جواب مسئله به ذهنتان نمیرسد؟ شاید چرتی کوتاه بتواند کمک کند
به گزارش نیوساینتیست، یافتههای مطالعهای تازه نشان میدهد افرادی که به مرحله ی دوم خواب رسیده بودند، بیشتر از دیگران لحظهای ناگهانی از درک مسائل یا همان «یافتم!» را تجربه کردند، در حالی که افرادی با خواب سبکتر یا بدون خواب، کمتر به چنین بینشی رسیدند.
آنیکا لوو، پژوهشگر در مؤسسه ی ماکس پلانک برلین، میگوید: «حتی چرت زدن عمیق میتواند لحظاتی از شهود را در ذهن برانگیزد. ما هنوز در آغاز راه شناخت سازوکارهای سودمند خواب هستیم، یکی از فرضیهها این است که در طول خواب، مغز اطلاعات را پالایش میکند و با کنار گذاشتن دادههای نامرتبط، ذهن را برای درک سادهتر و سریعتر مسئله آماده میسازد.»
اگرچه پیشتر نیز مطالعاتی در زمینه ی تأثیر چرت زدن بر خلاقیت انجام شده بود، هنوز درباره ی مؤثرترین مرحله ی خواب توافقی وجود ندارد. برخی پژوهشها مرحله ی بسیار سبک اول (N1) را سودمندتر میدانند؛ همان مرحلهای از خواب که توماس ادیسون با استفاده از گویهای فلزی در دست، تلاش میکرد به آن وارد شود و پیش از ورود به خواب عمیق، خودش را بیدار کند. اما شماری دیگر از پژوهشها نشان دادهاند که مرحله ی عمیقتر دوم (N2) که همچنان از خواب امواج آهسته (N3) سبکتر است، بیش از مرحله ی اول به بروز خلاقیت کمک میکند.
برای بررسی بیشتر، تیم تحقیقاتی لوو از ۹۰ داوطلب سالم بین ۱۸ تا ۳۵ سال خواستند تا وظیفهای ساده اما جذاب را انجام دهند: تشخیص جهت حرکت نقطه هایی که به سرعت روی صفحه ظاهر میشدند. بدون آنکه چیزی به شرکت کنندگان گفته شود، رنگ نقطهها در میانه ی کار به تدریج به عامل پیش بینی کننده ی پاسخ درست تبدیل شد.
در مرحله ی نخست، فقط ۱۵ نفر به تنهایی و در طول ۲۵ دقیقه متوجه الگوی مسئله شدند. ۷۵ نفر باقی مانده، به اتاقی ساکت و تاریک هدایت شدند تا ۲۰ دقیقه استراحت کنند، درحالی که دستگاه نوار مغز، فعالیت مغزی آنها را ثبت میکرد.
مغز در طول خواب اطلاعات را پالایش میکند
پس از چرت، همان وظیفه تکرار شد و این بار بسیاری از شرکت کنندگان موفق به شناسایی میان بر رنگی شدند. اما آنچه تفاوت ایجاد کرد، عمق خوابی بود که هر فرد تجربه کرده بود. در میان ۶۸ نفری که دادههای مغزی شان تحلیل پذیر بود، ۸۵٫۷ درصد از کسانی که وارد مرحله ی دوم خواب (N2) شده بودند، الگو را کشف کردند. در حالی که تنها ۶۳٫۶ درصد از افراد با خواب سبکتر (N1) و ۵۵٫۵ درصد از کسانی که بیدار مانده بودند، موفق به تشخیص الگو شدند.
ایتامار لرنر از دانشگاه تگزاس در سن آنتونیو، میگوید: «یافتهها نشان میدهند که خواب عمیقتر احتمال بروز لحظات بینش را بالا میبرد، دست کم در مورد این وظیفه ی خاص.» او تأکید میکند که نوع مسئله ی ذهنی، نقش مهمی در تأثیرگذاری خواب دارد.
از سوی دیگر، دلفین اودیه از مؤسسه ی مغز پاریس، احتمال میدهد که هر مرحله از خواب، برای نوعی خاص از پردازش ذهنی مفید است. به باور او، تفاوت در طراحی وظایف شناختی میتواند دلیل اختلاف نتایج بین مطالعات مختلف باشد.
بیورن راش از دانشگاه فریبورگ سوئیس نیز یافتهها را تأیید میکند، اما به محدودیت طراحی مطالعه اشاره دارد. از نظر او، شرکت کنندگان به صورت تصادفی به مراحل مختلف خواب گمارده نشدند و هر فرد تنها در یک سناریو بررسی شد، بنابراین نمیتوان از رابطه ی علی مطمئن بود. به ویژه، افرادی که در صندلیهای راحتی آزمایشگاه توانستهاند بخوابند، شاید در مجموع توانایی ذهنی بالاتری برای رسیدن به بینش داشته باشند و چرت زدن، صرفاً شرایط را برای بروز این توانایی آماده کرده باشد.
مطالعه در نشریه PLOS Biology منتشر شده است.
//=normalizeText($row['content']) ?>