موشک های آمریکایی، مادر این خانواده را جلوی فرزندانش کُشت و کودکانش را معلول کرد
حمزه نوذری جامعه شناس و استاد دانشگاه با این مقدمه در روزنامه شرق نوشت: مادر رفت و سه فرزندش با تیرهای در بدن ماندند. ترکشها توان حرکت را از دختر 11ساله گرفته است. ساق پای پسر هفت ساله و دختر 9 ساله را شکافت و دختر هشت ساله دیگری را که همسایه آنها بود، قطع نخاع کرد. همه آنها در بعد از ظهر نهم اسفند در حال بازی در کوچه بودند و مادر هم مراقب آنها بود که موشکها بر سطح شهرک مسکونی منفجر شدند و هزاران ترکش بر سر اهالی شهر فرو ریخت.
بعد از دو ماه از این فاجعه هنوز حفرهها بر در و دیوار شهر باقی ماندهاند اما فاجعه آن است که تیر و ترکشها نه تنها توان حرکت را از دختر 11ساله گرفته که مادرش را هم از او گرفته است. او مانده و برادر و خواهری که توان راه رفتن ندارند.
دختری 11ساله که ترکش، راه رفتن را از او گرفته با چشمانی غم بار و و بیرمق در خانهای در شهر لامرد (استان فارس) بیتوان و اندوهگین دیدم. نمیدانم او چطور این همه درد را تحمل میکند. آیا او قادر خواهد بود حفره هایی که پهلو و قلب مادرش را شکافت و زندگی را از او گرفت، فراموش کند. با خواهر و برادری که ترکشها ایستادن روی پا را از آنها سلب کرده، چه کند.
چطور انسانی میتواند موشکی پر از ترکش را که فقط برای گرفتن تلفات انسانی طراحی شده، در منطقه غیرنظامی منفجر کند و بگوید خوش گذشت و ممکن است باز هم از این کارها بکنیم. چندین بار از انسان بودن خود شرمگین شدم. یکی از آنها بهار 1405 بود، وقتی رد حفرهها و سوراخها را بر تن شهر، زنان و کودکان دیدم. چطور میتوان موشکهای پر از ترکش را در بالای سر کوچههای منطقه مسکونی منفجر کرد؛ آن هم بعدازظهر که در شهرستانهای کوچک، کودکان معمولا برای بازی در کوچه هستند.
دختر 11ساله غمگین که ترکشها ایستادن روی پا را از او گرفتهاند، چگونه میتواند دادخواه خون مادرش و بیتوان شدن خواهر و برادرش شود؟ ژرفترین تأسف هم او را تسلی نمیدهد. اما باید کاری کرد که دیگر چنین فاجعهای برای هیچ کس رقم نخورد و شاید دختر 11ساله با شنیدن این حرف کمی آرام شود. دختر 11ساله سوگوار بود اما سوگوارتر، وقتی که نتوانیم از آیندهای با فجایعی مانند این جلوگیری کنیم. آیا بشر میتواند از حفره هایی که به دلیل جنگ در قلب و جان و پای کوکان ایجاد میشود، جلوگیری کند؟ از 9 اردیبهشت که دختر 11ساله و خواهر و برادرش را دیدم، این سؤال مدام برایم تکرار میشود. چه چیزی را و چگونه میتوان برای او ترمیم کرد. اصلا ترمیم کردن زندگی این دختر 11ساله ممکن است؟ آینده برای او و خواهر و برادرش چگونه خواهد بود؟ بیایید کمی به این موضوع فکر کنیم و ببینیم چه کاری از دست مان ساخته است. کاش میشد فقط روی پایش بایستد.
صدای انفجار، خاک و خون، به خاک افتادن همسایهها و اهالی محل، سوراخ شدن پاهای برادر و خواهرش و حفره در پهلو و قلب مادرش برای او همیشه خواهد ماند. من امیدوارم او و خواهر و برادرهایش دوباره بتوانند روی پای خود بایستند اما احتمالا او به پهلو و قلب سوراخ شده مادرش فکر میکند.
//=normalizeText($row['content']) ?>
