قطع اینترنت رسانههای فارسیزبان بیگانه را متکلم وحده کرده است
باستانی تصریح کرد: دلیل چنین اقدامی در وهله اول به بیاعتبار بودن رسانه ملی مربوط است. به این معنا که رسانه ملی در سالیان گذشته به تدریج اعتبار خود را نزد مخاطب ایرانی از دست داده، به هشدارهای کارشناسان و دلسوزان رسانهای توجه نکرده و سیاستگذاری رسانهای کل کشور برای یک مخاطب محدود اقلیتی طراحی شده که گویی در کشور فقط همان مخاطب محدود مورد هدف رسانه ملی است. در واقع تلویزیون مخاطب عام را رها کرده و اقناع آن دیگر هیچ اهمیتی برایش ندارد. از دست رفتن اعتبار رسانه ملی نزد مردم باعث شده نهادهای مسئول در حفظ امنیت کشور در هر واقعهای به این نتیجه برسند که بایستی تمام صداها را قطع کنند تا صدای تلویزیون شنیده شود اما آنچه که شاهد هستیم این است که این اتفاق رخ نمیدهد؛ همانطور که در این چند روز با قطع همه شریانهای ارتباطی باز هم در جامعه اتفاقاتی رخ میدهد که مشخص است مخاطب توانسته از یک رسانه بیگانه پیامی دریافت کند.
وی افزود: عملکرد فاجعه بار رسانه ملی باعث شده تا ما در شرایطی خاص قرار بگیریم تا جایی که کیان کشور و نظام در معرض خطر نابودی قرار بگیرد. امیدوارم ایده قطع ارتباط مخاطب با رسانهها دیگر اجرایی نشود و برای مسئولان امر مشخص شده باشد که یک کار ساختاری اساسی در رسانه ملی نیاز است تا بتواند اعتبار خود را بدست بیاورد. در حال حاضر پیام هایی که رسانه ملی پخش میکند به شکلی است که روایتش کاملاً روایتی یک طرفه و بدون توجه به اقناع سازی مخاطب است به طوریکه گویی تلویزیون یک رسانه حزبی و محفلی است. در شرایطی که تلویزیون چنین عملکردی دارد منطقی نیست که ما در کار رسانههای داخلی اخلال ایجاد کنیم و به نوعی جلوی عملکرد آنها را بگیریم؛ این رسانهها در این شرایط میتوانستند بسیار کمک کننده باشند.
این کارشناس رسانه تأکید کرد: تصمیمات اینچنین از نظر رسانهای بدترین تأثیر را بر مخاطب دارد و او را به راحتی به سمت صداهایی هدایت میکند که مطلوب حاکمیت ما نیست. آن شبکهها با توجه به سیاستهای خبری خودشان پیش میروند؛ «ایران اینترنشنال»، «بیبیسی فارسی»، «منوتو»، «VOA» و... سیاستهای خبری خودشان را دارند و آزادانه فعالیت میکنند و مخاطب ایرانی الآن مجبور است که برای کسب اطلاعات بیشتر به این رسانهها رجوع کند چون رسانه ملی برای او اصلاً معتبر نیست.
وی افزود: رسانه باید بتواند با مردم ارتباط برقرار کند، دسترسی مخاطب به آن ساده و راحت باشد اما شرایط حاضر رسانههای ما را فلج کرده است. من به عنوان یک نفر که سالها در این کشور فعالیت رسانهای داشتم امروز که به دلیل شرایط حاضر، رسانه ملی را رصد میکنم شاهد استمرار همان روال همیشگی هستم که هیچ توجهی به اعتبار خود و اعتماد مخاطب ندارد.
باستانی در پاسخ به این پرسش که آیا سپهر رسانهای کشور در صورت عدم قطعی اینترنت میتواند مانع ارتباط مخاطب با رسانههای فارسی زبان ماهوارهای شود یا خیر، گفت: به نظر من وقتی ما منظومه کامل رسانهای کشور را در نظر بگیریم هر رسانه میتواند دستهای از مخاطبان را پوشش دهد. هر خبرگزاری، روزنامه یا پایگاه خبری و… میتواند منبع اطلاع رسانی به طیفی از مخاطبان باشد تا رسانههای بیگانه متکلم وحده نشوند. اگر رسانههای داخلی ما بتوانند ۳۰ تا ۴۰ درصد مردم را از رجوع به رسانههای بیگانه منع کنند، نفع بالایی برای کشور دارد اما در شرایط حاضر با رسانهای که فقط رجزخوانی میکند و حتی اطلاعات درستش هم مورد تأیید مخاطب نیست حدود درصد بزرگی از مخاطبان را به دیدن شبکه «ایران اینترنشنال» دعوت کردهایم.
این کارشناس رسانه تصریح کرد: وقتی شما میتوانی سرت را از پنجره بیرون بیاوری و جامعه را ببینی و تلویزیون را روشن کنی و بازنمایی جامعه را در آن شاهد باشی، تضاد موجود بین واقعیت و آنچه که اعلام میشود در نسبتی است که رسانه ملی را کاملاً نامعتبر کرده؛ پس به دیگر رسانهها رجوع میکنی و رسانههای فارسی زبان بیگانه مثل «ایران اینترنشنال» با این قدرت که میتوانند مخاطب را مجذوب خود کنند عرصه رسانه را در دست گرفته و در این زمینه کاری هم از دست حاکمیت بر نمیآید.
باستانی در پاسخ به پرسشی درباره دلیل تکرار اقدامات پر آسیب سالهای گذشته، گفت: وقتی جنگ دوازده روزه اتفاق افتاد همه دلسوزان کشور بر این نکته تأکید داشتند که انسجام اجتماعی ایجاد شده باید به سرمایه اجتماعی تبدیل و حفظ شود. تأکید کارشناسان بر این بود که سه نوع انسجام اجتماعی وجود دارد و ما نوع اولش را داریم که اگر حفظ نشود نه تنها از دست میرود بلکه به ضد خودش تبدیل میشود. متأسفانه کسی به این تأکیدات گوش نکرد چون ما برای بحرانها و شرایط اضطراری نسخههای همیشگی داریم که همیشه کار نمیکنند اما هر بار همان نسخهها را اجرایی میکنیم.
وی افزود: اگر رسانه ملی ما معتبر بود هر کسی در آنسوی جهان نمیتوانست برای تجمع مردم در شهرهای مختلف فراخوان دهد و برای کشور بحران ساز شود. این ضعف رسانهای یکی از ضعفهای حکمرانی ما است که در کنار عدم توجه به شرایط، استفاده نکردن از فرصتها، بیتصمیمی و... قرار میگیرد. ما با وجود اینکه میدانیم رسانه مان اَبتَر است هیچ چارهای نمیاندیشیم و همان مسیر گذشته را ادامه میدهیم. اگر امکانش وجود داشت برای حذف شبکههای فارسی زبان بیگانه هم اقدام میکردیم اما من اطمینان دارم که در آن شرایط هم کسی به حرف رسانه ملی اعتماد نمیکرد و اتفاقاً در آن شرایط نگاهها بدبینانهتر و وضعیت بدتر میشد و همه چیز به سمت شایعات درگوشی میرفت و باید با شایعه کشور اداره میشد.
باستانی در پایان خاطرنشان کرد: امیدوارم در صورتیکه از این وضعیت اضطراری عبور کردیم یک بازنگری بسیار عمیق و اساسی در سیاستگذاری رسانه ایمان داشته باشیم، آدم هایی که رسانهای نیستند را از رسانه ملی و سیاستگذاریهای رسانهای در شرایط امنیتی دور کنیم. این افراد برای کشور و نظام مضر هستند و شرایط نظام را همیشه به سمت مخاطره آمیز بودن پیش میبرند. امیدوارم به سمتی برویم که کشور را از این وضعیت نجات دهیم و بتوانیم شرایط باثباتی داشته باشیم.
//=normalizeText($row['content']) ?>
