تیرماسیزده، جشن باستانی گیلانیها در شب سیزدهم آبان؛ از امیریخوانی تا فالگوش
اختصاصی کلانشهر:میثم نوائیان(باستانشناس)-نیما فریدمجتهدی(گیلانشناس)- تیرماه سیزده؛این رسم کهن که یادآور تیر آرش کمانگیر است، هرساله میان گالشها در شب 13 آبانماه شمسی برگزار میشود.
در این شب امیری میخوانند و لالشوش میزنند، داخل چشمه شیر میریزند و نیت خود را تعبیر میکنند. افراد هر خانواده از چند روز قبل مشخص میکنند که به خانه چه کسی برای اجرای مراسم باید بروند و معمولاً بهدلیلِ احترام به بزرگترها به خانهی بزرگ خانواده میروند و هرکس به فراخور حال، خوردنی (شبچر) با خود میبرد. غروبِ شب تیرماسیزده، پسر بزرگ خانواده ابتدا غسل کرده و طهارت انجام میدهد، سپس با مشرفه (نوعی ظرف برای آب بردن از جنس فلز مس) برای برداشتنِ آب زلال به چشمه یا وسطِ رودخانه میرود. او نباید در بین راه با کسی حرف بزند یا شوخی و خنده کند.
در برخی نقاط دو برادر با هم میروند و برادر بزرگتر، برادر کوچکتر را «کول» میگیرد، دو برادر نباید در راه با هم حرف بزنند. برادر بزرگتر از چشمه آب برمیدارد و به خانه برمیگردند. گاهی در این شب تیرماه فرزند اول یک خانواده با فرزند آخر خانواده دیگری برای آوردن آب میروند در نقاطی نیز آب را از خانه همسایه در داخلِ مشرفه میدزدند. در چابکسر در هنگامِ غروب آفتاب موقع اذان مغرب، فرزند اول خانواده بهصورتِ مخفیانه ظرف آبی را از خانه یکیاز همسایهها میدزدد و به سرچشمه یا رودخانه میرود و آن را پُر از آب میکند، آب باید حتما پاک باشد. وقتی پسر اول به در خانه میرسد، این شعر را میخواند:
آب گونه من فرزند لاکویم/ یک سر به دریا صد سر به کوه فرویم
لَت لَت سنگان نعره کنان بشورم/ سرنوشت یکساله را امشب به تو گویم
برگردان فارسی: آب میگوید من فرزند کوه خاموشم/ یک سرم به دریا و صد سر به کوه وصل است (اشاره به سرچشمه گرفتن از جویهای مختلف و سرازیر شدن به دریاست)\
سنگهای کف رودخانه را فریاد کشان میشویم/ سرنوشت یک ساله را امشب به تو میگویم.
سپس با ظرف آب وارد خانه میشود. در ابتدا سوزن (درزن) داخل ظرف آب میاندازند. علت انداختن سوزن داخل ظرف آب این است که قُدما اعتقاد داشتند موجودات ماوراءالطبیعه شبها در آب حضور دارند و ممکن است فال را خراب کنند بههمین خاطر و برای دور کردن آنها سوزنی داخل مشرفه انداخته و تا آخر مراسم آن را در نمیآوردند و اگر در حینِ مراسم دست کسی که انگشتر یا نشان را برمیدارد به سوزن میخورد، دست خود را بالا میآورد سپس در مشرفه میکرد و یا با همان تبیره یک نشان در میآورد؛ این سوزن انداختن نیز با یک شعر همراه است:
درزن گونیه من درزن دان شیم
شاه فرزندان شیم
مو رو دست نزنین موتورم و دیوانه
میخوتنگاه دو بالا نگاه
برگردان فارسی: سوزن میگوید جای من سوزن دادن است / من متعلق به شاه فرزندان (فرزند اول خانواده) هستم / به من دست نزنین که من دیوانه هستم / جای خوابیدن من میان لباس زنان است.
پساز این شعرخوانی فردی مشرفه یا ابریق را در آن مجلس میگرداند و هرکس انگشتر و یا نشانی که آن را بشناسد نیت کرده و سپس داخل ظرف آب میاندازد، دهانه تنگِ ظرف سبب میشود که مایعِ داخل آن بهراحتی بیرون نریزد. هرچند استفاده از آن در این مراسم، تحلیلی اسطورهای دارد، اما این دهانهی تنگ از طرفی سبب میشود که نشانها و انگشتریهای داخل آن دیده نشود. سپس فرزندان اول خانواده و در برخی مناطق دختری نابالغ را در کنار ظرف آب نشانده بعد امیریخوانان شروع به خواندن میکنند. دراین زمان، همه ساکت میمانند، بعداز خواندن هر دوبیتی، دخترک دست در داخل ظرف آب کرده و بعداز برهم زدن مختصر بیآنکه داخل ظرف آب را نگاه کند، یک نشانی یا انگشتر را اتفاقی درمیآورد و به همه نشان می-دهد. فردی که نشانِ او از ظرف درآمده، با توجه به نیت خود و اشعاری که امیریخوان خوانده، نیت خود را تعبیر میکند که آیا برای کاری که نیت کرده جواب مثبت بوده یا منفی! گاهی اوقات یک دوبیتی امیری ممکن است برای یک نیت مثبت ولی برای نیتی دیگر منفی باشد. مهم این است که آن فرد بهاصطلاح چه نیتی کرده باشد. این نیت میتواند مسافرت، تجارت، ازدواج و... باشد. امیریخوانها به تعداد هرچند نفر که هستند بهنوبت شروع به خواندن میکنند و دخترک تا در آوردنِ آخرین نشان به کارش ادامه میدهد. امیریخوانها معمولاً مرد بوده و هستند اما برخیاز امیریخوانها نیز زن بودهاند. در بین خانواده اگر کسی صدای خوبی داشت با توجه به مجلس دَمیمیخواند و یا اگر سازی بلد بود، مینواخت. این مراسم تا پاسی از شب ادامه داشت و شبی پرخاطره با شادی، نشاط و بیادماندنی بود.
رسومِ تیرماه سیزده
کلید در گِتِنن و فالگوش؛ شنیدن نشانهای از آینده
کلید در گِتِنن- فالگوش ایستادن (گوشیاری – گوشداری)، در همان شب تیرماسیزده یا در برخی مناطق در شب بعد از تیرماسیزده، رسم «کلید در گتن» انجام میشده است. در خانههای قدیمی در کنار درهای انبار یک سوراخ وجود داشته که به پشتِ قفل در راه داشته. در آن شب بهوسیله یک کلید چوبی بزرگ که به این منظور ساخته شدهبود، به آن (کلیدمار= کلیدمادر) میگفتند، در را باز میکردند. در این رسم بعد از اجرای امیری خواندن، کلیدمار را برداشته و بهطرفِ خانه همسایه میرفتند و کلیدمار را زیر پا گذاشته و نابود میکردند، بعد دو انگشت شصت خود را داخل گوش میکردند (به حالتِ اقامه نماز) تا چیزی نشنوند، سپس بعد از مکثی کوتاه، بهطورِ ناگهانی دو دست خود را برمیداشتند و اولین کلمهای را که از حرفهای ردوبدل شده بین اعضای خانواده همسایه میشنیدند، با نیت خود تطبیق داده و تشخیص میدادند که آیا کارِ مدِّنظر را باید انجام بدهد یانه؟
فال گوش ایستادن در شب تیرماسیزده متداول بود. کسی که برای فالگوش ایستادن میرفت جسم آهنین، انبر، چاقو یا سیخ کباب را بههمراه میبرد. از آنجا که اغلب خانههای روستایی دیوار نداشت، فالگوش وارد حیاط میشد. زمانیکه به پشتبام اتاق نشیمن میرسیدند بعداز خواندن حمد و سوره، جسم آهنی را در زیر پای راست خود میگذاشتند و سعی میکردند که دیده نشود، بعد با دو دست گوش خود را میگرفتند که صدایی نشنوند. آنگاه نیت میکردند و لحظاتی بعد، دست را از روی گوش خود برمیداشتند و هرچه که از گفتوگوی ساکنان درون اتاق میشنیدند، پاسخِ فالشان بود.
از رسوم دیگر در این شب مبارک، این بود که یک نفر نیت میکرد و سپس بهطرفِ خانه موردِ نظر بهراه میافتاد، او یک انبر را زیر بغل دستِ چپ خود قرار میداد و دو انگشت خود را از روی گوش برمیداشت و ابزار را بیآنکه از دست خود کمک بگیرد روی زمین میگذاشت، طوریکه زیرِ پای بیافتد و سپس به استراق سمع میایستاد. چنانچه از درون خانه صحبتهای بد و نامیمون میشنید، نیت او بد تعبیر میشد و اگر سخنان نیکو میشنید، نیت او موردِ قبول واقع میشد و فرجامی خوش را پیش میگرفت و سپس انبر را برمیداشت و همانطور که آمده بود برمیگشت تا چیزی نشنود. در آئین تیرماسینزه، یکیاز قسمتهای این جشن کهن در ستایش آب و ایزدِ آن، انداختن کلید در درون آب و بارور ساختن ظرف آب با آن کلید و سپس بیرون آوردن کلیدها با خواندن سرود و بهکار بستن روشهایی ویژه است. در همین کلید انداختن و بیرون آوردن است که نتیجه نیتْ و فالِ آیندهی هر نیتکننده معلوم میشود.
لالشوش؛ ترکهای برای سلامتی و برکت
لالشوش: درمیان گالشها رسم بر این است که شب بعد از تیرماسیزده جوانان محل از شاخههای درخت سیاههال ترکههایی میبریدند و کسانی را که در حالِ عبور بودند میزدند و مردم چون با این رسم آشنایی داشتند واکنشی نشان نمیدادند و خوردنِ چوب از لالشوشزن را شُگون میدانستند. مردم اعتقاد دارند که کسی که چوب لالشوش را بخورد، برایش سلامتی را به ارمغان میآورد و در تنکابن باور بر این بود که کسی که تب نوبه داشت اگر لالشوش بخورد حال او خوب میشود.
براساسِ باورداشتها، به روی هر آنچه که نیاز است ترکه میزنند تا برکتدار شود، حتی درخت نابارور، شخص مریض و زنِ نازا و دختران دَمِ بخت، اگر با ترکه لالمار نوازش داده شوند، حاجت روا میشوند و یک ترکه نیز به صاحب خانه داده میشود تا در خانه به نشانه برکت داشتهباشد. دراین شب افرادی بیرون میآیند صورت خود را سیاه میکنند و با ترکههایی از شوش درخت تادانه، افرادی که برای فالگوش رفتن بیرون آمدهاند را میزدند، آن افراد نباید حرفی بزنند و یا اعتراض کنند. البته لالشوش زنها مراعات حال افراد را میکنند و این کار را برای مزاحمت و اذیت کسی انجام نمیدهند. در بررسیهای میدانی مشخص شد که در گذشته از ترکههای درخت تادانه برای ساخت تیرکمان استفاده میشدهاست.
همچنین اگر درخت گردویی به بار نمینشست و یا گردو سیاه آن خراب میشد، تبر کُندی را که به آن لالتوآر میگفتند، بهدست گرفته، وانمود میکردند که قصد انداختن درخت را دارند. در این هنگام دیگران واسطه میشدند تا درخت را قطع نکنند و سال بعد بار زیاد میآورد. دانای علمی اعتقاد دارند این رسم مربوط به اصابت تیر آرش بر درخت گردو است.
شبچره و خوراکیهای سیزدهگانه
آیین تیرماسیزده، خوراکیهای خاص خود را داشت، انواع خوردنیهای فصل را میچینند و در آن شب، 13 گونه خوردنی میخورند. در مناطق مختلف از انواع نان محلی، قطاب، سیبزمینی، کدوی پخته، مرکبات، باقلای پخته و آجیل برای پذیرایی استفاده میشود که البته امروزه از انواع شیرینی و کیکهای بازاری نیز استفاده میشود. رسم اینگونه است که هرکسی به آئین تیرماسیزده میرود با توجه به وضعیت مالی خود، خوراکی نیز با خود همراه میآورد که به آن در زبان محلی شبچره میگویند. گندم یا غلات حتماً باید در سفره گذاشته میشد. در پارهای از آبادیهای شرق دیلمان، همانند اِشکِوَر، جشن تیرماسیزده، جشن آب و آبریزگان و تیرگان با ویژگیهای دلپذیر دیگری همراه است.
جورابافکنی؛ هدیهگرفتن ناشناس از همسایهها
جوراب افکنی: در این رسم افراد بهصورتِ ناشناسی یک جوراب پشمی را با یک ریسمان نازک بعد از در زدن بهداخل خانه انداخته و صاحبخانه به فراخور حال و وضعیت مالی، میوه و آجیل داخل جوراب انداخته و سپس فرد ناشناس آن را میکشد و میرود تا در خانه بعدی این کار را تکرار کند. در اسطورهشناسی به این کار گدایی آئینی میگویند.
بختگشایی؛ آیینی برای ازدواج دختران
بختگشایی در تیرماسیزده: همچنین در این روز تیرماسیزده دخترانی که شوهر نکرده و در خانه ماندهاند بهوسیلهی پدران و یا مادران در ظاهر کشانکشان از خانه بیرون رانده میشوند و یک نفر بهعنوان ضامن جلو میآید و قول میدهد که این دختر امسال شوهر میکند و تقاضا میکند که او را از خانه بیرون نکنند و بر این باورند که با این کار، دختر در طول سالی که در راه است، ازدواج خواهد کرد.
سیزدهی؛ رسم هدیهبردن خانواده داماد برای عروس
سیزدهی: داماد در تیرماسیزده، همانند اعیاد دیگر باید برای عروس وسایل میبرد، مانند حلوای مخصوص محلی که از آرد گندم یا برنج همراه با روغن درست میشد و همچنین پارچه و وسایل دیگر. در این شب رسم بوده که خانوادهی داماد با توجه به وسعِ مالی، هدایایی به نو عرس میداند که به آن سیزدهی میگویند و معمولاً توسط خواهر داماد و بستگان داماد به خانه عروس برده میشد. خانواده عروس نیز در مقابل از آنها پذیرایی میکردند.در روستای کبوترآبکشِ چابکسر، این شب را شبِ حاجات میگفتند.خانوادههای قدیمی غروب روز 12 تیرماه به گورستان رفته و همچنین بهیاد درگذشتگان با خیرات و صداقت به مستمندان کمک میکنند.
لالنمک؛ نمک متبرک برای سلامت و پرباری دامها
لالنمک در تیرماسیزده: نمک دادن به دامهای خانگی بهویژه گاوها در صبح روز تیرماسیزده، یکی از رسمهای قدیمی منطقه شرق گیلان بود. آنها باور داشتند که این کار سبب فربهی، شیردهی و ورزیدگی گاوها در فصل زمستان میشود. از این روی در نیمه شب سیزدهم آبانماه و گاه سحرگاه این روز، یکی از اعضای خانواده- بیشتر کسی که پیوسته به دامها آب و علوفه میداد- بیدار میشد و مقداری نمک کلوخی را میکوبید و با سکهای زرین (اشرفی) بههم میزد. به این نمک، طلا نمک میگفتند. گاهی هم اندکی شیر، در نمک کوبیده میریختند و با سکهای زرین یا زیوری طلایی هم میزدند و خوب مخلوط میکردند و در جای گرمی قرار میدادند تا آبش تبخیر شود. سحرگاه این نمک باطلا بههم زده نشده را با مقدار کافی نمک نیمکوب دیگر میآمیختند و بر دوش گاوان و دامهایی که در خانه نگهداری میشدند میریختند تا آنها نمک را لیس بزنند و بخورند تا در زمستان از انواع بیماریها در امان بمانند و پُرشیر و پُرزور و فربه شوند. در مناطقی که رسم طلانمکدهی به دامهای خانگی مرسوم بود، باور داشتند که اگر این کار را انجام ندهند. گاوها تا تیرماسیزده سال آینده، همچنان در انتظارِ خوردن این نمک متبرک میمانند.
فدیه به آب؛ ریختن شیر نذری در چشمه
فدیه به آب؛ ریختن شیر نذری داخل چشمه در تیرماسیزده: در مناطق کوهستانی و در میان گالشهای این مناطق که از قدیمالایام حرفه پیشینیان خود را حفظ کردهاند و به شیوه آنان به دامداری سنتی ادامه میدهند، آئینی انجام میشد که فقط در سینه انگشتشماری از سالخوردگان ساکنان کوهستان بهیاد مانده است. شب قبل از تیرماسیزده، سه نفر از فرزندان سه خانواده مختلف را انتخاب میکردند. صبح اول وقت روز تیرماسیزدهم، ظرف مسی آتشی را از شیر گاوی که همان صبح دوشیدهاند پر کرده به آنها میدادند و آنها را بهسوی چشمهای که اهالی از آن استفاده میکنند، روانه میکردند. وقتی به چشمه رسیدند یکیاز آنها روبه طلوع خورشید (مشرق) پشت به چشمه میایستاد و دو نفر دیگر هم هرکدام به جهتی دیگر بهشکل مثلثی قرار گرفته و به چشمه پشت میکردند. سپس ظرف شیر را روی دوش خود گرفته و دهانه ظرف را بهسوی چشمه نگهداشته و یکیاز آنان با جملاتی را میگوید که حاکی از سال پُر از خیر و برکت و آب فراوان از چشمهها و شیر بسیار از گاوها است. بعد همانطورکه پشت به چشمه ایستادهاند شیرها را بهداخل چشمه سرازیر میکنند. وقتی ظرفها خالی شد، بهسمتِ روستاها و خانههای خود میآیند و موردِ استقبال گرم خانواده و دیگر ساکنان محل قرار میگیرند.
چشمنظر؛ ساخت مهره و رشته برای دفع چشم بد
تهیه چشمنظر در تیرماسیزده: شب سیزدهم تیرماه دیلمی یکی از افراد خانواده- بیشتر پدرها- بعد از انجام مراسم تبریخوانی و فالخواهی در موقع خوابیدن نیت میکرد که سحرگاه برخیزد و مهرههای نظر قربانی تهیه کند. نیتکننده سحرگاه از خواب برمیخواست، بیآنکه با کسی سخنی بگوید، با داس یا تبر به جنگل میرفت و شاخهای نسبتاً کلفت از درخت تادانه را که همان درخت داغدانان است میبرید، شاخههای خردشده و برگهایش را میریخت و به خانه میآورد. از چوب آن شاخه، مهرههایی به اشکال گوناگون مانند قلب، مثلث، مربع، ششضلعی و... میتراشید. در باور مردم منطقه، این مهرهها، خاصیت نظر قربانی داشتند و اگر بر دسته گهواره، گردن یا دوش دختران و پسران خردسال زیبا و نظرگیر، گاو تازهزاییده، گوساله فربه و گاوهای نر جنگلی قویهیکل آویخته میشد، چشمِ بد را از آنها دور میکرد. از دیگر وسیلههای چشم نظر قربانی که صبح تیرماسیزده تهیه میشد تابیدن نوعی رشته در سکوت بود. این کار را غالباً مادرانِ کودکان خردسال انجام میدادند. مادران، سحرگاه این روز پیشتر از همهی اعضای خانواده از خواب برمیخواستند. تکهای نخ چندلایه رنگارنگ را که حدود 25 سانتیمتر طول داشت، چندبار تاب میدادند و از وسط تا میزدند تا به حدودِ سه و چهار سانتیمتر برسد. این رشته تابیدهشده در سکوت (لالرشته) خاصیت نظر قربانی داشت و میتوانست با آویخته شدن در گردن کودکان و یا دوختهشدن به یقه لباس پسران و دختران خردسال، نظر بد را از آنان دور کند و دفع شر کند.
پنجیکواز؛ پریدن از آتش در پایان پنجه
پنجیکواز
در غروب آخرین روز پنجه، گالشها در 5 یا 7 نقطه با چوبهای نازک که به آن چَرده میگویند، کاه و کولش آتش روشن میکنند و از روی آن میپرند و میخواندند.
