گپی با داریوش مهرجویی کارگردان بزرگ سینمای ایران؛

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش


۱۴۰۰/۱۲/۲۵ - ۱۵:۵۰ | کد خبر: ۱۹۷۶۱ چاپ

داریوش مهرجویی با اندازه‌های سینمای ایران برای ما فرانسیس فورد کاپولا و یا مارتین اسکورسیسی است و آیا اسکورسیسی باید به راحتی هزینه شود؟ ما نمی‌خواهیم داریوش مهرجویی به قدر حتی ذره‌ای خدشه به جایگاهش وارد شود

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
کلانشهر: افشین جعفری خواه،کارگردان تاتر- سکانس اول، استاد مهرجویی تک گویی با دستان لرزان و گاهی برای تأثیر بیشتر فریاد از ته دل که من حقم رو می‌گیرم. سکانس دوم، استاد مهرجویی آرام و تقریباً راضی و در پایان می‌گوید که سکانس اول یک سوتفاهم بود و پروانه نمایش لامینور توسط وزارت ارشاد صادر شد. سکانس سوم، استاد مهرجویی و می‌گوید که شریفی نیا ماموریت داشته و من را فریب داده که سکانس دوم را ضبط کردم و هدفش این است که من را بی‌اعتبار کنند.

آنچه که در بالا آمده صورت مسأله‌ای است که تقریباً همه‌ی ایرانی‌ها می‌دانند و در فضای مجازی دنبال کردند، اما می‌خواهم با استاد مهرجویی به عنوان یک شاگرد و دانشجو گپی بزنم.

استاد عزیز جناب داریوش خان مهرجویی! تعجب کردم که چرا شما فیلم اول را بیرون دادید شما اعتبار سینمای ایران هستید و نباید فریاد بزنید و یا از خودتان خرج کنید باید بیایند و با احترام پروانه نمایش را تقدیم کنند. اگر نکردند باید به گونه‌ای رفتار کنید که این کار را انجام بدهند. دوستی که تقریباً در سن و سال شماست خیلی تعجب کرد و به من گفت جریان چیه؟ در پاسخ گفتم استاد مهرجویی آنقدر اعتبار دارد و آنقدر به گردن همه حق دارد که اگر برود در وزارت ارشاد و پشت در اتاق وزیر سرو صدا کند می‌آیند با احترام‌ ایشان را به دفتر وزیر هدایت می‌کنند و پذیرایی می‌کنند و حتی با ماشین می‌رسانند در منزل‌ایشان.
افشین جعفری خواه اسفند.jpeg

 

اگر هامون فریاد می‌زد که این زن حق منه، سهم منه و..... او در ابتدای میانسالی بود، او به دنبال هویت گمشده خودش بود، شما با هامون نشان دادید که ایران و ایرانی را خیلی خوب می‌شناسید پس چرا برای گرفتن حق و پروانه نمایش فیلم لامینور آن همه فریاد زدید و غصه خوردید، شما که شخصیت علی در هامون را خلق کردید پس باید باور داشته باشید که اوضاع همین است یا باید کشید کنار یا باید مثل هامون بال بال زد.

استاد عزیز اگر شما برای گرفتن حق جوانی در سینما فریاد می‌زدید حق شما بود و اصلاً اگر شما به جوانان اعتبار ندهید چه کسی شایسته‌تر از شما؟! بدترین و شاید سخت‌ترین کار در عالم این باشد که کسی بخواهد از خودش دفاع کند. شما دوست عزیز و ابر مردی همیشه در کنار خود داشتید استاد عزت الله انتظامی. یک روز از‌ایشان پرسیدم که شما هر لذتی را در سینما و تاتر بردید و چقدر ما جوان‌ها به شما قبطه می‌خوریم و ‌ایشان گفتند که این مملکت هیچ وقت هموار نبود و من امروز هم در این و سال برای گفتن حرفی و یا شرکت در مراسمی با خودم بالا و پایین می‌کنم.

داریوش مهرجویی با اندازه‌های سینمای ایران برای ما فرانسیس فورد کاپولا و یا مارتین اسکورسیسی است و آیا اسکورسیسی باید به راحتی هزینه شود؟ ما نمی‌خواهیم داریوش مهرجویی به قدر حتی ذره‌ای خدشه به جایگاهش وارد شود. ما نمی‌خواهیم این سرمایه را هم از ما بگیرند. شما از جمله نسلی بودید که بنیان‌گذاری کردید، پس در قله و اوج بایستید لطفاً، مبادا بتوانند شما را بفریبند حتی در لباس دوست. شما خالق دایره مینا هستید، و یا آقای هالو پس بسیار بهتر از هرکسی بازی‌های روزگار را می‌شناسید. چیزی شما در باره محمد رضا شریفی نیا گفتید که تقریباً همه‌ی مردم عادی می‌دانند چطور شما نمی‌دانستید؟! یا شاید نمی‌خواستید که بدانید.

استاد سمندریان خیلی سال‌ها از خیلی کسان دلخور بود اما هرگز لب به شکایت باز نکرد و می‌گفت این‌ها همین را می‌خواهند که من بروم از‌ایشان خواهش کنم، من از استاد سمندریان یاد گرفتم که قبل از آنکه وظیفه ما را به ما گوشزد کنند خودمان باید به وظیفه عمل کنیم.

استاد مهرجویی عزیز که سلامتی و آرامش شما آرزوی خیلی از هنر دوستان و جوانان ایران هست از شما خواهش می‌کنم که بیش از این در این زمین سوخته بازی نکنید. شما آبروی سینما ایران هستید، مگر ما چند تا داریوش مهرجویی داریم؟ مگر مردم ایران همیشه شانس این را دارند که در آینده مهرجویی و مهرجویی‌ها داشته باشند. ما سعادت داشتیم که شما را داریم. پایدار باشید و تندرست.