اسقاط ارزان و خرید گران؛چرخه بیپایان ناتوانی مردم در نوسازی خودرو
در این ماده قانونی، فرض بر این بود که وجه دریافتی بابت لاشه و گواهی اسقاط خودرو، بتواند بخش قابل توجهی از آورده اولیه متقاضی برای ورود به طرحهای نوسازی را پوشش دهد. در عمل، نوسانات ارزی و جهشهای قیمتی در بازار خودرو موجب شده است تا حتی با ارقام تعیین شده فعلی برای گواهی اسقاط، این درآمد تنها درصد ناچیزی از قیمت یک خودروی اقتصادی صفرکیلومتر یا حتی یک دستگاه خودروی کارکرده با عمر استاندارد را تامین کند. این عدم تناسب مالی، خروج خودرو از چرخه تردد را برای مالک به یک تصمیم فاقد توجیه اقتصادی تبدیل میکند، چرا که تفاوت قیمت میان ارزش اسقاط و خودروی جایگزین به چند صد میلیون تومان میرسد که پرداخت آن خارج از توان مالی عموم دارندگان خودروهای فرسوده است.
از سوی دیگر، نبود بستههای مکمل اعتباری و تسهیلات بانکی ارزان قیمت، بار مالی این فرآیند را به طور مستقیم بر دوش مصرف کننده نهایی قرار داده است. در نظامهای استاندارد نوسازی ناوگان، ابزار اسقاط همواره با مشوقهای مؤثر نظیر وامهای کم بهره بلندمدت، معافیتهای مالیاتی و تخفیفهای ویژه خودروسازان ترکیب میشود. در شرایط کنونی صنعت خودروی کشور، نه خودروساز توان ارائه تخفیفهای ساختاری دارد و نه شبکه بانکی منابع کافی و ارزان برای اعطای تسهیلات جایگزینی در اختیار متقاضیان قرار میدهد. این وضعیت باعث شده است که حتی بخش عمدهای از اقشار ضعیف که امرار معاش آنها به همین خودروهای فرسوده وابسته است، ترجیح دهند هزینههای سرسام آور استهلاک و تعمیرات مکرر را تحمل کنند اما وارد چرخه ناممکن اسقاط نشوند.
پیامد مستقیم این بن بست اقتصادی، تداوم فعالیت ناوگانی است که بالاترین سهم را در مصرف بیرویه سوخت، تشدید آلودگی هوای کلان شهرها و تحمیل خسارات جانی در سوانح جادهای دارد. تا زمانی که سیاست گذار در بازنگری این مصوبه، توازن واقعی میان درآمد حاصل از اسقاط، تسهیلات مکمل دولتی و قیمت واقعی خودروی در دسترس ایجاد نکند، افزایشهای اداری در نرخ گواهی اسقاط صرفاً به انباشت تقاضای معطل مانده و تداوم تردد خودروهای فرسوده در جادههای کشور منجر خواهد شد.
//=normalizeText($row['content']) ?>
