پسر جوان ادعا میکند هر وقت با دختری آشنا میشد برای پرداخت هزینههای تفریح با او دست به دزدی میزند.

*چند سال است که سرقت میکنی؟
اولین بار وقتی 15 ساله بودم سرقت کردم. ولی بعدش چند سالی سرقت نکردم.
*برای چه سرقت میکنی؟
وقتی نیاز مالی پیدا میکنم سرقت میکنم.
* چرا به جای سرقت کار نمیکنی؟
یک دفعه نیاز مالی پیدا میکنم!
*یعنی چه؟
من وقتی با دختری دوست میشوم و میخواهیم با هم بیرون و تفریح برویم نیاز به پول پیدا میکنم و سرقت میکنم. وقتی بهم میزنم دیگر سرقت نمیکنم!
*این چه دلیلی برای سرقت است؟
من دروغ نمیگویم. وقتی که عاشق کسی نیستم پول توجیبی که دارم و از مادرم میگیرم برایم کافی است.
*هنوز از مادرت پول میگیری؟
چند سال قبل پدرم فوت کرد و مادرم مغازه او را اداره میکند او به من و دو خواهرم پول توجیبی میدهد.
*پس سرقتهای تو از روی نیاز نیست.
پولی که در میآورم واقعا کفاف خرجهایم را نمیدهد.
*چرا در مغازه کنار مادرت کار نمیکنی؟
من و مادرم اخلاقمان با هم جور نیست. مادرم چندبار من را از مغازه بیرون کرد. او از زندگی من خوشش نمیآید.
*حالا که بازداشت شدی آیا کسی هست به تو کمک کند؟
مادرم عصبانی است گفته فعلا با من کاری ندارد تا عاقل شوم. حتی ملاقاتم نیامده. اما امیدوارم آشتی کند.