گیلان در آیینه دانشنامه؛ شبی به یاد تاریخ و هویت
اختصاصی کلانشهر: سعیده موسوی- شب دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان عصر پنج شنبه در رشت برگزار شد. در این برنامه مولفان این دانشنامه و جمعی از اساتید حضور داشتند که با استقبال پرشور علاقه مندان به فرهنگ و تاریخ گیلان برگزار شد؛ به گونهای که تعداد زیادی از شرکت کنندگان تا پایان مراسم به صورت ایستاده حضور داشتند.

در آغاز برنامه، علی دهباشی، روزنامه نگار، نویسنده و سردبیر مجلات بخارا و سمرقند با اشاره به اینکه این نشست، هشتصد و نود و چهارمین شب بخاراست، به تحلیل و بررسی دانشنامه ی «فرهنگ و تمدن گیلان» پرداخت. او همچنین به یاد کامران فانی، اندیشمند، نویسنده، مترجم، کتابدار و نسخه پژوه برجسته ایرانی، از سختیهای ادامه دادن این شبها پس از وخامت حال وی سخن گفت و یادآور شد که فانی پس از احسان یارشاطر، از بهترین و تأثیرگذارترین چهرههای فرهنگی ایران بوده است. وی به تسلط فانی بر پنج زبان و سکوت و انزوای او پس از درگذشت دکتر شایگان اشاره کرد.

دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان تجربهای کم نظیر
سپس فرامرز طالبی نویسنده، منتقد و یکی از اعضای سه نفره دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان به ایراد سخنرانی پرداخت و گفت:ما سه نفر به صورت کاملاً تصادفی شروع به این کار کردیم. زمانی طولانی سپری شد که به این نتیجه برسیم که چطور باید کار را شروع کنیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که یک مجموعه منتشر کنیم. مجموعه سازی در کشور ما سابقه طولانی دارد، اما ما احساس کردیم که به یک مجموعه جامع گیلان شناسی نیاز داریم.
وی در تشریح انتشار این دانشنامه افزود: بر اساس همین طرح، ما صد و بیست عنوان تعریف کردیم که بسیاری از آنها زیرردههای عنوانهای اصلی محسوب میشوند.کم کم ظرفیتهای خودمان را پیدا کردیم. طرح در دست ما بود و به دنبال کسی بودیم که آن را پیاده سازی کند. در نهایت دوستان، سازمان برنامه را در نظر گرفتند و ما توانستیم قرارداد سی عنوان کتاب را با آنها منعقد کنیم.
طالبی با تأکید بر جنبه اخلاقی این کار، گفت: ما از ابتدا گفتیم که هیچ پولی برای کار، نظارت و مدیریت این مجموعه دریافت نکردیم و منتظر ادامه این کار بودیم. همچنین سعی کردیم با پژوهشگرانمان گفت وگو داشته باشیم؛ به این صورت که برای هر طرحی با پژوهشگرانمان صحبت میکردیم و سپس کار آغاز میشد.
او این مجموعه را تجربهای کم نظیر دانست: تجربیات بسیاری در این مسیر به دست آوردیم که ثبت خودِ این تجربیات، کار بسیار مهمی است. در هیچ جای ایران مجموعهای به این شکل تعریف نشده بود. پس از ما، استانهای بوشهر، مازندران و دو سه استان دیگر شروع به انجام این کار کردند، اما در قیاس با سایر استانها، مجموعه گیلان بهتر و با تعریفی مشخص منتشر شد.

زبان ستون اصلی هویت فرهنگی هر قوم است
در بخش دیگری از این برنامه، پیامی از مسعود پورهادی، نویسنده و پژوهشگر زبان گیلکی که این روزها در خارج از کشور به سر میبرد، پخش شد.
پورهادی در پیام خود، این مجموعه را با هدف مستندسازی جنبههای گوناگون تاریخ، فرهنگ، زبان و زندگی مردم گیلان دانست که از سال ۱۳۸۵ آغاز شد و اینک یکی از گستردهترین طرحهای دانشنامهای در سطح استان و کشور شناخته میشود.
وی این دانشنامه را نخستین تجربه دانشنامه هدفمند در ایران دانست که در استان گیلان بنیان گذاشته شد و افزود: هشتاد جلد پژوهشی این دانشنامه، تصویری کامل از نیازهای مادی و معنوی گیلان را گرامی میدارد و تلاشی برای نگه داشتن حافظه تاریخی و فرهنگی مردمی است که ریشه هایشان در تاریخ کهن ایران تنیده شده است.
پورهادی به ساختار مدیریتی پروژه اشاره کرد و گفت: از آغاز این پروژه، شورای پژوهشی متشکل از فرامرز طالبی، مسعود پورهادی و هادی میرزانژاد بود. وظیفه ما در این شورا تعیین مدخلها، نظارت بر محتوا و حفظ استانداردهای پژوهشی آثار بود. تجربه کار در شورا، تجربهای سراسر از بررسیهای علمی و گاه دشواریهای تصمیم گیری در برابر گستردگی فرهنگی گیلان بود.
او در کنار مسئولیت شورایی خود، به نگارش سه کتاب برای این مجموعه اشاره کرد: کتاب «گاه شماری گیلانی»، در این کتاب کوشیدم نظام زمان سنجیئو تقویم محلی گیلان را بازشناسی کنم.
کتاب «فرهنگ خوراک مردم گیلان»دومین اثری که در این دانشنامه ار من به چاپ رسیده میباشد.تنوع غذایی مردم گیلان پیوند مستقیمی با جغرافیا، آب وهوا و نوع زیست مردم گیلان دارد که متأسفانه در حال از دست رفتن است.
کتاب «زبان گیلکی» سومین کار پژوهشی من در این روایت بود. پورهادی با تأکید بر اینکه «زبان ستون اصلی هویت فرهنگی هر قوم است»، افزود که در این اثر به ویژگیهای ساختاری زبان گیلکی پرداخته است.
وی در پایان تأکید کرد: کار بررسی دانشنامه آسان نبود. اما باور دارم که این دانشنامه نقطه پایان نیست، بلکه آغازی برای مطالعات بیشتر در حوزههای مردم شناسی، تاریخ، هنر و ادبیات فراهم میکند.

دانشنامه نگاری را «اساس انقلاب فرهنگی»
سخنران بعدی این برنامه، جعفر شجاع کیهانی، عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی و از شاگردان احمد سمیعی گیلانی، به سابقه و اهمیت دانشنامه نگاری بومی پرداخت.
وی دانشنامه نگاری را «اساس انقلاب فرهنگی» خواند و منظور خود را «انقلاب فرهنگی که محصول عصر روشنگری در اروپا بود» دانست. او توضیح داد: عصر روشنگری از سده هفدهم تا پایان سده هجدهم پس از گذر از قرون وسطی رخ میدهد و دانش و اخلاق، علم و تکنیک از بنیاد کلیسا جدا میشود و عصر روشنگری را فراهم میکند که محصول مهمش تألیف دایرهالمعارف بود.
شجاع کیهانی تاریخچه دانشنامه نگاری نوین در ایران را این گونه شرح داد: دانشنامه نگاری در کشور ما به شکل اروپایی و نوین در دهه سی آغاز شد. در آغاز سالهای روشنگری محصولی به وجود میآید به همت دانشمندان ایرانی و سرپرستی دکتر غلامحسین مصاحب، ریاضی دان و دانشنامه نویس معروف، که دایرهالمعارف فارسی شکل میگیرد.
او در پایان به اهمیت دانشنامه نگاری بومی اشاره کرد و گفت: اهمیت دانشنامه نگاری بومی این است که دانشنامه ملی وقتی نوشته میشود که دانشنامههای بومی به سرانجام برسند.

کتاب مظلومترین عضو جامعه ما است
در ادامه برنامه، فرهاد طاهری، نویسنده، دانشنامه نگار و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران به تحلیل جایگاه دانشنامه در تحولات آگاهی پرداخت.
طاهری سیر آگاهی و دانش را در سه مرحله مورد بررسی قرار داد: در سنت قدیمی آگاهی که مبتنی بر حافظه و به خاطر سپردن بود.و کسی را دانشمند میدانستند که محفوظات بسیاری داشته باشد.
در مرحله دوم سیر آگاهی و دانش در تاریخ فرهنگ معاصر، تکیه بر حافظه جای خود را به «جستجو» سپرد.
درمرحله سوم که همان عصر حاضراست؛ با وجود اینترنت، ارزش حافظه به عنوان ملاک اصلی کمرنگ شده است، و جستجو نیز به دلیل وفور اطلاعات، اهمیت سابق را ندارد. در این مرحله، مسأله تشخیص اصل اساسی است.
وی تأکید کرد: تشخیص یعنی اینکه بدانیم چه مطلبی را از کجا و چگونه باید خواند و آیا هر مطلبی که به آن دسترسی داریم، ارزش خواندن و آموختن دارد یا خیر. اگر به این نکته توجه کنیم، بخش اعظم اطلاعات نادرست که ما آن را مصداق دانستن تلقی میکنیم، رنگ میبازد.
طاهری تفاوت اصلی این دانشنامه را در همین «تشخیص» دانست و بیان کرد: دانشنامه اساساً مبتنی بر جستجو است و منابع را از جاهای مختلف جمع کرده و کنار هم میگذارد. اما فرق این دانشنامه گیلان، تفاوت در جنبه «تشخیص» است که بسیار بارز و پررنگ است؛ یعنی ویراستاران این دانشنامه بر اساس اولویتهای فرهنگی و اجتماعی و آنچه مربوط به جامعه گیلان بوده مدخلها را انتخاب کردند.
او با انتقاد از وضعیت تحقیقات در کشور، گفت: بسیاری از دانشنامههای کشور، بسیاری از مدخلها و مقالاتشان به شکلی است که اولین و آخرین خواننده آن، نویسنده خود مدخل است و مقاله نوشته شده به جز نویسنده، کسی به آن مراجعه نمیکند. متأسفانه مقوله تحقیق اصیل از فضای دانشگاه رخت بربسته و تحقیقات ما اعتبار گذشته را ندارد.
طاهری در مورد روش تدوین دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان گفت: این دانشنامه به لحاظ روش تحقیق و تدوین مبتنی بر رسالت فرهنگی به منظور آگاهی و ثبت تاریخ.یعنی اصلیترین و بکرترین تحقیقی که میتواند مجال بروز داشته باشد این است که آن تحقیق مبتنی بر رسالت فرهنگی به منظور آگاهی و قبت در تاریخ باشد که این دانشنامه این ویژگی را دارد.
فرهاد طاهری در بخش دیگری از سخنانش گفت: مدخلها و مقالات این دانشنامه بر اساس مخاطب گرایی تدوین شده است.
دیگر ویژگی این دانشنامه بحث کاربردی بودن آن است. مدخلهای این دانش نامه به صورت جداگانه منتشر شدهاند تا مخاطبان راحتتر بتوانند انتخاب کنند و به آن مراجعه کنند.
وی در پایان به تأثیر این اثر بر فرهنگ عمومی اشاره کرد: آخرین سخن این است که دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان بتواند مطالعه و کتاب خواندن را ترویج دهد. ما در روزگاری هستیم که کتاب مظلومترین عضو جامعه ما است؛ مردم ما برای پیتزای هشتصد هزار تومانی، برای گوشی، لباس، عطر و... پول دارند، اما برای کتاب پول ندارند.

هر کس باید دانگ خودش را درباره سرزمینش همان گونه که میتواند ادا کند
در بخش دیگر این برنامه هادی موحدنژاد، مدیر انتشارات ایلیا، سخنانش را با یاد احمد قربانزاده شاعر، پژوهشگر ادبی و نویسنده ی گیلانی آغاز کرد و گفت: او دوست و انسانی به تمام معنا وهمچنین مردی پر از مهر و شفقت بود که خبر درگذشت او دل بسیاری از ما را لرزاند.
او از آن دست انسان هایی بود که به معنای واقعی میتوان وی را شریف نامید، از آن دست آدم هایی که برای انسانیت ارزش قائل بود، شعر را نه فقط مینوشت که زندگی میکرد.
امیدوارم این دانشنامه نه یادبودی از گذشته بلکه تلاشی برای تداوم زندگی فرهنگی گیلان باشد.
در مقام عضو کوچکی از این دانشنامه، میخواهم در مورد پشت صحنه این کار سخن بگویم؛ سخنی از دوستی و همدلیها. من دانشنامه و هر حرکت بزرگ فرهنگی را حاصل دوستی و همدلیها میدانم؛ حاصل کنار گذاشتن حب و بغضها، فاصله گرفتن از شهوت دیده شدن و سپردن کار به انسانهای شایسته، دانا و دلسوز. هر جا که دلها کنار هم بودند، فرهنگ بالیده است و هرجا که خودخواهی و بیاعتمادی جای دوستی را گرفته، ریشهها خشکیدهاند.
پیشرفت فرهنگی تنها با کتاب و قلم ممکن نیست بلکه با اعتلا و احترام و عشق به این خاک معنا پیدا میکند.
موحدنژاد از فرامرز طالبی ومسعود پورهادی یاد کرد و از زحمات و تلاش هایشان برای به ثمر نشاندن این دانشنامه قدردانی کرد.
وی همچنین در پایان عنوان کرد: در همین جا به همسرم شادی پیروزی سپاسی از دل میگویم و سپاسگزارم از او که در تمام این سالها مدیریت بسیاری از اموری را که از توان من خارج بود صبورانه به دوش کشید و اجازه داد بخشی از زندگیام را صرف سرزمینم کنم.
هر کس باید دانگ خودش را درباره سرزمینش همان گونه که میتواند ادا کند من هم کوشیدهام تا خودم را به اندازه توانم ادا کنم و این همه در پایان به یک نام گره خورده است به نام بزرگ ایلیا که هیچ چیز در این جهان مرا پس از او شاد نمیدارد اما امیدوارم به نام عزیزش که روشنم میدارد.

دانشنامه ی فرهنگ و تمدن گیلان، آیینهای از جان و هویت گیلان است
در پایان این برنامه شادی پیروزی، مدیر مسئول نشر فرهنگ ایلیا با تشکر از حضور پژوهشگران، اهالی فرهنگ و علاقمندان به تاریخ و فرهنگ گیلان گفت: امروز در کنار هم جمع شدیم تا از نزدیک به دو دهه تلاش، صبر، همدلی و عشق یاد کنیم. از راه طولانی، پرشور و با ایمان با باورهای فرهنگی که در این دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان به بار نشست. این همه سال تنها گذر زمان نیست، روایت پیگیری اندیشهها، شبهای طولانی، تحقیق و روزهای پرکار است که من خود شاهد زنده ی آن بودم.
وی افزود: هر برگ از این دانشنامه حاصل اندیشه قلم و دل سپردگی پژوهشگرانی است که برای حفظ و شناساندن میراث گیلان کوشیدهاند.
دانشنامه ی فرهنگ و تمدن گیلان تنها مجموعهای از مقالهها و پژوهشها نیست، این اثر آیینهای از جان و هویت گیلان است. از زبان، آیین، موسیقی،هنر، باورها، از باورهای زمین، دریا و مردمانش. اثری که میخواهد روایت کند چگونه فرهنگی کهن هنوز زنده و جاری است.
پیروز عنوان کرد: مردم گیلان خود بزرگترین سرمایههای فرهنگی ما هستند و این دانشنامه هدیه کوچک در برابر محبت و اصالت آنان است.
وی ادامه داد: در پایان سپاس ویژهای دارم از همسر و همراهم که در تمام این سالها دوشادوش هم مسیر دشوار و در عین حال دل انگیز این کار را پیمودیم. من خود شاهد زنده و دلسوزی صبوری و تلاش بیوقفه او در به ثمر رسیدن این دانشنامه بودم.
این دانشنامه بیش از هر چیز یادگاریست از ایمان عشق و همراهی او. در پایان بیش از هر چیز سپاسگزار نام بزرگ ایلیا هستم که نفقطه ی وصل همه ما در این سالها بود.
امید که این دانشنامه چراغی باشد برای پژوهشهای آینده و الهام بخش نسلهای جوان و نشانهای از پیوند علم عشق و هویت که در خدمت فرهنگ گیلان است.
این برنامه با همراهی رستوران شورکولی و کافه موزه رشت در سالن سازمان نظام مهندسی برگزار شد.
گفتنی است دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان تلاشی است برای بازنمایی هویت گیلانی در چشم انداز گستره ی فرهنگ ایرانی. این دانشنامه میکوشد تا تصویری زنده و مستند از پیوند میان تاریخ، زبان، هنر و زندگی مردمان این خطه ارائه دهد. از خلال این دانشنامه میتوان فهمید که چگونه دانش بومی، خلاقیت هنری و تجربه ی زیستن در محیط با هم فرهنگی ماندگار را پدید آوردهاند.
دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان پلی است میان پژوهشهای مستند و حافظه ی فرهنگی مردم. هدف آن، بازخوانی گذشته، تبیین حال و تقویت خودآگاهی ِ فرهنگی برای آینده است.
