روز کارگر و ابر تیره آسمان کارگران؛

نوستالژی کارخانه های نابود شده گیلان از پوشش تا ایران پوپلین، فومنات و رشت الکتریک


۱۴۰۱/۰۲/۱۱ - ۱۳:۱۹ | کد خبر: ۲۱۰۹۴ چاپ

کارگرانی که سالها در کنف کار، رشت الکتریک، چینی‌سازی گیلان، برک، فومنات، پیله ابریشم، جوراب گیلان، خاور، ایران کنف و...مشغول کار بودند هم همچنان از روزهای خوش گذشته می‌گویند و با مشاهده فرزندان بیکارشان آرزو دارند کاش از پسِ سالها شعار، کارخانه‌های به کما رفته یا مشابه آنها در استان ایجاد شود یا کسب و کارها رونق بگیرد تا جوانی فرزندانشان نابود نشود

نوستالژی کارخانه های نابود شده گیلان از پوشش تا ایران پوپلین، فومنات و رشت الکتریک
اختصاصی کلانشهر:  روز کارگر در حالی از راه رسیده که اوضاع معیشتی کارگران ایرانی مناسب نیست. تفاوت زیادی هم بین کارگران گیلانی، کرمانی و تهرانی و... وجود ندارد. تورم لجام گسیخته امان کارگران را بریده به نحوی که حتی افزایش 50 یا 100 درصدی مزد هم گره‌ای از مشکلات پرتعداد آنها باز نمی‌کند.

با این حال شمار زیادی از مردم گیلان با گذشت چند دهه همچنان نوستالژی کارخانه‌هایی را دارند که چرخشان می چرخید و اوضاع زندگی هزاران تَن در استان به سامان بود.

همچنان با گذشت چند سال از تعطیلی این کارخانه‌ها شمار زیادی از مردم استان روزهای پررونق کارخانه چوکا را به یاد می‌آورند که بیش از 3هزار کارگر مستقیما در آن مشغول کار بودند و سالهاست وعده برگشت رونق دوباره آن مطرح می‌شود. پرسنل فرش گیلان هنوز خاطرات روزهای خوش کاری را در یاد دارند. ایران پوپلین نان صدهها خانواده را تامین می کرد و پرسنل پوشش علی رغم سختی‌های کار خوشحال بودند که شغلی با درآمد ماهیانه مناسب دارند.

 

کارگرانی که سالها در کنف کار، رشت الکتریک، چینی‌سازی گیلان، برک، فومنات، پیله ابریشم، جوراب گیلان، خاور، ایران کنف و...مشغول کار بودند هم همچنان از روزهای خوش گذشته می‌گویند و با مشاهده فرزندان بیکارشان آرزو دارند کاش از پسِ سالها شعار، کارخانه‌های به کما رفته یا مشابه آنها در استان ایجاد شود یا کسب و کارها رونق بگیرد تا جوانی فرزندانشان نابود نشود.

می‌توان ساعتها درباره شرایط کشور یا سوء مدیریتها که باعث تعطیلی اکثر کارگاه‌ها و کارخانه‌های گیلان شده نوشت اما چیزی که روشن است بیکاری هزاران کارگر و زیر فقر بودن هزاران کارگر دیگر ایرانی است که اسما دارای شغل هستند اما درآمدشان کفاف برطرف کردن نیازهای اولیه زندگی‌شان را هم نمی‌دهد.

کاش مسئولان امر به جای شعارهای مختلف و بوسیدن دست و پیشانی کارگران، در سطح کلان راهکارهایی عملی برای رونق حداقلی به زندگی کارگران پیدا کنند چون ناامیدی تبدیل به قوت غالب این قشر شده است.موضوعی که در میان مدت و بلند مدت پیامدهای جبران ناپذیر اجتماعی و سیاسی خواهد داشت.