۳ آبان ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۳
کتاب ایمان رنجکش در رشت رونمایی شد

«جام جعل‌نما» به سراغ رابطه رسانه، قدرت و نسل Z رفت

...
مراسم رونمایی از کتاب «جام جعل‌نما؛ پارادایم اخبار جعلی در میدان نسل Z» نوشته ایمان رنجکش، با حضور و سخنرانی حسن محدثی گیلوایی، عباس نعیمی جورشری، مهدی بازرگانی و امیرحسین ابراهیمی در هتل ایران رشت برگزار شد؛ مراسمی که در آن، سخنرانان به بررسی تاثیر اخبار جعلی بر افکار عمومی، نقش رسانه‌ها در برساخت واقعیت اجتماعی، چالش اعتماد در نسل Z و ضرورت تقویت عقلانیت انتقادی و سواد رسانه‌ای پرداختند.

کلانشهر: مراسم رونمایی از کتاب «جام جعل‌نما؛ پارادایم اخبار جعلی در میدان نسل Z» نوشته «ایمان رنجکش» با حضور و سخنرانی «حسن محدثی گیلوایی»، «عباس نعیمی جورشری»، «مهدی بازرگانی» و «امیرحسین ابراهیمی» در هتل ایران رشت برگزار شد.

«حسن محدثی گیلوایی» جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی در این مراسم با تأکید بر ضرورت نگاه چندسویه به پدیده‌های اجتماعی گفت: این پدیده‌ها می‌توانند کارکردهای مثبت و منفی داشته باشند؛ بنابراین، پیش‌داوری درباره تحولات اجتماعی و نسل‌های جدید، با رویکرد علمی و تجربی سازگار نیست.

این جامعه‌شناس با تأکید بر ضرورت مطالعه علمی نسل‌های جدید در ایران تصریح کرد: برای شناخت نقش و چگونگی حضور نسل زد و دیگر نسل‌های جدید در جامعه ایران، بیش از هر چیز به تحقیقات تجربی نیاز داریم.

 پدیده چشمانگی نسل‌های جدید
1792930324_eeaa459c6cef61a8079f.jpg

محدثی با اشاره به پدیده «چشمانگی» در نسل‌های جدید اظهار کرد: در جهان رسانه‌ای امروز، چشم به یکی از اصلی‌ترین ابزارهای ارتباط انسان با محیط پیرامون تبدیل شده و بخش قابل‌توجهی از وقت کودکان، نوجوانان و جوانان در تعامل با رسانه‌های دیجیتال می‌گذرد.

وی افزود: این شیوه متفاوت مصرف فرهنگی و معرفتی، زمینه‌ساز شکل‌گیری تفاوت‌های جدی میان نسل‌هاست؛ تفاوت‌هایی که می‌توانند به اختلاف، سوگیری و پیش‌داوری متقابل میان نسل‌ها منجر شوند.

عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد با اشاره به نقش رسانه‌ها در شکل‌دهی به واقعیت اجتماعی اظهار کرد: رسانه‌ها از عناصر مهم جهان جدید هستند که می‌توانند جهان اجتماعی را به شیوه‌ای متفاوت برساخت کنند و به تعبیر دیگر، به نوعی جهان‌سازی (World Making) دست بزنند.

وی افزود: نیروهای اجتماعی برخوردار از قدرت رسانه‌ای می‌توانند جهان را به شیوه‌ای متفاوت بازنمایی و برساخت کنند؛ به‌گونه‌ای که انسان‌ها خود را در جهانی جدید ببینند و در آن زندگی کنند. این برساخت‌ها لزوماً مستقل از منافع، علایق و خواسته‌های نیروهای اجتماعی نیستند و می‌توانند افراد را به سمت‌وسوی خاصی هدایت کنند.

این جامعه‌شناس با تأکید بر تأثیرگذاری این فرایند در حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تصریح کرد: هنگامی که قدرت رسانه‌ای با قدرت سیاسی پیوند می‌خورد، امکان بازنمایی جهان به شکلی کاملاً متفاوت فراهم می‌شود؛ به‌گونه‌ای که افراد ممکن است این تصویر برساخته‌شده را به‌عنوان واقعیت بپذیرند و در جهانی زندگی کنند که دیگران برای آن‌ها ساخته‌اند. چنین فرایندی می‌تواند بر گرایش‌های سیاسی و فرهنگی افراد و حتی علایق و الگوهای مصرف اقتصادی آن‌ها تأثیر بگذارد و جهت‌گیری‌های خاصی را در جامعه شکل دهد.

محدثی با اشاره به سویه‌های آسیب‌شناختی برساخت اجتماعی در رسانه‌ها اظهار کرد: شیوه‌های خاص بازنمایی واقعیت و شکل‌دهی به نگرش‌ها و گرایش‌های افراد می‌تواند پیامدهای آسیب‌شناختی به همراه داشته باشد. این فرایندها ممکن است به جهت‌دهی افکار عمومی در مسیری منجر شوند که نیروهای اجتماعی برخوردار از قدرت رسانه‌ای را به اهداف و منافع خود نزدیک‌تر کند.

 چرا نسل‌های جدید و قدیم یکدیگر را نمی‌فهمند؟

وی در ادامه، «تغذیه معرفتی» را یکی دیگر از عوامل مؤثر بر شکل‌گیری شکاف نسلی دانست و افزود: نسل‌های مختلف از منابع معرفتی متفاوتی تغذیه می‌کنند و همین تفاوت می‌تواند زمینه‌ساز فاصله میان آن‌ها شود.

این جامعه‌شناس با اشاره به منظومه‌های معرفتی نسل‌های گذشته در جامعه ایران تصریح کرد: ذهن انسان ایرانی در طول تاریخ تحت تأثیر پنج منظومه معرفتی شامل معرفت دینی، عرفانی، ادبی، اسطوره‌ای و خفیه شکل گرفته است. اندیشه ایرانی با آموزه‌های دینی و عرفانی و همچنین ادبیات، به‌ویژه شعر، پیوندی عمیق دارد.

 محدثی با اشاره به نقش رسانه‌های نوین در شکل‌گیری شکاف نسلی اظهار کرد: با ورود رسانه‌های دیجیتال، تفاوت در تغذیه معرفتی نسل‌ها پررنگ‌تر شده است. همان‌طور که در کتاب «جام جعل‌نما» به نسل دیجیتال‌زاده اشاره شده، این نسل از منابع دانشی متفاوتی بهره می‌گیرد و همین مسئله مسیر فکری و شناختی آن را از نسل‌های پیشین جدا می‌کند.

وی افزود: نسل جدید از طریق یادگیری زبان‌های مختلف و حضور در فضای دیجیتال، امکان برقراری ارتباطی جهانی را پیدا کرده است. برای مثال، نسل‌های گذشته بیشتر در محیط محلی و با همسایگان خود بازی می‌کردند، اما کودکان و نوجوانان امروز در فضای بازی‌های دیجیتال با همسالان خود در نقاط مختلف جهان ارتباط برقرار می‌کنند. این تفاوت در تجربه زیسته و شیوه ارتباط، به‌طور طبیعی فاصله میان نسل‌ها را افزایش می‌دهد؛ تا جایی که ممکن است نسل‌های مختلف در درک متقابل یکدیگر با دشواری مواجه شوند.

این جامعه‌شناس با تأکید بر اینکه نمی‌توان این تحولات را صرفاً مثبت یا منفی ارزیابی کرد، تصریح کرد: من معتقدم این پدیده سویه‌های دوگانه دارد. برخلاف دیدگاهی که نسل جدید را نسلی فاقد تاریخ می‌داند، معتقدم این نسل در حال ساختن تاریخ جدید و تغییر جهان ماست؛ فارغ از اینکه این تغییرات در نهایت چه پیامدهای مثبت یا منفی‌ای داشته باشند.

نسل جدید از ما عبور می‌کند؛ باید خودمان را با جهان او به‌روز کنیم

محدثی در پایان خاطرنشان کرد: اگر نسل‌های پیشین در فهم نسل جدید با دشواری مواجه‌اند، باید خود را با تحولات جدید به‌روز کنند؛ چراکه آینده در اختیار این نسل است و نسل‌های گذشته برای شناخت این جهان جدید و مشارکت مؤثر در شکل‌گیری آن، فرصت چندانی در اختیار ندارند.

محدثی با تأکید بر ضرورت درک نسل‌های پیشین از نسل جدید به‌جای قضاوت‌های کلیشه‌ای اظهار کرد: به‌جای سوگیری و پیش‌داوری، باید تلاش کنیم شناخت و درک بهتری از نسل جدید و جهانی که در حال ساختن آن است، داشته باشیم.

این جامعه‌شناس با اشاره به تداوم مقاومت در برابر تغییر در میان برخی از اعضای نسل‌های گذشته تصریح کرد: هنوز همکارانی داریم که برای انجام امور اینترنتی خود به کافی‌نت مراجعه می‌کنند. این نمونه‌ای از مقاومت در برابر تغییر است؛ مقاومتی که در بخشی از نسل ما وجود دارد و می‌تواند فاصله میان ما و نسل جدید را افزایش دهد.

محدثی در ادامه خاطرنشان کرد: نسل زد در حال عبور از الگوهای پیشین و ساختن جهانی تازه است. ناهمگونی و مقاومت نسل‌های گذشته در برابر این تحولات، نه‌تنها امکان همراهی و مشارکت مؤثر در جهان جدید را کاهش می‌دهد، بلکه فرصت ما برای نقد و فهم درست این تغییرات را نیز محدود می‌کند. بنابراین، برای درک جهانی که نسل جدید در حال ساختن آن است، باید از موضع مقاومت و قضاوت فاصله بگیریم و شناخت خود را متناسب با تحولات روز به‌روز کنیم.

محدثی با اشاره به راهکارهای مطرح‌شده در کتاب «جام جعل‌نما؛ پارادایم اخبار جعلی در میدان نسل Z» اظهار کرد: این کتاب بر ضرورت آموزش انسان در جهان جدید و کسب مهارت‌هایی تأکید دارد که بتوانند او را در مواجهه با فضای رسانه‌ای توانمند کنند.

وی با اشاره به گسترش آنچه «صنعت اطلاعات» نامیده می‌شود، افزود: در جهان امروز، صنعت اطلاعات به بخش جدایی‌ناپذیری از زندگی انسان تبدیل شده و سازمان‌ها، کارگزاران و نیروهای مختلفی در این عرصه فعالیت می‌کنند. در همین حال، رسانه‌های جدید به‌تدریج جایگزین رسانه‌های سنتی می‌شوند و ابعاد مختلف زندگی افراد، از دریافت اطلاعات تا انجام خریدهای روزمره، تحت تأثیر این تحولات قرار می‌گیرد.

این جامعه‌شناس تأکید کرد: انسان در چنین فضایی باید تلاش کند تا کمتر در معرض فریب قرار بگیرد و آسیب کمتری ببیند. تحقق این هدف مستلزم یادگیری و کسب مهارت‌هایی است که امکان مواجهه آگاهانه‌تر و نقادانه‌تر با رسانه‌ها و اطلاعات را فراهم می‌کنند.

محدثی با اشاره به اهمیت تفکر انتقادی در مواجهه با رسانه‌های نوین اظهار کرد: اندیشیدن انتقادی مهارتی است که تنها شمار محدودی از افراد به آن دست می‌یابند؛ چراکه نظام آموزشی ما اساساً در پرورش انسان منتقد موفق عمل نکرده و خانواده‌ها نیز اغلب به‌جای تقویت استقلال فکری، در مسیر تربیت انسان‌های مطیع و منقاد حرکت می‌کنند.

وی با انتقاد از ساختارهای سنتی خانواده و نظام آموزشی افزود: نسل جدید در حال فاصله گرفتن از الگوهای پیشین است و گاه می‌کوشد خود در جهت‌دهی به خانواده نقش داشته باشد. در چنین شرایطی، نمی‌توان انتظار داشت ساختارهایی که همچنان درگیر مسائل سنتی و محدودیت‌هایی مانند تعیین نوع پوشش هستند، به‌راحتی انسان‌هایی با تفکر انتقادی پرورش دهند.

شاید به‌جای هدایت نسل جدید، باید از آن‌ها یاد بگیریم

این جامعه‌شناس با اشاره به ظرفیت‌های رسانه‌های نوین در توانمندسازی نسل جدید تصریح کرد: به باور من، مواجهه مستمر نوجوانان با رسانه‌های جدید و زیستن در فضای دیجیتال می‌تواند به آن‌ها کمک کند مسیر خود را پیدا کنند. حتی معتقدم نسل جدید در بسیاری از زمینه‌ها از نسل‌های پیشین ماهرتر است و ممکن است توانایی بیشتری برای هدایت آن‌ها داشته باشد.

محدثی در پایان تأکید کرد: شاید ما بیش از اندازه بر سویه‌های آسیب‌شناختی رسانه‌ها و تحولات نسل جدید تمرکز کرده‌ایم؛ درحالی‌که همین جهان رسانه‌ای می‌تواند ظرفیت‌ها و راه‌حل‌هایی برای مواجهه با مسائل و چالش‌های موجود نیز در اختیار ما قرار دهد.

محدثی در بخش پایانی سخنان خود، با تقدیر از تلاش ایمان رنجکش نویسنده کتاب برای طرح مسئله اطلاعات نادرست و اخبار جعلی اظهار کرد: پیش از این با پدیده تبلیغات آشنا بودیم و می‌دانستیم که تبلیغات همواره می‌تواند با دروغ همراه باشد؛ اما اخبار جعلی و اطلاعات نادرست، پدیده‌ای پیچیده‌تر از آن چیزی است که پیش‌تر با آن مواجه بودیم.

وی افزود: پیچیدگی این پدیده از آنجا ناشی می‌شود که اخبار جعلی و اطلاعات نادرست می‌توانند به برساخت واقعیت اجتماعی منجر شوند. هنگامی که این برساخت شکل می‌گیرد، باورپذیر می‌شود و به بخشی از جهان اجتماعی ما تبدیل می‌شود، ممکن است دیگر آن را به‌عنوان یک واقعیت برساخته تشخیص ندهیم، بلکه تصور کنیم با حقیقت مواجه هستیم.

 عقلانیت انتقادی؛ سلاح مقابله با اخبار جعلی
1792930498_0300fd54a2f232362801.jpg

«عباس نعیمی جورشری» دانش‌آموخته جامعه‌شناسی و پژوهشگر برگزیده ادوار کشور نیز در این مراسم با طرح پرسش‌هایی درباره نسبت اطلاعات و حقیقت اظهار کرد: بازنشر گسترده یک خبر یا تکرار مداوم یک ادعا، لزوماً آن را به حقیقت تبدیل نمی‌کند.

وی با اشاره به گسترش رسانه‌های اجتماعی افزود: اگرچه دسترسی به اطلاعات آسان‌تر شده و هر فرد می‌تواند تولیدکننده و منتشرکننده محتوا باشد، افزایش حجم اطلاعات ضرورتاً به معنای افزایش دانایی و شناخت دقیق‌تر جهان نیست.

نعیمی جورشری تأکید کرد: مسئله اساسی، چگونگی سنجش اعتبار اطلاعات و توانایی تمایز میان واقعیت، تفسیر، شایعه و فریب است؛ موضوعی که نسبت میان اطلاعات، حقیقت، قدرت و اعتماد را به یکی از مسائل بنیادین زندگی اجتماعی امروز تبدیل کرده است.

نعیمی جورشری با اشاره به کتاب «جام جعل‌نما» نوشته ایمان رنجکش اظهار کرد: این اثر فرصتی برای گفت‌وگو درباره یکی از چالش‌های مهم جامعه معاصر فراهم می‌کند؛ مسئله‌ای که از اخبار جعلی آغاز می‌شود و به حوزه‌هایی همچون جامعه‌شناسی رسانه، روان‌شناسی اجتماعی، سیاست، شکاف نسلی و امکان دستیابی به شناخت معتبر گسترش می‌یابد.

نعیمی جورشری با تأکید بر پیچیدگی پدیده اخبار جعلی اظهار کرد: اطلاعات نادرست همیشه حاصل دروغ‌گویی آگاهانه نیست؛ گاهی واقعیتی از زمینه اصلی خود جدا می‌شود یا روایتی از طریق تکرار، برانگیختن هیجان و هم‌سویی با باورهای مخاطبان، اعتبار پیدا می‌کند. ازاین‌رو، برای شناخت این پدیده باید علاوه بر نیت افراد، سازوکارهای اجتماعی انتشار و پذیرش اطلاعات را نیز بررسی کرد.

وی افزود: هویت اجتماعی، تعلق گروهی، تجربه‌های پیشین و میزان اعتماد به نهادها در نحوه تفسیر و پذیرش اخبار نقش دارند؛ به‌گونه‌ای که افراد ممکن است یک خبر واحد را بر اساس باورها و تجربه‌های متفاوت خود، به شکل‌های کاملاً متفاوتی درک کنند.

این پژوهشگر با اشاره به ابعاد اجتماعی اخبار جعلی تصریح کرد: مسئله صرفاً تولید یک خبر نادرست نیست، بلکه شرایطی است که به آن امکان انتشار، باورپذیری و تأثیرگذاری بر رفتار افراد را می‌دهد. اخبار جعلی زمانی به مسئله‌ای اجتماعی تبدیل می‌شوند که بر روابط میان افراد، اعتماد عمومی، داوری سیاسی و کنش جمعی اثر بگذارند؛ هرچند دامنه این تأثیرگذاری به محتوا، زمینه انتشار، مخاطبان و شرایط اجتماعی بستگی دارد.

نعیمی جورشری با اشاره به یکی از ویژگی‌های مهم کتاب «جام جعل‌نما»، یعنی بررسی اخبار جعلی در نسبت با نسل Z، اظهار کرد: تجربه نسل‌های جدید از اطلاعات و رسانه با نسل‌های پیشین تفاوت‌های اساسی دارد. درحالی‌که روزنامه، رادیو و تلویزیون برای بسیاری از نسل‌های گذشته مسیرهای اصلی دسترسی به اخبار بودند، نسل Z در فضایی رشد کرده است که شبکه‌های اجتماعی، تلفن‌های هوشمند و ارتباطات دیجیتال بخش جدایی‌ناپذیر زندگی روزمره آن را تشکیل می‌دهند.

وی افزود: در چنین فضایی، خبر صرفاً محتوایی برای دریافت نیست، بلکه در جریان تعاملات اجتماعی بازتولید می‌شود؛ افراد درباره آن اظهارنظر می‌کنند، آن را به اشتراک می‌گذارند، از طریق آن هویت‌یابی می‌کنند و گاه بر مبنای آن به موضع‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی می‌پردازند.

این دانش‌آموخته جامعه‌شناسی و پژوهشگر برگزیده ادوار کشور، در عین حال بر ضرورت پرهیز از نگاه یکدست به نسل Z تأکید کرد و گفت: تعلق نسلی به‌تنهایی نمی‌تواند رفتار رسانه‌ای افراد را توضیح دهد؛ عواملی همچون وضعیت اقتصادی، سطح آموزش، محل زندگی، سرمایه فرهنگی، تجربه‌های خانوادگی و میزان دسترسی به فناوری، تجربه‌های متفاوتی را در میان اعضای این نسل رقم می‌زنند.

وی خاطرنشان کرد: حتی دو فرد هم‌سن که در محیط رسانه‌ای مشترکی زندگی می‌کنند، ممکن است از توانایی‌ها، منابع اطلاعاتی و شیوه‌های داوری متفاوتی برخوردار باشند؛ بنابراین، مطالعه نسل Z زمانی از دقت جامعه‌شناختی بیشتری برخوردار خواهد بود که تفاوت‌ها و ناهمگونی‌های درونی این نسل نیز مورد توجه قرار گیرد.

نسل Z صرفاً مصرف‌کننده اطلاعات نیست

نعیمی جورشری با تأکید بر ضرورت پرهیز از نگاه یک‌سویه به نسل Z اظهار کرد: نسل جدید را نباید صرفاً در معرض خطر اخبار جعلی دانست؛ چراکه این نسل، علاوه بر مصرف اطلاعات، در تولید، تفسیر و گردش آن نیز نقش دارد. ازاین‌رو، شناخت نسبت نسل Z با اخبار جعلی مستلزم توجه هم‌زمان به آسیب‌پذیری‌ها و ظرفیت‌های کنشگری آن است.

وی افزود: نه می‌توان نسل جدید را به‌طور کامل قربانی فناوری دانست و نه می‌توان توانایی تشخیص اطلاعات نادرست را به‌صورت پیش‌فرض به آن نسبت داد. مسئله اصلی، شناخت شرایطی است که امکان ارزیابی صحیح اطلاعات را برای افراد فراهم می‌کند یا مانع آن می‌شود.

این پژوهشگر در ادامه، با الهام از اندیشه‌های میشل فوکو، به رابطه حقیقت و قدرت در جامعه پرداخت و پرسش‌هایی درباره عوامل اعتباربخشی به اخبار و روایت‌ها مطرح کرد؛ از جمله اینکه چرا برخی سخنان جدی گرفته می‌شوند و برخی دیگر نادیده می‌مانند و اعتبار یک خبر تا چه اندازه به شواهد آن و تا چه میزان به جایگاه گوینده، رسانه منتشرکننده و اعتماد مخاطب وابسته است.

وی با اشاره به دیدگاه فوکو درباره رابطه دانش و قدرت تصریح کرد: تولید و اعتباربخشی به دانش در بستر نهادها، رویه‌ها و روابط قدرت صورت می‌گیرد و قدرت، علاوه بر محدودکردن امکان شناخت، در تعیین موضوعات مورد توجه، اعتبار سخنان و امکان شنیده‌شدن صداهای مختلف نیز نقش دارد.

نعیمی جورشری خاطرنشان کرد: رسانه‌ها صرفاً کانال‌های خنثای انتقال اطلاعات نیستند؛ بلکه انتخاب موضوع، برجسته‌سازی رویدادها، نحوه صورت‌بندی مسائل و حذف یا کم‌رنگ‌کردن برخی صداها می‌تواند بر برداشت عمومی از واقعیت تأثیر بگذارد.

نعیمی جورشری با تأکید بر ضرورت تفکیک تحلیل فوکویی از انکار حقیقت اظهار کرد: اینکه شناخت در بستر شرایط اجتماعی و مناسبات قدرت شکل می‌گیرد، به معنای نفی حقیقت یا یکسان‌دانستن ادعاهای مستند و بی‌پشتوانه نیست. اصالت تصاویر دست‌کاری‌شده، صحت آمارهای منتشرشده و اعتبار ادعاها همچنان از طریق بررسی منابع و ارزیابی شواهد قابل سنجش است.

وی افزود: مسئله اصلی، انکار حقیقت نیست، بلکه شناخت شرایط اجتماعی شکل‌گیری معرفت و دفاع از امکان نقد و ارزیابی ادعاهاست. بر همین اساس، مقابله با اخبار جعلی نباید به جایگزینی یک مرجع غیرقابل‌پرسش با مرجعی دیگر منجر شود؛ چراکه اعتماد صرف به یک نهاد، رسانه یا صاحب‌نظر می‌تواند به‌جای تقویت قدرت داوری مستقل، وابستگی تازه‌ای ایجاد کند.

این پژوهشگر با تأکید بر ضرورت شفافیت منابع و امکان ارزیابی مستقل اطلاعات تصریح کرد: برای مقابله مؤثر با اخبار جعلی باید شرایطی فراهم شود که ادعاها قابلیت بررسی داشته باشند، منابع شفاف باشند، امکان پرسشگری وجود داشته باشد و اعتبار سخنان نه‌فقط بر اساس اقتدار گوینده، بلکه بر مبنای شواهد و استدلال سنجیده شود.

جامعه مقاوم در برابر اخبار جعلی، جامعه پرسشگر است

نعیمی جورشری خاطرنشان کرد: جامعه مقاوم در برابر اخبار جعلی، لزوماً جامعه‌ای نیست که همه اعضای آن به روایتی مشترک باور داشته باشند؛ بلکه جامعه‌ای است که امکان سنجش روایت‌های رقیب، بررسی شواهد و اصلاح خطاها در آن فراهم باشد.

نعیمی جورشری در ادامه سخنان خود، تقویت «عقلانیت انتقادی» را از مهم‌ترین راهکارهای مواجهه با اخبار جعلی دانست و اظهار کرد: عقلانیت انتقادی به معنای تردید در همه‌چیز یا بی‌اعتمادی دائمی نیست، بلکه مستلزم آن است که افراد باورهای خود را نیز در معرض پرسش قرار دهند، برای پذیرش ادعاها دلیل بخواهند، میان شواهد و تفسیرها تمایز قائل شوند و در صورت مواجهه با شواهد تازه، آمادگی اصلاح داوری‌های خود را داشته باشند.

وی افزود: بررسی منبع اصلی خبر، تطبیق محتوای منتشرشده با اسناد مورد استناد، مقایسه گزارش‌های رسانه‌های مختلف و ارزیابی ارتباط تصاویر با رویدادهای ادعاشده، از جمله اقداماتی است که می‌تواند در تشخیص اطلاعات نادرست مؤثر باشد. همچنین باید توجه داشت که تیترها گاهی با تحریک هیجان، برداشتی فراتر از شواهد موجود ایجاد می‌کنند.

این پژوهشگر با اشاره به ضرورت ارزیابی انتقادی باورهای شخصی تصریح کرد: یکی از پرسش‌های مهم هنگام مواجهه با اخبار این است که آیا یک ادعا را به دلیل شواهد آن پذیرفته‌ایم یا صرفاً به این دلیل که با باورها و علایق ما سازگار است. عقلانیت انتقادی زمانی اهمیت واقعی پیدا می‌کند که صرفاً ابزاری برای نقد دیگران نباشد، بلکه در ارزیابی باورهای خودمان نیز به کار گرفته شود.

نعیمی جورشری با اشاره به گسترش محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی خاطرنشان کرد: امکان تولید تصاویر، صداها و ویدئوهای ساختگی یا دست‌کاری‌شده، ضرورت تقویت مهارت‌های ارزیابی رسانه‌ای را افزایش داده است؛ بااین‌حال، نباید هر محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی را نادرست دانست یا واقعی‌بودن یک تصویر را تضمینی برای صحت تفسیر همراه آن تلقی کرد.

وی در پایان تأکید کرد: تمایز میان اصالت محتوا، درستی ادعای مطرح‌شده و اعتبار منبع انتشار، از الزامات سواد رسانه‌ای امروز است؛ مهارت‌هایی که اثربخشی آن‌ها در گرو تقویت هم‌زمان روحیه پرسشگری، استقلال فکری و مسئولیت‌پذیری اجتماعی خواهد بود.

نعیمی جورشری در بخش پایانی سخنان خود، با بازگشت به کتاب «جام جعل‌نما»، اهمیت این اثر را در طرح یکی از مسائل مهم جامعه معاصر دانست و اظهار کرد: مسئله اخبار جعلی فراتر از انتشار اطلاعات نادرست است و به پرسش‌های بنیادین‌تری درباره حقیقت، قدرت، اعتماد اجتماعی و امکان داوری مستقل پیوند می‌خورد.

وی افزود: بررسی نسبت اخبار جعلی و نسل Z فرصتی برای شناخت شرایطی فراهم می‌کند که نسل‌های جدید در آن اطلاعات را دریافت می‌کنند، به آن معنا می‌بخشند و در گردش آن مشارکت دارند. این بحث همچنین ضرورت تقویت سواد رسانه‌ای، پیوند مسئولیت فردی با مسئولیت نهادی و دفاع از امکان شناخت معتبر در جامعه امروز را برجسته می‌کند.

تشخیص دروغ کافی نیست؛ باید از حقیقت دفاع کرد

این پژوهشگر با تأکید بر ضرورت تبدیل تردید به روشی برای شناخت تصریح کرد: جامعه‌ای که در آن امکان طرح پرسش وجود ندارد، در برابر خطا آسیب‌پذیر است؛ همان‌گونه که بی‌اعتبار دانستن هر ادعا صرفاً به دلیل وجود روایت‌های رقیب، می‌تواند توانایی تمایز میان شواهد و ادعاها را تضعیف کند. آنچه اهمیت دارد، حفظ امکان داوری مستدل، نقد متقابل و اصلاح خطاست.

نعیمی جورشری خاطرنشان کرد: مقابله با اخبار جعلی بیش از آنکه به اعتماد بی‌چون‌وچرا به یک مرجع وابسته باشد، به تقویت جامعه‌ای نیاز دارد که در آن شهروندان امکان پرسشگری داشته باشند، نهادها پاسخ‌گو باشند و هیچ ادعایی صرفاً به دلیل جایگاه یا قدرت گوینده از سنجش و نقد معاف نشود.

وی در پایان، با قدردانی از ایمان رنجکش، نویسنده کتاب، برای طرح این موضوع و فراهم‌کردن زمینه گفت‌وگو ابراز امیدواری کرد که انتشار «جام جعل‌نما» نه پایان یک بحث، بلکه آغاز گفت‌وگوهای بیشتر درباره رسانه، نسل‌های جدید و شرایط اجتماعی شناخت باشد.

وی تأکید کرد: مسئله تنها تشخیص دروغ از حقیقت نیست، بلکه حفظ شرایط اجتماعی و نهادی لازم برای دستیابی به شناخت معتبر است.

نسل زد درکی از جامعه ایران و تحولات جهانی ندارد 
1792930586_fd2d450076e646039ebd.jpg

«مهدی بازرگانی» روزنامه‌نگار نیز در این مراسم با اشاره به عنوان خلاقانه کتاب «جام جعل‌نما» و اینکه این تعبیر آن استعاره «جام جهان‌بین» حافظ را به ذهن متبادر می‌کند، اظهار کرد: رسانه‌های نوین قرار بود دریچه‌ای برای شناخت صادقانه جهان باشند، اما از این رسالت فاصله گرفته‌اند؛ از این منظر می‌توان گفت که این کتاب، روایت جام جهان‌بینی است که به‌جای نمایش حقیقت، جام جعل‌نما از آب درآمده است.

سردبیر مجله دیلمان با اشاره به محتوای این اثر، سه سطح از مواجهه با اخبار جعلی و نقد رسانه‌ها را توضیح داد. وی با اشاره به نقل قولی از نویسنده کتاب، اظهار کرد: ما در اینجا با الهام از ایمان رنجکش می‌توانیم بگوییم در سطح اول اخبار جعلی می‌توانند با اطلاعات نادرست یکی گرفته شوند. در سطح دوم از این فراتر می‌رود و می‌تواند به ابزاری برای مهندسی افکار عمومی، تحریک احساسات و بازتعریف واقعیت اجتماعی تبدیل شود.

این روزنامه‌نگار با اشاره به سطح سوم، آن را پیچیده‌تر و متناسب‌تر با واقعیت رسانه‌ای امروز توصیف کرد و توضیح داد: در این سطح، فریب صرفاً بخشی از عملکرد رسانه نیست، بلکه به جزئی از ساختار قدرت و واقعیتی تبدیل می‌شود که در آن زندگی می‌کنیم و آن را به رسمیت شناخته‌ایم. 

بازرگانی افزود: در چنین شرایطی، سواد رسانه‌ای به‌عنوان دانشی برای مواجهه با پیامدهای این ساختار مورد توجه قرار می‌گیرد؛ رویکردی که به‌جای تمرکز بر نقد انحصار رسانه‌ای، بر افزایش توانایی مخاطبان برای تشخیص و مقابله با آثار آن تأکید دارد. به تعبیر بازرگانی، در این وضعیت آموزش سواد رسانه‌ای به نوعی  آموزش دفاع شخصی در برابر اثرات گریزناپذیر رسانه‌ها تبدیل می‌شود.

سردبیر مجله دیلمان ادامه داد: رسانه‌ها می‌توانند در شکل‌گیری جنگ‌های بی‌دلیل، تغییر نتایج انتخابات و جهت‌دهی کلان به افکار عمومی نقش داشته باشند و با سطحی و احساسی نگه‌داشتن جامعه، امکان تفکر و تغییر را محدود کنند؛ ازاین‌رو به نظرم، نقش سواد رسانه‌ای در مقابله با این اثرگذاری‌ها چندان گسترده نیست. 

وی با تمرکز بر وضعیت نسل زد در ایران افزود: به باور من، مسئله سواد رسانه‌ای و اخبار جعلی برای بسیاری از گروه‌های اجتماعی، از جمله نسل زد، دغدغه خاطر نیست. فقدان آموزش مناسب و شناخت سطحی از تاریخ، جامعه ایران و تحولات جهانی باعث شده این نسل، موضوعاتی مانند انحصار رسانه‌ای و اخبار جعلی را در چارچوب تئوری توطئه ببیند.

 تولید روایت دیگر در انحصار رسانه‌های بزرگ نیست
 

«امیرحسین ابراهیمی» فعال رسانه‌ای و پژوهشگر ایران‌شناسی نیز در این مراسم با طرح این پرسش که چرا نسل زد اساساً باید به روایت‌ها اعتماد کند، مسئله اعتماد را فراتر از روان‌شناسی نسل‌ها و در چارچوب تاریخ اندیشه و تحولات رسانه‌ای بررسی کرد.

وی با اشاره به پرسش‌های بنیادین درباره شکل‌گیری واقعیت اجتماعی و اعتبار روایت‌ها اظهار کرد: مسئله این است که چه چیزی به یک روایت اعتبار می‌بخشد و چرا برخی روایت‌ها به‌عنوان حقیقت پذیرفته می‌شوند، درحالی‌که روایت‌های دیگر به حاشیه رانده می‌شوند.

ابراهیمی تأکید کرد که این پرسش‌ها پیش از ظهور نسل زد نیز در اندیشه فیلسوفان و نظریه‌پردازان اجتماعی مطرح بوده‌اند، اما فناوری‌های دیجیتال آن‌ها را از فضای دانشگاهی به تجربه روزمره زندگی انسان‌ها وارد کرده‌اند.

وی در ادامه سخنان خود در مراسم رونمایی کتاب «جام جعل‌نما»، به تفاوت ساختاری رسانه‌های سنتی و اجتماعات آنلاین در شکل‌دهی به واقعیت اجتماعی پرداخت.

وی با اشاره به ساختار نهادی روزنامه‌ها و نقش سردبیران، خبرنگاران و صاحبان امتیاز در انتخاب و انتشار اخبار، اظهار کرد که رسانه‌های سنتی با انتخاب، اولویت‌بندی و قاب‌بندی رویدادها، در تعیین آنچه به‌عنوان خبر دیده می‌شود نقش دارند؛ با این حال، مخاطب معمولاً با نهادی مشخص و قابل‌شناسایی مواجه است.

ابراهیمی در مقایسه با این ساختار، اجتماعات آنلاین و چت‌روم‌ها را فضایی دانست که در آن هویت جمعی، زبان مشترک و قواعد تعامل، در جریان مشارکت مستمر کاربران شکل می‌گیرد و تغییر می‌کند. به گفته وی، در چنین فضاهایی کاربران صرفاً انتقال‌دهنده محتوا نیستند، بلکه در بازتولید فضای اجتماعی و شکل‌گیری معنا نیز نقش دارند.

این پژوهشگر ایران‌شناسی تأکید کرد که تفاوت رسانه‌های سنتی و اجتماعات آنلاین، صرفاً به تفاوت ابزار ارتباطی محدود نمی‌شود، بلکه به شیوه سازمان‌یافتن ارتباطات، شکل‌گیری اجتماعات و تولید اعتبار مربوط است. وی در عین حال یادآور شد که اجتماعات آنلاین نیز از زیرساخت‌ها، مالکیت پلتفرم‌ها و قواعد فنی مستقل نیستند، هرچند مشارکت در آن‌ها می‌تواند احساس متفاوتی از نقش افراد در تولید معنا و شکل‌گیری واقعیت اجتماعی ایجاد کند.

وی با طرح فرضیه‌ای درباره تجربه نسلی نسل زد، اظهار کرد که این نسل صرفاً درباره برساخته‌بودن واقعیت اجتماعی مطالعه نکرده، بلکه بخش مهمی از زندگی اجتماعی خود را در فضاهای دیجیتالی تجربه کرده است که شکل‌گیری و تداوم آن‌ها به مشارکت کاربران وابسته است.

وی با تأکید بر اینکه این ویژگی را نمی‌توان به تمام افراد یک نسل تعمیم داد، افزود: تجربه زیستن در محیط‌های دیجیتال می‌تواند درک نسل زد از مرجعیت و اعتبار روایت‌ها را تحت تأثیر قرار دهد؛ به‌گونه‌ای که برای این نسل، پذیرش این تصور که یک مرجع واحد بتواند به‌تنهایی تعیین کند چه چیزی دیده شود، چه معنایی داشته باشد و چه چیزی معتبر شناخته شود، دیگر به بداهت گذشته نباشد.

ابراهیمی در ادامه به مفهوم مرجعیت و تغییر رابطه نسل زد با مراجع سنتی قدرت و رسانه پرداخت. وی تأکید کرد که مرجعیت صرفاً به معنای برخورداری از قدرت نیست، بلکه به اعتباری وابسته است که دیگران را به پذیرش داوری یک فرد یا نهاد ترغیب می‌کند؛ اعتباری که ممکن است حتی با وجود حفظ قدرت رسمی، تضعیف شود.

ابراهیمی با اشاره به ظرفیت‌های فضای دیجیتال اظهار کرد که محتوایی مانند یک میم، ویدئوی کوتاه یا شوخی جمعی می‌تواند تصویر رسمی نهادهای مقتدر را به چالش بکشد. در چنین فضایی، کاربران نیز امکان ورود به گفت‌وگوی عمومی و اثرگذاری بر روایت‌های اجتماعی را پیدا می‌کنند؛ هرچند الگوریتم‌ها، سرمایه، شمار دنبال‌کنندگان و قدرت پلتفرم‌ها همچنان در میزان دیده‌شدن افراد نقش تعیین‌کننده دارند.

وی افزود که تجربه مشارکت در تولید روایت‌های عمومی می‌تواند احساس استقلال بیشتری در برابر مرجعیت‌های سنتی ایجاد کند؛ به‌گونه‌ای که کاربر دیگر صرفاً دریافت‌کننده توضیحات مراجع رسمی درباره جهان نیست، بلکه خود را قادر به مداخله در شکل‌گیری این روایت‌ها می‌بیند.

این پژوهشگر ایران‌شناسی در جمع‌بندی سخنان خود، این تحول را یکی از کلیدهای فهم تجربه سیاسی و فرهنگی نسل زد دانست و تصریح کرد که مسئله، لزوماً بی‌اعتقادی این نسل به همه مراجع نیست، بلکه رابطه آن با مرجعیت می‌تواند مشروط‌تر، سیال‌تر و بیشتر در معرض پرسش و مناقشه باشد.

ابراهیمی در جمع‌بندی سخنان خود تأکید کرد که مسئله نسل زد صرفاً فقدان مرجعیت نیست، بلکه چگونگی دستیابی به معیارهای مشترک برای داوری، گفت‌وگو و کنش جمعی در جهانی با روایت‌های متعدد و مناقشه‌پذیر است.

وی با طرح این پرسش که «شاید مسئله این نباشد که نسل زد دیگر نمی‌داند به چه کسی اعتماد کند؛ شاید مسئله این باشد که دیگر نمی‌داند چرا اساساً باید به کسی اعتماد کند»، خاطرنشان کرد که راه‌حل این وضعیت، نه بازگشت ساده به مرجعیت‌های گذشته است و نه پذیرش این دیدگاه که همه روایت‌ها به یک اندازه معتبرند.

ابراهیمی چالش اصلی را حفظ امکان نقد مرجعیت‌ها در کنار پایبندی به معیارهای مشترک اعتبار دانست و افزود که باید ضمن به‌رسمیت‌شناختن استقلال فردی، زمینه گفت‌وگو و کنش جمعی نیز تقویت شود. وی در پایان تأکید کرد که گفت‌وگو درباره حقیقت، مرجعیت و امکان زندگی مشترک، نباید صرفاً درباره نسل زد باشد، بلکه باید با این نسل و با توجه به تجربه‌های آن دنبال شود.

پژوهش زمانی اثرگذار است که به گفتگوی عمومی تبدیل شود
1792931137_de5fd40ce5084c4373ca.jpg

«ایمان رنجکش» نویسنده کتاب «جام جعل‌نما»، در مراسم رونمایی از این اثر، با اشاره به خاستگاه پژوهشی کتاب گفت: این اثر برآمده از پایان‌نامه کارشناسی ارشد وی در زمستان ۱۴۰۳ با موضوع تأثیر اخبار جعلی بر تحولات سیاسی و اجتماعی جامعه ایران در قلمرو زمانی نسل زد است.

وی افزود: تلاش کردم با بازنگری در ساختار و زبان پژوهش، مفاهیم تخصصی را با بیانی روشن‌تر و مثال‌های ملموس‌تر به مخاطبان عمومی ارائه کنم؛ چراکه معتقدم پژوهش زمانی اثرگذارتر است که از مرزهای دانشگاه فراتر برود و به بخشی از گفت‌وگوی عمومی جامعه تبدیل شود. رنجکش هدف این کتاب را کمک به شناخت سازوکار اخبار جعلی، تأثیر آن بر افکار عمومی و درک عمیق‌تر از دغدغه‌ها و زیست رسانه‌ای نسل زد عنوان کرد.

وی افزود: یکی از پرسش‌های محوری در شکل‌گیری این کتاب، بررسی این موضوع بود که اخبار و روایت‌های منتشرشده در فضایی مبهم و نامطمئن، به‌ویژه برای نسل زد، چه معنایی پیدا می‌کنند و تا چه اندازه بر نگرش‌ها، قضاوت‌ها و تصمیم‌های آنان اثر می‌گذارند.

پشت هر تیتر خبری، کشمکشی بر سر قدرت نهفته است

نویسنده کتاب «جام جعل‌نما» با اشاره به تجارب خود در تحریریه رسانه‌ها، حوزه روابط عمومی و به‌عنوان دانش‌آموخته علوم سیاسی، اظهار کرد: یکی از نکاتی که در این تجربه‌ها برای من روشن شده، این است که پشت هر تیتر خبری، کشمکشی بر سر قدرت نهفته است.

وی با بیان اینکه بخش عمده‌ای از اخبار جعلی، به‌ویژه در ایران، در حوزه سیاسی تولید می‌شوند، به اخبار منتشرشده از دی‌ماه سال گذشته تاکنون اشاره کرد و گفت: می‌توان با بازخوانی این اخبار، درباره میزان صحت و اعتبار روایت‌های منتشرشده به قضاوت نشست.

رنجکش افزود: «جام جعل‌نما» تأملی است بر اینکه اخبار جعلی چگونه می‌توانند بر آگاهی سیاسی و اجتماعی جامعه تأثیر بگذارند، اعتماد عمومی را فرسایش دهند، انسجام اجتماعی را تضعیف کنند و حتی به افزایش تنش‌ها و قطبی‌شدگی سیاسی دامن بزنند.

شناخت نسل Z؛ کلید فهم آینده ایران

رنجکش با اشاره به اهمیت مطالعه نسل زد گفت: برای من، مطالعه این نسل صرفاً بررسی یک گروه سنی نیست، بلکه تلاشی برای فهم آینده جامعه ایران است؛ چراکه شناخت آینده هر جامعه، مستلزم درک این موضوع است که نسل جوان آن واقعیت را چگونه می‌بیند، به چه روایت‌هایی اعتماد می‌کند و چگونه میان حقیقت و جعل تمایز می‌گذارد.

وی تأکید کرد که نام‌گذاری نسل‌ها صرفاً به معنای تقسیم‌بندی سنی نیست، بلکه تفاوت در تجربه‌های تاریخی، فناوری‌های ارتباطی و محیط رسانه‌ای را نیز بازتاب می‌دهد؛ تفاوت‌هایی که برای شناخت جهان‌بینی و رفتار نسل‌های جدید باید مورد توجه قرار گیرند.

وی نسل زد را نسلی دیجیتال‌زاده توصیف کرد که در بستر اینترنت و رسانه‌های اجتماعی رشد کرده و امروز با گسترش هوش مصنوعی، بیش از پیش در معرض سیل بی‌وقفه اطلاعات و روایت‌های رسانه‌ای قرار دارد. رنجکش افزود: ذهن پرسشگر، نگاه انتقادی و فاصله این نسل از الگوهای سنتی سیاست و قدرت، در تحولات سیاسی و اجتماعی امروز و آینده ایران نقش مهمی ایفا خواهد کرد.

نویسنده کتاب «جام جعل‌نما»، با اشاره به زیست رسانه‌ای نسل زد ایران گفت: این نسل خود را صرفاً با نسل‌های پیشین داخل کشور مقایسه نمی‌کند، بلکه سبک زندگی خود را با هم‌نسلانش در کشورهای دیگر نیز می‌سنجد. تصویری که نسل زد از امکانات، آزادی‌های فردی و کیفیت زندگی در سایر کشورها دریافت می‌کند، می‌تواند معیارهای تازه‌ای برای ارزیابی شرایط زندگی خود ایجاد کند؛ موضوعی که در فهم نگرش‌ها و دغدغه‌های این نسل اهمیت دارد.

رنجکش با اشاره به تفاوت‌های نسلی گفت: نسل‌های پیشین گاهی سختی‌هایی را که پشت سر گذاشته‌اند، بخشی از هویت و افتخار خود می‌دانند؛ اما نسل زد این پرسش را مطرح می‌کند که چرا باید چالش‌های گذشتگان، سرنوشت محتوم آینده او نیز باشد؟

این نویسنده و پژوهشگر با اشاره به نقش رسانه‌ها در تغییر معیارهای مقایسه نسل زد گفت: رسانه صرفاً اطلاعات بیشتری در اختیار این نسل قرار نداده، بلکه معیارهای مقایسه آن را نیز تغییر داده است؛ تغییری که می‌تواند بر انتظارات، احساس محرومیت، برداشت از عدالت و نگاه به آینده تأثیر بگذارد.

وی با انتقاد از رویکرد رسانه‌ای صداوسیما اظهار کرد: این رسانه نیز می‌خواهد همان کاری را با مخاطب ایرانی انجام دهد که رسانه‌هایی مانند ایران اینترنشنال انجام می‌دهند، اما در این رقابت موفق نیست. به گفته رنجکش، رسانه به‌جای آنکه صرفاً زمینه فهم واقعیت را فراهم کند، درگیر جهت‌دهی به افکار عمومی می‌شود؛ درحالی‌که در عصر رسانه، اعتماد را نمی‌توان صرفاً با ابزارهای رسانه‌ای به دست آورد، بلکه اعتماد محصول به‌رسمیت‌شناختن حق مردم برای دانستن حقیقت است.

وی هدف اصلی این کتاب را افزایش توانایی جامعه برای تشخیص جعل از حقیقت دانست و افزود: این جامعه پرسشگر است، نقد می‌کند و هر روایتی را به‌سادگی نمی‌پذیرد.


مطالب مرتبط
ثبت نظر
0 / 500 کاراکتر
کپچا کد را اینجا وارد کنید:---------------->