ارشد و مذاکره کننده هستهای پیشین جمهوری اسلامی است، اکتبر ۲۰۲۳ در بولتن دانشمندان هستهای نوشتند: «انگیزهها برای عربستان سعودی و یا هر کشور دیگری در منطقه خاورمیانه برای ایجاد برنامه غنی سازی اورانیوم به هیچ عنوان مبنای اقتصادی ندارد. هیچ یک از برنامههای غنی سازی در ابعاد کوچک، نه در برزیل، نه در ایران و نه در ژاپن، از لحاظ اقتصادی به صرفه نیستند. برنامههای غنی سازی کوچکتر به وضوح نمیتوانند با تامین کنندگان بزرگ سوخت هستهای و خدمات غنی سازی، یعنی روسیه، فرانسه، چین و URENCO رقابت کنند. URENCO که بعد از روسیه دارای بالاترین ظرفیت غنی سازی اورانیوم در جهان است به صورت مشترک متعلق به آلمان، هلند و بریتانیا است. حتی ایالات متحده آمریکا هم برنامه هایش برای کمک به ایجاد برنامه غنی سازی اورانیوم در داخل خاک آمریکا را در ارزیابی رقابت بین المللی کنار گذاشت. در حال حاضر تنها ظرفیت غنی سازی موجود در آمریکا متعلق به URENCO است.»
استدلال دیگر، متمرکز بودن کنسرسیوم و سادهتر بودن نظارت و کنترل یک برنامه به جای چندین برنامه بومی در خاک کشورهای مختلف است. موسویان و فن هیپل با اشاره به خواست عربستان سعودی از آمریکا برای همکاریهای هستهای و گمانه زنیها در مورد تمایل این کشور به در اختیار داشتن برنامه غنی سازی بومی، مینویسند: «اگر چنانچه اجتناب از انتشار برنامه غنی سازی اورانیوم در میان کشورهای خاورمیانه غیرممکن شود، آنگاه تنها جایگزین مناسب برای اشاعه خطرناک برنامههای ملی متعدد غنی سازی، ایجاد یک کنسرسیوم مشابه URENCO برای خاورمیانه است.»
منتقدان چه میگویند؟
نخستین استدلال منتقدان برنامه غنی سازی اورانیوم توسط ایران این است که در حال حاضر به اندازه کافی سوخت هستهای در جهان تولید میشود. بر اساس استدلال این دسته از منتقدان، ایران به میزان ناچیزی از سوخت هستهای برای رآکتور تحقیقاتی تهران نیاز دارد که به سادگی از خارج تامین شده است و برای سوخت نیروگاه اتمی بوشهر نیز همچنان سوخت مورد نیاز خود را از روسیه وارد میکند.
مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا اواخر ماه آوریل در این مورد گفته بود: «اگر ایران برنامه هستهای صلح آمیز میخواهد، مانند بسیاری دیگر کشورها در جهان میتواند چنین برنامهای داشته باشد و مواد غنی شده را از خارج وارد کند.» وی در استدلال مخدوش و مغالطه آمیز ادعا کرده بود: «اما اگر آنها بر غنی سازی اصرار کنند، تنها کشوری در جهان هستند که برنامه تسلیحات هستهای ندارد، اما غنی سازی میکند.»
البته این ادعای مارکو روبیو با واقعیت منطبق نیست، کشورهایی مانند ژاپن، آرژانتین، هلند و برزیل برنامه غنی سازی اورانیوم در داخل خاک خود دارند، اما برنامه تسلیحات هستهای ندارند.
نکته دیگری که توسط منتقدان مورد اشاره قرار میگیرد، سلطه حاکمیتی کشور میزبان بر تاسیسات کنسرسیوم است. مارک فیتزپاتریک، دیپلمات پیشین آمریکایی در گفتگویی تاکید میکند: «در صورت وقوع هر بحرانی یا اگر حکومت ایران تصمیم به ساخت سلاح هستهای بگیرد، میتواند پرسنل خارجی را اخراج کند و تجهیزات و تاسیسات کنسرسیوم بین المللی را مصادره کند.»
//=normalizeText($row['content']) ?>
