مرد میانسال گفت 10 سال رشت نبودم و آمریکا زندگی می‌کردم. تازه برگشتم. راننده گفت آنجا همه رعایت می‌کردند؟

فرهنگ رانندگی از میدان فرهنگ رشت تا پورتلند آمریکا
اختصاصی کلانشهر: رضا حقی*- "ماشین‌نگاره" عنوان سلسله مطالبی است که در اتومبیل (ماشین) می‌گذرد و چهارشنبه هر هفته به قلم این نویسنده در کلانشهر منتشر می‌شود.(بیشتر بخوانید)

راننده با اشاره به ماشینی که دوبله پارک کرده بود گفت می‌بینید وسط خیابان پارک کرده و معلوم نیست کجا رفته است و کلی ترافیک ایجاد کرده آخر این چه فرهنگی است ما داریم.

خانم میانسالی که بغل من صندلی عقب نشسته بود گفت از فرهنگ فقط یک میدان فرهنگ نصیب ما شده که هر روز دور آن می‌چرخیم. خیلی از کشور‌ها به راحتی این مسائل را حل کردند.

 

راننده گفت آن‌ها فرهنگشان بالاست خودشان رعایت می‌کنند. رو به خانم مسافر کرد و گفت خلاف عرض می‌کنم؟

خانم گفت بله خلاف عرض می‌کنید!

راننده که به او بر خورده بود با تعجب خانم را از آینه نگاه کرد. خانم گفت بیشتر کشور‌ها با جریمه این مشکل را حل می‌کنند وگرنه فرهنگشان همچین بالا هم نیست.

راننده با خنده گفت اینجا هم راه به راه جریمه می‌کنند ولی فرهنگ رانندگی درست نمی‌شود.

خانم گفت اینجا با هدف کسب درآمد جریمه می‌کنند وگرنه حل می‌شود. هدف باید عوض شود.

راننده گفت هدف را چه جوری عوض کنیم؟

خانم مسافر انگار از سؤال راننده خوشش آمده بود گفت وقتی جریمه پارک دوبله مثلاً پنجاه هزار تومان است طرف قبول می‌کند ماشین را اینجوری می‌گذارد و می‌رود ولی همین جریمه اگر بشود ۵ میلیون تومان آیا به همین راحتی پارک می‌کنند بروند دنبال کارشان؟

راننده گفت آن موقع که دیگر پلیس درآمدی ندارد.

مسافر گفت برای همین است که می‌گویم هدف باید عوض شود این مبلغ جریمه هدفش کسب درآمد است. با جریمه بالا فرهنگ رانندگی مردم درست می‌شود.

راننده گفت درست می‌فرمایید آنوقت ما هم با اعصاب راحت کار خودمان را انجام می‌دهیم و سرویس بهتری به شما می‌دهیم.

 بعد رو کرد به مرد میانسالی که صندلی جلوی ماشین نشسته بود گفت خلاف عرض می‌کنم؟

مرد مسافر گفت راستش من می‌ترسم توی این شهر رانندگی کنم چون از چراغ راهنما کمتر استفاده می‌کنند همینجوری دور می‌زنند هر جایی دل‌شان خواست ترمز می‌کنند، مسافر سوار و پیاده می‌کنند و من هنوز عادت نکرده‌ام.

راننده گفت مگر بچه رشت نیستید؟

 مرد میانسال گفت چرا؛ ولی 10 ساله رشت نبودم و آمریکا زندگی می‌کردم. تازه برگشتم. راننده گفت آنجا همه رعایت می‌کردند؟

مرد میانسال گفت صد در صد که نه، ولی اکثریت مجبورند که رعایت کنند. چون سیستم آنجا فرق می‌کند.

پرسیدم سیستم آنجا چطوری اس؟

مرد میانسال گفت یک خاطره می‌گویم احتمالاً این موضوع را متوجه می‌شوید. من توی حمام سُر خورده بودم. همسرم من را به بیمارستان برد پایم را گچ گرفتند. ما در پورتلند آمریکا زندگی می‌کردیم. موقع برگشتن به خانه،خیابانی فرعی مقابل‌مان دیدیم که روی تابلویش نوشته بود ساعت ۳ الی ۱۰ شب گردش به چپ ممنوع است.

به همسرم گفتم از این خیابان برو زودتر می‌رسیم. همسرم گفت گردش به چپ ممنوع است. گفتم ساعت ۵ دقیقه به ۳ است برویم.

پلیسی که در خیابان اصلی بود جلوی ما را گرفت و گفت خلاف آمدید. من گفتم هنوز پنج دقیقه به ساعت ۳ مانده است. پلیس گفت ساعت شما درست نیست. ساعت خودش را نشان داد و گفت سه و پنج دقیقه است. من گفتم نه، ساعت شما اشتباه است. پلیس گفت اگر قبول ندارید خلاف مقررات عمل کرده‌اید باید به دادگاه برویم.

همسرم گفت دادگاه کجاست؟ پلیس گفت همین خیابان بعدی با هم به آنجا می‌رویم. همسرم پرسید چیکار کنیم؟ گفتم برویم، من از ساعت خودم مطمئنم.

پرسیدم بلافاصله به دادگاه رفتید؟

مردی میانسال گفت دادگاه آنجا مثل دادگاه ما نیست. طبقه بالای اداره پلیس بود. دو تا اتاق را به دادگاه اختصاص داده بودند.

داخل اتاق اول رفتیم خانم منشی آنجا نشسته بود موضوع را پرسید پلیس جریان را توضیح داد.

منشی گفت بهتر است جریمه را بدهید اگر نمی‌توانید نقدی پرداخت کنید می‌توانم برای شما تقسیط بکنم گفتم جریمه چقدر است گفت صد دلار.

گفتم من پول زور نمی‌دهم. ساعت من درست کار می‌کند همسرم گفت بهتر نیست نظر قاضی را بشنویم.

منشی گفت چرا می‌توانید بشنوید ولی اگر نتوانستید حرفتان را ثابت کنید هزینه‌اش می‌شود ۳۰۰ دلار پرسیدم. هزینه چی؟! منشی گفت هزینه اجاره این مکان هزینه اینترنت، برق و حقوق من و قاضی از این محل تأمین می‌شود.

همسرم به من نگاهی کرد و از منشی پرسید به نظر شما می‌توانیم حرفمان را ثابت کنیم گفت به نظر من نه. چون این چراغ‌ها ساعت دیجیتال و دوربین دارند از روی آن راحت مشخص می‌شود.

پرسید چیکار می‌کنید؟ من گفتم تقاضای تقسیط جریمه را داریم.

راننده گفت از اون موقع دیگه هیچ گردش به راست و چپی را با یک ساعت فاصله نرفتید. مرد مسافر گفت بله دقیقا.

راننده گفت خدا‌ییش اگر این کار را این جا انجام بدهند در عرض ۴۸ ساعت کل شهر فرهنگش می‌رود بالا دیگر احتیاج نیست میدان فرهنگ را دور بزنیم! رو کرد به خانمی که بغل دست من بود گفت خلاف عرض می‌کنم؟

خانم گفت این بار درست می‌فرمایید! من پیاده می‌شوم.

 موقع پیاده شدن به مردی که جلوی صندلی تاکسی نشسته بود گفت باید از کارخانه سازنده ساعت شکایت می‌کردید و پول جریمه را از آن‌ها می‌گرفتید.

*کارگردان تاتر