شوهرم با بچهام مشکل دارد؛ طلاق میخواهم
نازنین و احسان تصمیم به طلاق گرفتهاند. زن جوان از دلایل این جدایی میگوید.
چه مدتی با شوهرت زندگی کردی؟
ما دو سال با هم زندگی کردیم.
قبل از ازدواج همدیگر را میشناختید؟
بله. من و احسان چهار سال بود که همدیگر را میشناختیم و دوستی نزدیکی با هم داشتیم.
چطور شد تصمیم گرفتید ازدواج کنید؟
در مدتی که با هم ارتباط داشتیم، فکر کردیم حالا که ارتباط خوبی داریم، میتوانیم زندگی خوبی برای هم بسازیم.
چطور با هم آشنا شدید؟
در یک سفر جمعی با هم آشنا شدیم و بعد ارتباط ما بیشتر شد.
حالا که تصمیم به طلاق گرفتهاید، دلیل این جدایی چیست؟
ما دو سال با هم زندگی کردیم و بعد متوجه شدیم اختلافات اخلاقی و سلیقهای زیادی داریم.
طلاق شما توافقی است؟
بله. با هم تصمیم گرفتیم، تمام کنیم، چون هر دو داشتیم اذیت میشدیم.
اگر بخواهی یک دلیل واضح برای طلاق بگویی آن چیست؟
به خاطر فرزندم!
شما بچه هم دارید؟
من بچه دارم. من از ازدواج اولم یک فرزند دارم.
بچه با شما زندگی میکرد؟
بله. با ما زندگی میکردیم. یک سال گذشته تصمیم گرفت پیش پدرش برود، چون دیگر نمیتوانست با احسان زندگی کند.
پس اختلاف اصلی به خاطر فرزندت است؟
احسان حاضر نبود من را به عنوان یک مادر قبول کند. او مرتب با بچه من دچار درگیری بود. شیطنتهای بچه را تحمل نمیکرد و این، روی رابطه ما خیلی اثر گذاشته بود.
حالا که تصمیم به جدایی گرفتهاید، فکر میکنی کار درستی کردهای؟
چارهای نداشتم. من بین فرزندم و احسان باید یکی را انتخاب میکردم و سرنوشت بچهام از سرنوشت خودم برایم مهمتر بود.
بعد از طلاق چه میکنی؟
من زن مستقلی هستم. قبل از احسان هم با دخترم زندگی میکردم و حالا هم با دخترم زندگی خواهم کرد. برایم مهم این است که بچهام پیش من باشد.
//=normalizeText($row['content']) ?>