صاحبخانه به همسرم تعرض کرد، او را کشتم/ تو زنت را طلاق بده، من او را دوست دارم
در جلسه رسیدگی، کیفرخواست علیه متهم خوانده شد. سپس اولیای دم در جایگاه قرار گرفتند و درخواست قصاص متهم را مطرح کردند. وقتی نوبت به متهم رسید، او در جایگاه قرار گرفت و گفت: مقتول مزاحم همسرم شد و به او تعرض کرد. به همین دلیل او را کشتم.
متهم در توضیح آنچه اتفاق افتاده بود، گفت: یک سال قبل از حادثه من خانه مقتول را اجاره کردم. او ابتدا در همان خانه ساکن بود اما بعد از آن خانه رفت. از زمانی که رفت، اذیت و آزارهایش را شروع کرد و پیامک هایی بسیار بد میداد و از زنم درخواست رابطه میکرد. حتی به او گفته بود اگر با من رابطه داشته باشی دیگر لازم نیست اجاره بدهی. زنم از این پیامها بسیار ناراحت شده بود. سراغ ساسان رفتم و با او درگیرشدیم و از او خواستم دیگر مزاحم همسر من نشود. چون همسرم بیماری قلبی داشت و خیلی تحت فشار قرار میگرفت. ساسان به من گفت مزاحم همسرم نمیشود. او گفت همسرت جای دختر من است و اصلا این حرفها نیست و زن تو اشتباه کرده است.
متهم ادامه داد: یک روز سرکار بودم که زنم زنگ زد و گفت ساسان دوباره آمده و مدعی است که میخواهد چیزی از خانه بردارد و مزاحمت ایجاد کرده است. با ساسان تماس گرفتم. جواب نداد. بلافاصله سوار ماشین شدم وبه سمت خانه رفتم. وقتی رسیدم، دیدم مقتول سوار ماشین شد و رفت. زنم حالش بد شده و لباس هایش پاره شده بود و وضعیت بدی داشت. مقتول به زنم تعرض کرده بود. من خیلی عصبانی شدم. با مقتول تماس گرفتم و گفتم میخواهم از آن خانه بروم. پول پیش من را بده اما قبول نکرد. گفت حالا ماشینم خرج دارد و من نمیتوانم پول را بدهم و باید چند ماهی صبر کنی. بااین حال باز پیام دادنش را به همسرم ادامه داد. دیگر تحمل نداشتم. روز حادثه به او پیام دادم و گفتم که بنزین ماشینم تمام شده و در کنار پارک ماندهام. تو بیا پیش زن من باش تا تنها نماند و من بروم بنزین بگیرم. او هم آمد.
متهم ادامه داد: وقتی که دید زنم نیست فهمید ماجرا چیست. به او گفتم دست از سر زندگی من بردار. گفت تو زنت را طلاق بده، من او را دوست دارم. ما با هم درگیر شدیم و من یک گلوله شلیک کردم و او را کشتم. بعد هم ماشینش را برداشتم و چند کیلومتر آن طرفتر رها کردم. من قصد سرقت ماشین نداشتم فقط میخواستم رد گم کنم.
در این هنگام قاضی به متهم گفت: همسرت در تحقیقات اولیه درباره تجاوز چیزی نگفته و آن را منکر شده است. متهم گفت: چون اگر طایفه ما میفهمید چنین اتفاقی افتاده است بین دو طایفه درگیری ایجاد و خون به پا میشد. برای همین اول ما چیزی نگفتیم اما بعد من موضوع را مطرح کردم و از زنم خواستم واقعیت را بگوید و خودم هم به پلیس واقعیت را گفتم.
قاضی گفت: گفته بودی چون مواد مصرف کرده بودی، دست به قتل زدهای.
متهم گفت: نه. من به خاطر کاری که کرده بود او را کشتم.
سپس وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: موکل من با اعتقاد مهدور الدم بودن دست به این کار زده است. او مواد کشیده تا جرات ارتکاب قتل را داشته باشد اما به خاطر مواد این کار را نکرده است.
در پایان قضات برای تصمیم گیری وارد شور شدند.
//=normalizeText($row['content']) ?>
