چرا ملوانی ها در شب شکست تاریخی استقلالِ میلیون دلاری، بر زخم آبی ها نمک پاشیدند؟
این باخت هنگامی بیشتر به چشم میآید که به فهرست پرهزینه استقلال توجه کنیم: از آنتونیو آدان دروازه بان سرشناس اروپایی گرفته تا هافبک گابنی، جاسیر آسانی ستاره آلبانیایی گران قیمت، منیر الحدادی مهاجم سابق بارسلونا، دوکنز نازون ملی پوش تیم ملی هائیتی و موسی جنپو بازیکن اهل مالی؛ نام هایی که هر کدام با قراردادهای میلیون دلاری به تهران آمدند تا استقلال را در سطحی فراتر از لیگ داخلی مطرح کنند. با این حال، شکست مقابل یک تیم متوسط از امارات نشان داد فاصله میان هزینههای کلان و نتیجه گیری در زمین تا چه اندازه میتواند عمیق باشد.
در همین فضای انتقادی، هواداران ملوان بندرانزلی نیز بار دیگر صدای اعتراض خود را بلند کردند. آنها در شبکههای اجتماعی یادآور شدند که در فینال جام حذفی فصل گذشته که بین این تیم و استقلال برگزار شده بود، با اشتباهات داوری از رسیدن به جام بازماندند؛ یکی از مهمترین صحنههای مورد انتقاد هواداران ملوان بندرانزلی خطای آرمین سهرابیان روی محمد عمری بود؛اما خطا توسط داور وسط بازی تشخیص داده نشد و VAR نیز به موضوع ورود نکرد تا تصمیم بازبینی شود. ملوانیها معتقدند اگر آن صحنه به درستی داوری شده بود، سهرابیان باید کارت قرمز میگرفت و مسیر قهرمانی متفاوت بود.
پس از این جنجالها، احمد محمدی، داور متصدی اتاق VAR در آن بازی، به علت اشتباه تأثیرگذار در تشخیص آن صحنه، برای یک سال از قضاوت محروم شد،محرومیتی که حتی اجازه قضاوت در ردههای پایینتر را نیز شامل میشود. از نگاه ملوانیها، شکست سنگین استقلال در آسیا چیزی جز «عدالت دیرهنگام فوتبال» نیست.بویژه آنکه هزینههای تیم داری ملوان در مقابل تیم هایی مانند استقلال بسیار اندک است.
اما مسئله شکست سنگین استقلال، فراتر از یک باخت یا یک قضاوت بحث برانگیز است. استقلال،سپاهان،تراکتور تبریز و پرسپولیس امروز در شرایطی میلیاردها تومان صرف خرید ستارههای خارجی کردهاند که حتی یک ورزشگاه اختصاصی ندارند. ورزشگاه آزادی، تنها خانه مشترک دو تیم پرطرفدار پرسپولیس و استقلال، سال هاست درگیر تعمیرات طولانی و فرسودگی زیرساختی است و بارها سبب محرومیت این دو باشگاه از میزبانی بین المللی شده است. این تناقض عجیب فوتبال ایران را آشکار میکند: حضور بازیکنان میلیون دلاری در لیگ، در کنار نبود حداقل امکانات سخت افزاری برای باشگاهها.
از سوی دیگر، هزینههای سنگین هلدینگ خلیج فارس برای استقلال این پرسش را برای منتقدان پررنگتر کرده که منابع عظیم مالی در فوتبال ایران به چه سمت و سویی هدایت میشود. آیا هدف، ساختن یک باشگاه پایدار و حرفهای است یا تنها خرید ستاره هایی که در بزنگاهها نمیتوانند حتی برابر تیم متوسط اماراتی از اعتبار فوتبال ایران دفاع کنند؟
شاید شکست تاریخی استقلال فرصتی باشد برای بازاندیشی: بدون ورزشگاه استاندارد، مدیریت شفاف و ضعفهای داوری، حتی پرهزینهترین بازیکنان خارجی هم نمیتوانند فوتبال ایران را نجات دهند.
//=normalizeText($row['content']) ?>
