۱۹ مهر ۱۴۰۵ - ۱۷:۲۷

گالش‌ها چه کسانی هستند؟ نگاهی به زندگی و فرهنگ دامداران البرز

...
گالش‌ها از گروه‌های دامدار بومی مناطق کوهستانی البرز هستند که شیوه زندگی و معیشت آن‌ها با کوچ میان ییلاق، قشلاق و مناطق جنگلی پیوند خورده است. بررسی پیشینه تاریخی نام گالش، تفاوت‌های معیشتی آن‌ها با دیگر ساکنان گیلان و مازندران، گونه‌های مختلف دامداری و نسبت این عنوان با هویت قومی تالش‌ها، تصویری از پیوند جغرافیا و فرهنگ در شمال ایران ارائه می‌دهد.

اختصاصی کلانشهر: نیما فریدمجتهدی(گیلان‌شناس)-میثم نوائیان (باستان‌شناس)- در بسیاری از سفرنامه‌های مرتبط با شمال ایران مانند هولمز (1390)، خودزکو (1394)، بوهلر (1357) یا اشاره‌ای به گالش‌ها نشده یا محدود بوده‌است.

پیشینه تاریخی گالش‌ها؛ از سفرنامه‌ها تا ریشه‌شناسی نام

 کشاورز تنها از گالشی به‌عنوانِ لهجه‌ای از زبان گیلکی نام برده است (کشاورز، ‌1394:‌19). رابینو، سرکنسول انگلیس در گیلان که به مناطق مختلف گیلان و مازندران سفر کرده‌بود در موردِ گالش‌ها چنین می‌نویسد: «گالش‌ها، همان چوپان‌ها و گاوچران‌های کوهستان‌های گیلان می‌باشند. گله‌دارهای مناطق جلگه‌ای گیلان، گوسفندها و چهارپایان اهلی خود را در تابستان‌ها به آن‌ها می‌سپردند، آن‌ها در کوه‌ها زندگی می‌کنند. نژادِ سالم آن‌ها با گیلک‌ها که به‌سببِ زندگی در محیط باتلاقی لاغرند تفاوت دارد. چنان‌چه گرگ یا حیوان وحشی دیگری گاوی را بدرد، گالش ناچار است بهای آن را بپردازد؛ ولی اگر حیوان در پرتگاهی بیفتد و یا بمیرد در قبالِ آن مسؤلیتی ندارد. گالش‌ها قسمتی از محصولات دامی را به مالکین گله‌ها می‌پردازند و بقیه برای خود آن‌ها می‌ماند. آنان در ازای کارشان برنج و گاهی هم پول دریافت می‌کنند» (رابینو، ‌1366:‌20). شکری و همکاران (1392) در مطالعه‌ای به بررسی شرایط گالش‌های منتهی‌الیه کوهساران البرز (البرز شرقی) پرداختند. در این مطالعه به معرفی مختصری از شرایط زیست، مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی این دامداران پرداخته شد. مطالعه‌ی ایشان به‌نوعی اثبات گسترشِ زندگی گالش‌ها تا مناطق منتهی‌الیه رشته‌کوه البرز است. 


یکی‌از کامل‌ترین پژوهش‌ها روی گالش‌ها که در گیلان صورت گرفته‌است، مطالعه‌ی عباسی (1393) است. وی با یک مطالعه‌ی موردی مردم‌شناسی در روستای گُمُل که یکی‌از سکونتگاه‌های گالش‌های گیلان است به‌شکل گذرا اطلاعات مفیدی در زمینه‌ی جنبه‌های مختلف زندگی، مناسبات اجتماعی-اقتصادی، ویژگی‌های فرهنگی، نوع گویش و فرهنگ لغت گالش‌ها جمع‌آوری کرده‌است. ستوده (1374) در مجموعه‌ی از آستارا تا اِستارباد، در پاره‌ای از بخش‌های کتاب، اطلاعاتی از گالش‌ها و برخی‌از رسوم آ‌ن‌ها به‌دست می‌دهد. با‌‌‌این‌حال، در بخش مربوط به سیاهکل گزارش مختصری در زمینه‌ی گالش‌ها و تیره‌های آن‌ها ارایه کرده که از معدود سندهای موجود در زمینه‌ی طبقه‌بندی اجتماعی گالش‌ها است. رحیمیان (1390) در جای‌جای کتاب خود، از برخی ویژگی‌های گالش‌های مناطق چابکسر و رامسر سخن به‌میان آورده است. کتاب وی یکی‌از معدود منابعی است که می‌توان از آن در موردِ شرایط گالش‌های گیلان اطلاعاتی کسب کرد. پرتو (1394) در پژوهش خویش در زمینه‌ی جغرافیا و تاریخ سیاهکل به‌شکلی پراکنده به گالش‌ها اشاره کرده‌است. قدیمی‌ترین سندی که از نام گالش‌ها موجود است تفسیر کتاب ‌الله، ابولفضل‌بن شهردویر دیلمی به‌کوشش محمدعماد حائری، مربوط به قرن 9 هجری‌قمری است. در جلد دوم صفحه‌ی ‌130 در سوره‌ی قصص، آیه‌ی 23، در ذیل کلمه‌ی الرعاء که به‌معنی چوپان است، نام گالش نوشته شده‌است. این سند مهم نشان‌دهنده‌ی آن است که ازحدودِ 600 سال پیش نام گالش رواج دارد. گالش از دو واژه‌ی گاو+لش تشکیل شده، واژه‌ی گو، گاو و گئو از ریشه‌ی گوشورَون (گئوشورون) ایزد نگاه‌دارنده و مینوی چهارپایان مفید و به‌روایتی روان‌گاوِ یکتا آفریده، آمده‌است. او وظیفه‌ی مراقبت از حیوانات مفید را روی زمین برعهده دارد (آموزگار، ‌1376:‌31). واژه‌ی گالش مرکب از دو جزء است، یکی «گال= gala» که به‌معنی‌: رمه-رمه و گروه‌ها دام‌ها و چهارپایان است و در فارسی دو واژه‌ی گله و گله‌داری و ترکیبات آن به‌جا مانده است و در دیلمی نیز: «گال= galیا گل= gal» و «گَلَ= gala» هردو به‌همین معنی است. جزء دیگر واژه‌ی گالش، «اش» است. «اش» یا «ش» که در فارسی میانه نشانه‌ی مصدر است، در اینجا و در واژه‌هایی مانند آن، معنی دارندگی را می‌دهد. چنان‌که در سانسکریت «ایش=is» یعنی مالک بودن است.

گالش‌‌ها، بومیان کوچنده البرز

کوچ عمودی و چرخه معیشت گالش‌ها در البرز

گالش در میان مردمان شرق گیلان و غرب مازندران به مردمان دامداری اطلاق می‌شود که طیِ سال برای تامین علوفه‌ی دام‌های خویش در واحدهای جغرافیایی مناطق کوهستانی مرتفع یا ییلاق (مرتع)، قشلاق (جلگه) و میان‌بند (جنگل) در رفت‌و‌آمد و زندگی هستند؛ گالش‌ها کوچ‌نشینانی با کوچِ عمودی (ارتفاعی) هستند. شیوه‌ی تولید و ساختار اجتماعی-اقتصادی زندگی آن‌ها نشان از تفاوت عمده با رمه‌گردانی دارد. گالش‌ها معمولاً تابستان را در مناطق ییلاقی، زمستان را در مناطق قشلاقی و پاییز و بهار را در مرحله‌ی گذر در کوهپایه‌های جنگلی می‌گذارنند. برخلافِ تصور عام در زمینه‌ی این‌که تمامی مردمان کوهستان‌های شرق گیلان گالش هستند، مردم بومی میانِ خود تفاوت‌هایی قایل‌ هستند. عاملِ اصلی تفاوت‌شان، شغل دامداری، نحوه‌ی زندگی و شیوه‌ی معیشت است. مردم مناطق کوهستانی که در روستاهایی یک‌جانشین به کشت محصولات دیم مشغول هستند، خود را «کِلایی» می‌نامند. شغل اصلی کلایی‌ها، زراعت دیم از نوع کاشت گندم، جو و عدس است. علاوه‌بر این‌که اکثر خانواده‌های روستایی تعدادی دام دارند، که بیش‌ترشان دام‌ها را در اختیار گالش‌ها قرار می‌دهند. بنابراین با‌ توجه‌ به نحوه‌ و شیوه‌ی معیشت (ابزار تولید) مردمانِ کوهستان‌های شرق گیلان به دو گروه معیشتی و فرهنگی تقسیم می‌شوند: گالش‌ها و کلایه‌ا‌ی‌ها. پاینده‌لنگرودی نیز در تعریف مردم کوهساران البرز در گیلان چندین‌بار بر همین مسئله تأکید می‌کند: «گروهی از کوهی‌ها ییلاق و قشلاق می‌کنند و گروهی در آبادی‌ها ساکنِ همیشگی هستند. به دامداران کوه‌نشین که در جنگل‌ها زندگی دارند، گالش و به کشاورزان کوهستانی، کلائی می‌گویند» (پاینده، 646). از لحاظِ نوع گویش، و ویژگی‌های ظاهری، تفاوت محسوسی میان آن‌ها وجود ندارد. در شرق مازندران، گالش فقط به کسی گفته می‌شود که گاوداری می‌کند و به گوسفنددار، کُرد می‌گویند. در ارتفاعات کوه درفک به گاو‌داران، گالش و به گوسفندداران چوپان می‌گویند. در برخی مناطق برای تفکیکِ کار گالش‌ها، آن‌ها را به‌نام دامی که نگه‌داری می‌کنند، صدا می‌کنند؛ مانند گاوگالش، گوسفندگالش و بزگالش.

گالش در تعریف‌های محلی؛ از دامدار تا شبان مزدبگیر

عمادی برای واژه‌ی گالش در زبان دیلمی چندین مفهوم قایل است: 1. کسی که زندگی‌اش از راه پرورش دام می‌گذرد؛ 2. طبقه‌ای که از لحاظِ تولید اجتماعی در چارچوب اقتصادِ شبانی قرار دارد؛ 3. مزدوری که در برابر مزد برای مدتی، دام‌های کارفرما را پاسبانی و شبانی می‌کند. مردم جلگه‌ی گیلان، از قدیم عادت کرده‌اند که تمام کوه‌نشینان دیلم را اگرچه کشاورز یا دامدار یا مالک و زمین‌دار و یا پیشه‌ور باشند، گالش و زبان و شیوه‌ی زندگانی و تربیت‌شان را گالشی بنامند. هم‌چنان‌که مردم کوهستانِ دیلم تمامی جلگه‌نشینان گیلان (گیل‌ها) را از هر طبقه‌ای که باشند، گیل و زبان و شیوه‌ی زندگانی و تربیت‌شان را گیلی و گیلکی می‌نامند.

گالش‌ها؛ گروه معیشتی یا گروه قومی؟

اندک مطالعه‌های انجام شده روی زندگی و فرهنگِ گالش‌ها، مانند مطالعه‌ی مشیری (1391) و پورفیکوهی (1383)، تعریف جامعی از آن‌ها ارایه نمی‌شود. در این بخش سعی شده با ‌توجه ‌به مبانی نظری موجود در زمینه‌ی کوچ‌نشینی و هم‌چنین بررسی‌های میدانی و اطلاعات به‌دست آمده از روابط خانوادگی، گالش و معنی واقعی آن واکاوی شود. متأسفانه امروزه نگاه احساسی و قبیله‌ای سبب شده که در برخی منابع غیرعلمی و غیرمعتبر، گالش‌ها را به‌عنوان یک گروه قومی معرفی کنند که امری غیرعلمی و دور از ذهن است.

تفاوت دامداری جلگه‌ای و کوهستانی در مطالعات پژوهشی

در مطالعه‌ی پورفیکوهی فعالیت‌های دامداری در گیلان به دو بخش جلگه‌ای و کوهستانی تقسیم شده‌است. فعالیت دامداری در مناطق جلگه‌ای را منحصر به کشاورزان و مناطق کوهستانی را به گالش‌ها و چوپان‌ها می‌دانند. هرچند ایشان به گنگ بودن تفاوت‌ها در بخش اصطلاح‌شناسی کار اشاره دارند (پورفیکوهی، 30). وی چوپان را برای نگهبانان دام‌های کوچک و گالش را برای شبانان خبره در نگهبانی از دام‌های بزرگ به‌کار برده‌اند.

سه الگوی زندگی گالش‌ها در پژوهش‌های مردم‌شناسی

عیسی‌پور که یکی‌ازجامع‌ترین مطالعه‌ها را روی گالش‌ها انجام داده، آن‌ها را دامدارانی معرفی می‌کند که در مناطق البرز از شرق گیلان تا گرگان ساکن هستند. وی برای آن‌ها سه  تقسیم‌بندی قایل است: دسته‌ی اول گروهی که با مردم روستاهای دامنه‌ی جنگلی ادغام شده‌اند و دامداری آن‌ها به‌منزله‌ی یکی‌از شئونات زندگی و فعالیت‌های تولیدی روستایی است؛ دسته‌ی دوم، گالش‌هایی که اساساً زندگی روستایی ندارند و با کشاورزی بیگانه‌اند، آن‌ها زمستان‌ها را در روستاهای حاشیه‌ی جنگل، بهار را در عمق جنگل و تابستان را در مرتع حواشی روستاهای مرتفع ییلاقی به‌سر می‌برند. افراد فعال در این دسته از چوپان‌های گاودار و گوسفنددار، به‌شکل واحدهای تولیدی دامداری سنتی کوچنده‌اند. به‌ندرت اتفاق می‌افتد که در کوچ بهاره زن و بچه‌ همراه‌شان باشند اما در اقامتگاه‌های پاییزه و زمستانه به‌همراه خانواده در خانه‌های گلی و چوبی به‌سر می‌برند. در این محل‌ها، آغل دام‌ها یا چسبیده به خانه یا در نزدیکی آن قرار دارد و دسته‌ی سوم، گالش‌هایی که همیشه در مناطق کوهستانی و در آبادی‌ها سکونت دایمی داشته و قشلاق ندارند (عیسی‌پور، 1388:‌24 و 25).

کوچ‌نشینی و یک‌جانشینی در البرز از نگاه ستوده

ستوده در کتاب البرز‌کوه، ساکنان رشته‌کوه‌های البرز را به دو گروه اصلی تقسیم‌بندی کرده‌است: الف. گروهی که در دهکده‌های کوهستانی برای همیشه ساکن هستند و خانه و زندگی دارند. گالش‌ها را باید بخشی از همین گروه به‌شمار آورد. ب. گروهی که در تابستان‌ها جلگه‌ی مازندارن را ترک کرده و از گرما به کوهستان پناه می‌برند و در خانه و زندگی ییلاقی خود ساکن می‌شوند و به‌محض این‌که هوای جلگه خنک شد، دوران زمستان را به خانه‌های قشلاقی خود برمی‌گردند (ستوده، ‌1389:‌25).

گیلک‌ها، کلایی‌ها و گالش‌ها؛ سه گروه با شیوه‌های معیشتی متفاوت

در این مطالعه با‌استفاده‌از اطلاعات به‌دست آمده از بررسی‌های میدانی و زندگی در میان این دامداران این تقسیم‌بندی به‌دست آمده‌است: مردمانِ بومی مستقر در شرق گیلان با ‌توجه ‌به نحوه‌ی معیشت‌شان به سه گروه عمده تقسیم‌بندی می‌شوند وجه‌تمایز این گروه‌ها، مؤلفه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. این سه گروه اقتصادی-اجتماعی عبارتند‌از: کشاورزان مستقر در جلگه‌ی گیلان که عمدتاً به کاشت برنج مشغولند، آن‌ها به گیلک معروف هستند. علاوه‌بر گیلک‌ها، در منطقه‌ی کوهستانی دو گروه دیگر وجود دارند، این دو گروه عبارتند از مردمان یک‌جانشین که به زارعت (عمدتاً دیم) و دامداری محدود مشغولند و خود را کلایی می‌نامند و گروه دیگر مردمانی که به دامداری مشغولند و گالش نام دارند. در این مطالعه گالش‌ها مردمانی هستند که هم‌چون دیگر کوچ‌نشینان در دیگر مناطق، برای تامین علوفه‌ی دام‌های‌شان (بزرگ و کوچک) به حرکت افقی و عمودی در پهنه‌ی جلگه و کوهساران البرز دست می‌زنند. این امر سبب تمایز و انزوای به‌نسبه مجزای اجتماعی-فرهنگی این مردم شده‌است.

آیا کوچ گالش‌ها خانوادگی است؟ تغییرات زندگی در دهه‌های اخیر

کسانی که از اطلاق واژه‌ی کوچ‌نشین به گالش‌ها خودداری می‌کنند، علت آن را عدمِ همراهی خانواده به‌سوی مناطق ییلاق و قشلاق می‌دانند. بنا‌به نظر ایشان در شیوه‌ی دامداری گالش‌ها فقط مردان هستند که به مناطق ییلاقی می‌روند، امری که این مطالعه آن را رد می‌کند. در این پژوهش تمامی گالش‌هایی که موردِ پرسش قرار گرفته‌اند با تأکید اعلام کرده‌اند که در گذشته‌ی نه‌چندان دور تمامی خانواده به‌سمتِ مناطق کوهستانی کوچ می‌کرده‌اند. این مسئله در میان تمامی گالش‌ها از مناطق جنوبی رودبار تا مناطق شرقی چابکسر قابلِ مشاهده بوده‌است. امروز نیز در برخی مناطق می‌توان حضور زنان گالش (زن یا دختر خانواده) را در همراهی مردان‌شان مشاهده کرد. هرچند در چند دهه‌ی اخیر با افزایش امکانات ازجمله ایجاد راه‌های ارتباطی که شرایط زمانی رسیدن به مناطق کوهپایه‌ای را فراهم کرده، گالش‌ها برای بازدید از خانواده بیش‌تر از چند ساعت نیاز به زمان ندارند. علاوه‌بر این‌که نباید فراموش کرد گسترش باغ‌داری در مناطق کوهپایه‌ای شرق گیلان (چای، فندق، مرکبات) و نیاز به نظارت دایم در فصل گرم، لزوم دوپاره شدن خانواده‌ها را پررنگ‌تر کرده‌است. همان‌طورکه در ادامه اشاره می‌شود، با ‌توجه ‌به تضعیف شیوه‌ی چوپانی-گالشی به‌دلیل شرایط نامناسب اقتصادی-اجتماعی، بیش‌تر رسوم و قواعد زندگی گالش‌ها از بین رفته است.پس‌از تعریف مشخص از گالش‌ها، با بررسی جزیی‌تر می‌توان طبقه‌بندی‌ها و گروه‌های درونی گالش‌ها را شناسایی کرد. تعریف کلی که از کوچ‌نشینی گالش‌ها در این نوشتار مطرح شده، موردِ شاخص آن است. یعنی مردمانی که برای چرای دام‌های‌شان از کوهپایه‌ها و مناطق پایکوهی جنگلی البرز شمالی به مناطق استپی و چمن‌زاری البرز کوچ می‌کنند. این نوع عمده شیوه‌ی معیشت گالشی است. در این پژوهش، چهار زیرگونه‌ی دیگر گالشی موردِ توجه قرار گرفته است:

چهار گونه از شیوه‌های دامداری و کوچ گالشی

الف. در مناطقِ فاقدِ پوشش درختی هیرکانی در کوهستان البرز، می‌توان یک گونه‌ی به‌نسبه متفاوت از گالش‌ها را شناسایی کرد. در مناطق کوهستانی چون دیلمان، کلاردشت، چه در میان مناطق روستایی کلایه‌نشین و چه مناطق دامداری، گالش‌هایی به کار پرورش دام مشغول هستند. تفاوت عمده‌ی این نوع گالش با مورد اصلی، اختلاف در فواصل عمودی و افقی است. این دامداران، دام‌های روستاییان و خودشان را در تابستان به مناطق ارتفاعی بالاتر از محل زیست‌شان برای چرا می‌بردند و در کلام‌ها و سراهای گالشی تابستان را سر می‌کنند و در زمستان با برگشت به روستا‌های کوهستانی، فصل سرد را در این مکان‌ها می‌گذرانند. آن‌ها برای تعلیف دام‌ها در زمستان، از علوفه‌های دروشده در بهار از چاک‌ها و مراتع و کاهِ به‌جای مانده از دروی محصول برنج در جلگه استفاده می‌کنند. پورفیکوهی و همکاران (1383: 51) از فراوانی این‌گونه زندگی شبانی در شرق رودخانه سفیدرود (البرز غربی-شرق گیلان) نام می‌‌برند و دلیل آن را فراوانی تاسیسات کشاورزی دایمی در این بخش می‌دانند. تعداد زیادی از آن‌ها‌ از یک ییلاق واقع در ارتفاعات مجاور استفاده می‌کنند. این شیوه دامداری را «شبانی در کوه‌های کوچک» نامیده‌اند.

ب. گونه‌ی دیگری از دامداری گالشی به‌شکل دایمی و در مناطق جنگلی وجود دارد. این گالش‌ها که دام‌شان از نوع گاو است، تمام مایحتاج خود، به‌ویژه علوفه را از جنگل تامین می‌کنند. ازجمله‌ی این گالش‌ها می‌توان به گالش‌های گندم‌سرا در سیاهکل اشاره کرد.

ج. گونه‌ای دیگر هم، ابتدا یک کوچ خانوادگی را به آبادی تابستانی در منطقه کوهستانی انجام می‌دادند، سپس دام‌های خود را برای چرا تا آخر فصل تابستان از آن آبادی به مناطق مرتعی می‌بردند.

د.گونه‌ای دیگراز گالشی به این شکل است که کوچ میان مناطق میان‌بند و ییلاق صورت می‌گیرد. چوپان‌های دیلمان در دهم اردیبهشت، بدون حضور اعضای خانواده خود عازم چراگاه‌های تابستانی واقع در پَش، سیاه‌خانی، خُلشکوه و ایژگی می‌شوند، درحالی‌که اعضای خانواده درگیر فعالیت‌های کشاورزی در دیلمان هستند. چوپان‌ها نیز به‌دلیلِ نزدیکی مناطق ییلاقی به روستا، برای رسیدگی به وضع کشت و شرکت در امر درو به دیلمان باز می‌گردند. در حدود 10 آبان، چوپان‌ها به دیلمان می‌آیند و بی‌آنکه در آنجا توقف کنند، به اتفاق اعضای خانواده عازم قشلاق جنگلی سرداب و آتشگی می‌شوند و 5 ماه از سال را در میانه‌ی جنگل و مناطق میان‌بند سپری می‌کنند و در حدود 10 فروردین، بار دیگر به دیلمان باز می‌گردند و تا اردیبهشت ماه در آنجا اقامت می‌گزینند (پورفیکوهی، 1383: 66 با کمی تغییر).

گالش‌ها و تالش‌ها؛ تفاوت هویت قومی با عنوان معیشتی

در برخی منابع و در باورِ برخی‌از مردم، میان گالش‌ها و تالش‌ها تفاوتی نیست. بحث‌های زیادی در این زمینه موجود است. آنچه که می‌توان به تاکید در اینجا به آن اشاره داشت، تفاوت کاربرد این اصطلاح است. گالش‌ها، حداقل در رشته‌کوه البرز گروه قومی جداگانه‌ای نیستند. همان‌طورکه در صفحه‌های قبل توضیح داده شد، ایشان گروه‌های معیشتی هستند که به کار تخصصی خود می‌پردازد. برخلافِ تالش‌ها که گروهی قومی-زبانی مشخصی هستند (بازن، 1367: 17). بازن و پورفیکوهی در اینجا، به‌طورِ مشخص به این مسئله پرداختند. «می‌توان از خود پرسید که آیا گالش‌ها به یک گروه قومی جداگانه تعلق دارند؟ جای انکار نیست که در نواحی کوهستانی جنوب‌شرقی گیلان، اینان از لحاظ گویش، نوع زندگی، نوع سکونتگاه، واحدهای اندازه‌گیری و مانند آن از همسایگان گیلک ساکن جلگه خود متمایز هستند. اما با این همه جزئی از گیلک‌ها به شمار می‌آیند» (پورفیکوهی، 183: 30). بااین‌حال، واژه‌ی گالش میان تالش‌ها نیز رواج دارد، که اتفاقا در آن منطقه نیز به گونه‌ای این اصطلاح محل تمایز گروه‌های معیشتی است. در میان تالش‌ها، گالش‌ها اساساً از شونه‌ها و یا گله‌ونها یعنی شبانانی که به نگهداری دام‌های کوچک اشتغال دارند، متمایز هستند.


مطالب مرتبط
ثبت نظر
0 / 500 کاراکتر
کپچا کد را اینجا وارد کنید:---------------->