پیکر هوشنگ ابتهاج با حضور جمعی از مردم گیلان و دیگر استانها، در خانه ابدی خود در باغ محتشم رشت، آرام گرفت.


ناصر وحدتی و پرواز همای از خوانندههای حاضر در مراسم بودند.
آمدن پیکر هوشنگ ابتهاج، با تشویق ممتد مردم همراه شد و بعد هم یلدا ابتهاج - دختر هوشنگ ابتهاج - در سن قرار گرفت و گفت: امروز برای پدر ما و پدر همه شما اینجا جمع شدهایم. به شما تسلیت میگویم. (گزارش سخنرانی یلدا ابتهاج را اینجا بخوانید)

احمد جلالی، سفیر سابق ایران در یونسکو نیز درباره این گفت که شهر رشت انتخاب خود سایه برای محل خاکسپاریاش بود.
او با اشاره به شعر «تاسیان» سایه، گفت: امشب شب تاسیان سایه است. امشب میتوانید این شعر را بخوانید.(بیشتر بخوانید)
علی جهاندار، خواننده موسیقی سنتی نیز در این مراسم با اشاره به دیدارش با سایه، گفت: سایه موسیقی را دوست داشت و به من گفت به شما حسودی میکنم، همیشه دوست داشتم آواز بخونم. وقتی به او گفتم که شما شاعر بزرگی هستید، گفت: «شعر تا جایی آدم را راضی میکند و دوست داشتم آوازی بخوانم.»
علی دهباشی، سردبیر مجله بخارا نیز در این مراسم گفت: سلام بر رشت و سلام بر مردمان بزرگی که در طول تاریخ پرچمدار ادبیات و تاریخ بودند. از فرزندان او تشکر میکنم که بهرغم همه بدخواهیهای و آنچه میرفت که سایه به وطن نرسد، چندین شبانه روز ، خواب و زندگی را بر خود حرام کردند و امانت را به دست شما رساندند.
او افزود: سایه به نیما و شهریار و نادر نادرپور، پوری سلطانی و مرتضی کیوان، اخوان ثالث، فروغ فرخزاد و دیگر یارانش پیوست.
او سپس شعر «تو نیستی که ببینی» را از فریدون مشیری خواند.
علیاکبر شکارچی، آوازهخوان نیز گفت: نمیدانم چه بگویم تا روح بلند ابتهاج راضی باشد. این را میدانم که پرچم سایه به وسعت آسمان ایران تکان میخورد. ابتهاج در شعر و عمل عشقش را به مردم این سرزمین ثابت کرده و کمتر کسی را سراغ دارم که این عاشق ایران باشد.
او سپس مویهای بختیاری را خواند.
شعر خوانی یک کودک از دیگر بخشهای مراسم بود.

یکی از دوستداران سایه با شاخهای از یک درخت ارغوان در مراسم حاضر شده بود
