مرد افغانستانی متهم به قتل همسر و دو فرزندش به خاطر درخواست خرجی؛ «شیرمحمد» در دادگاه همه چیز را انکار کرد
ماموران ابتدا از پدر ماریا تحقیق کرند. این مرد گفت: داماد من پسرخالهام است. او چند سال قبل با ماریا ازدواج کرد. ما اهل افغانستان هستیم اما دخترم در ایران به دنیا آمده است.
این مرد گفت: پسرخالهام از او خواستگاری کرد و من هم موافقت کردم. دخترم بلافاصله بعد از ازدواج باردار شد و دو فرزند داشت البته من میدانستم اختلافاتی با همسرش داشت اما اصلا تصور نمیکردم شیرمحمد او را بکشد.
ماموران با ردیابیهای انجام گرفته متهم را شناسایی کردند. شیرمحمد در تحقیقات به قتل اعتراف کرد و گفت: من و زنم به خاطر مسایل مالی خیلی با هم درگیری داشتیم. او خرجی بیشتری میخواست و به من میگفت تو خسیس هستی. من خسیس نبودم ولی زنم ولخرج بود. یک روز قبل از حادثه با زنم جرو بحث کردیم و او را زدم. سر این مساله با هم قهر بودیم. روز حادثه هم دوباره جرو بحث کردیم. زانوی من خیلی درد میکرد و خیلی ناراحت بودم. درد زانو هم مرا عصبیتر کرده بود. وقتی جر و بحث ما شروع شد دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم و او را زدم. چند ضربه که با چاقو زدم، زنم جانش را از دست داد.
متهم درباره قتل دو فرزندش گفت: بچهها ترسیده بودند و گریه میکردند. من هم برای اینکه صدایشان را قطع کنم هر دوی آنها را کشتم و بعد فرار کردم.
با توجه به اینکه تنها ولی دم، پدر ماریا بود او برای دامادش درخواست قصاص کرد و معاون اول قوه قضاییه هم بابت قتل دو بچه کوچک برای متهم درخواست مجازات کرد.
با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی با توجه به اینکه اولیای دم حضور نداشتند متهم در جایگاه قرار گرفت. او به طور ناگهانی همه چیز را انکار کرد و گفت: من، زن و بچه هایم را نکشتم و اتهام را قبول ندارم. روز حادثه دور میدان ایستادم و یک نفر من را برای کار ساختمان برد. تا شب هم سر کار بودم. وقتی برگشتم دیدم زن و بچه هایم را کشتهاند.
متهم گفت: من کارگر روزمزد بودم و یکجای ثابت کار نمیکردم که بتوانم صاحبکارم را بیاورم و تحقیق شود برای همین مامور آگاهی من را متهم کرد و من هم نتوانستم ثابت کنم که در خانه نبودم. اعترافات قبلی من درست نیست.
در پایان وکیل متهم دفاعیات خود رامطرح کرد و هیات قضات برای تصمیم گیری وارد شور شدند.
//=normalizeText($row['content']) ?>