
میلتون فریدمن از مدافعان بازار آزاد و برنده نوبل اقتصاد روزگاری گفته بود؛«اگر مدیریت یک بیابان شنزار را به بخش دولتی واگذار کنید،بعد از پنج سال با کمبود شن مواجه میشوید.» مصادیق زیادی برای این نوع مدیریت و فریاد کمبودها از زبان مدیران دولتی در ایران قابل مشاهده است که آخرین مورد آن هماکنون در گیلان رخ داده؛ جایی که با گذشت دست کم 60میلیون سال از عمر دریاچه کاسپین،دریا را هم خالی از ماهی کردهاند.
وضعیت صید ماهی در ۳۰۰ کیلومتر از آبهای ساحلی استان گیلان به استخوانی درگلو گیر کرده شبیه شده؛ چون از آغاز فصل صید در دریای کاسپین،تور صیادان گیلانی خالیتر از همیشه بوده است.
بررسیهای کلانشهر نشان میدهد نتیجه کار چهار هزار صیادی که در ۵۱ شرکت تعاونی پَره از طلوع خورشید با تور و قایق و تراکتور به دریا میزنند حتی کفاف هزینه بیش از سه میلیون تومانی پرههای پرهزینه صیادی را نمیدهد. تعداد زیادی از صیادان طی روزهای گذشته یا دستمزدی نگرفتهاند یا دستمزد آنها بعد از 6ماه انتظار برای شروع این کار فصلی،کفاف حداقلهای زندگی روزمرهشان را هم نمیدهد.
صیادانی که طی روز باید برای صید ماهیان استخوانی یعنی سفید، کفال و کپور از سپیده سحر تا حوالی ساعت 12 شب بارها پَرهکِشی کنند تا هم نانی به خانههایشان ببرند و هم مردم گیلان به عادت همیشگی در پاییز، لقمهای مقوی و لذیذ را برسفرههایشان مشاهده کنند.
کاهش صید فقط روزگار را برای صیادان تیره نکرده،چون با کاهش عرضه ماهی، قیمت آن بیش از هر زمانی افزایش پیدا کرده و ماهی دریایی را از سفرههای گیلانیان به ناکجا آباد سُر داده است. آنهم فرآوردهای که قدمتش بر سفرههای مردم گیلان به هزاران سال قبل میرسد.
طی روزهای گذشته میانگین قیمت ماهی محبوب مردم گیلان یعنی «سفید» در بعضی از بازارها بیش از 300هزار تومان هم گزارش شده است. این یعنی اکثریت قابل توجهی از مردم استان توان خرید حتی یک بار این غذای دریایی را ندارند.
حتی قیمت ماهی کفال هم در بازار ماهی انزلی و رشت تا 200هزار تومان در هر کیلو عرضه شده است. کسانی که گذرشان به بازار ماهیفروشان خورده، میدانند که پاییز سال گذشته ماهی کفال قیمتی کمتر از 30هزار تومان داشت.
نکته عجیب ماجرایِ کاهش صید ماهی در محدوده آبهای ساحلی گیلان به خبر چندی قبل اداره شیلات گیلان مبنی بر رهاسازی ۱۷۷میلیون قطعه انواع بچه ماهیان خاویاری و استخوانی شامل سفید،کولمه،سوف،سیم و کولیها در سواحل گیلان مربوط است.
عجیب بودن ماجرا، رها سازی بچه ماهی در دریای کاسپین نیست. چون سالهاست به دلیل آلودگی رودخانهها، تالاب انزلی و دریای کاسپین نسل ماهیان اصیل منقرض شده و اگر تکثیر مصنوعی ماهی با هزینه زیاد در دریای شمال رخ ندهد بدون اغراق همین اندک ماهیان هم برای صید صیادان وجود نخواهد داشت.حالا سوال این است که 177میلیون قطعه ماهی که چند ماه قبل در رودخانه، تالاب و محدوده دریایی گیلان ریخته شد حالا به کجا سفر کردهاند؟
آیا سردی هوا باعث حضور تمام ماهیها در عمق دریا شده است؟ آیا چند میلیون بچه ماهی که توسط شیلات گیلان در محدوده آبهای این استان جهت تکثیر و استفاده مردم این سامان به آب سپرده شده بود به سمت سواحل مازندران و گلستان پناهنده شدهاند؟!
لازم است برای چندمین بار هشدار داده شود که این قبیل مطالب فقط مشتی آمار و ارقام و ناله از وضعیت نامناسب اقتصادی و خوردن و نخوردن ماهی سفید نیست؟
آیا کسانی که باید حافظ آب و خاک این جغرافیا باشند توجهی به این نشانهها و وضعیت بحرانی رودخانهها و تالاب انزلی و دریای کاسپین میکنند؟
ساکنان گیلان فراوانی ماهی از رودخانهها تا دریا را فراموش نکردهاند. هنوز کسانی در اطرافمان هستند که از قلاب زنی در رودخانه زرجوب و گوهررود و پیربازار رشت تا پسیخان، سیاه درویشان، ماسوله رودخان، شلمان رود، دیناچال، لیسار، سیاهمزگی و تمام پنجاه و چند رودخانه گیلان خاطرات ماهیگیری و شنا دارند.
طبق آمار اداره شیلات در دهه 40 و بدون هیچگونه تکثیر مصنوعی و با استفاده از ادوات ابتدایی،صید بیش از 30 هزار تُن ماهی سفید در تالاب انزلی ثبت شده بود. اما بیش از سه دهه است که مهمترین کار شیلات گیلان هشدار نسبت به انقراض گونههای اصیل ماهی و تکثیر مصنوعی تمام ماهیان استخوانی دریای کاسپین و بیمه چهارهزار صیادی است که هررزو فقیرتر از قبل میشوند.
آیا کمبود ماهی دریایی یا افزایش قیمت آن مقولهای است که ذهن مسئولان امر را درگیر خود کند؟ مخصوصا مدیران گیلانی که در پذیرایی از مهمانان متعدد خارج از استان و کشور در تمام فصول باید با حضور ماهی سفید فخر بفروشند و آن را در صدر میز پذیرایی بگذارند در همین حد و حدود ابتدایی درکی از کمبود دارند؟ آیا آنها هنگام به نیش کشیدن تکههای ماهی درباره کاهش صید یا آلودگی رودخانهها و دریا سخن میگویند یا مقصر را روش صید صیادان فقیرتر از همیشه اعلام میکنند؟
شرایط حاکم بر زمین و دریای گیلان نشان میدهد که مباحث بالا اشتهای صاحبان این سفرهها را کور میکند در نتیجه تلاش میکنند از جلوههای ویژه سفرهی پُر از عطر و مزهی گیلانی مقابل چشمانشان لذت ببرند. دور از ذهن هم نیست که پسماند همان سفرهها هم بدون تفکیک از جنگلهای سراوان سر در بیاود تا ساعاتی بعد شیرابهاش روانه رودخانه گوهررود رشت شود و روزی بعد با رویی سیاه سلامی به تالاب انزلی و دریای کاسپین داشته باشد.
نتیجهگیری منطقی ماجرا این است حالا که مدیریت آب و خاک و دریا و اقتصاد در ایران چیزی در حد فاجعه است چرا باید از دریاچهای که هرروز میزبان هزاران تُن ازت و فسفر و هزاران آلودگی دیگر است و تالابش خشکتر از هر زمان دیگر شده، انتظار داشته باشیم با وجود همسایگان نامهربانش که ایران و گیلان یکی از آنهاست همچنان سخاوتمندانه به ما ماهی ببخشد؟
نظر شما: