قاتل مادر و کودک ۸ ساله: با دیدن زن جوان وسوسه شدم
* چند وقت بود که به ایران آمده بودی؟ تازه به ایران آمدهام. خیلی وقت نیست.
*چرا به ایران آمدی؟ برای پیدا کردن کار به کشور شما آمده بودم.
*کاری هم پیدا کردی؟ بله، در یک کارگاه تولیدی پوشاک کار پیدا کردم.
*مقتولان را از قبل میشناختی؟ نه، فقط در محل دیده بودم که میرود و میآید. فقط چند بار او را از دور دیده بودم.
*پس چرا آنها را انتخاب کردی؟ در کارگاه تولیدی پوشاک روبه روی خانه مقتولان مشغول بودم. چون تازه وارد بودم، همان محدوده را برای کار انتخاب کردم و بیشتر همان اطراف بودم.
*از ماجرای قتلها بگو؟ آن شب مشروب خورده بودم، خیلی هم زیاد خوردم. اصلاً حالت طبیعی نداشتم و درست نمیفهمیدم چه کار میکنم.
* قبل از ورود به خانه، چه چیزی باعث شد وسوسه شوی؟ در خانه نیمه باز مانده بود، وسوسه شدم و بدون فکر وارد خانه شدم.
* وقتی زن جوان تو را داخل آپارتمانشان دید، چه واکنشی نشان داد؟ بلافاصله شروع کرد به داد و فریاد. خیلی ترسیده بود و وحشت کرده بود.
* دختر ۸ سالهاش کجا بود و چه کرد؟ دختر خردسالش هم با شنیدن سر و صدا به سمت مادرش دوید. او هم خیلی ترسیده بود.
* چرا تصمیم به کشتن آنها گرفتی؟ چاقو همراهم بود. در آن لحظه چیزی نمیفهمیدم. مقاومت زن باعث عصبانیت شدید من شد و ضربات چاقو را زدم.
*وقتی دختر بچه شروع به گریه و فریاد کرد، چه احساسی داشتی؟ در آن لحظه فقط میخواستم ساکت شود. دیگر کنترل خودم را نداشتم و به او هم ضربه زدم.
*بعد از جنایتها چه کردی؟ وقتی به خودم آمدم، چاقو را انداختم و میخواستم سریع خواستم فرار کنم.
* همسایهها چگونه تو را گرفتند؟ همسایهها که از سر و صداها باخبر شده بودند، وقتی رسیدند و من را با لباسهای خونی دیدند نگذاشتند فرار کنم. مرا زمین گیر کردند و بعد هم دست و پایم را بستند.
* آیا مواد مخدر هم مصرف کرده بودی؟ نه، فقط سیگار میکشم. مشروب خورده بودم. مواد مخدر مصرف ندارم.
* آیا سابقه کیفری یا جنایی داشتی؟ نه، هیچ سابقهای نداشتم. این اولین بار بود که چنین کاری مرتکب شدم.
*الان چه حسی داری و چه حرفی برای خانواده مقتولان داری؟ خیلی پشیمانم. هر لحظه به آن صحنه فکر میکنم و عذاب میکشم.
* به خانوادهات در افغانستان چه گفتی؟ به خانوادهام خبر دادم که چه جنایت وحشتناکی مرتکب شدهام. اگر زمان به عقب برگردد، هرگز چنین کاری نمیکردم.
//=normalizeText($row['content']) ?>
