عباس آخوندی نوشت: 44 سال پس از انقلاب چشم باز میکنیم و میبینیم که نخبگان گروه گروه در حال ترک ایران هستند. ولی به این نمیاندیشیم که تبعیضهای رسمیشده روح و روان جوانان را رنج میدهد.

کلانشهر: «گزینش خشت کج تبعیض شهروندی» عنوان یادداشت عباس آخوندی برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده: اخیرا قطع ارتباط استخدامی فوری با تعدادی از معلمان در میانه سال تحصیلی، همچنین ممانعتهایی که برای ادامه قرارداد یا فعالیت آموزشی تعدادی از استادان دانشگاهها به وجود آمد، موضوع گزینش را مجددا مورد بحث اصحاب رسانه قرار داد. خانم معلمی به تسنیم اعلام میکند که «پس از قبولی در آزمون استخدامی آموزش و پرورش، فرآیند گزینش اواخر شهریور امسال انجام شد و همان ایام به ما گفتند اگر در گزینش رد شوید تا هفته دوم مهر اطلاعرسانی خواهد شد اما در کمال تعجب اواسط آبان با بنده تماس گرفته و گفتند که کسر امتیاز دارید باید مجدد گزینش شوید. متاسفانه امسال برای مسائل جزیی افراد را رد گزینش کردهاند؛ مسائلی همچون فتوشاپ در عکس پرسنلی، دیدهشدن ریشه مو، عدم حضور در نماز جمعه یا شرکت نکردن در انتخابات ریاستجمهوری سال گذشته».
این خانم معلم اعلام میکند که بابت 4 ماه حضور در مدرسه روستایی هنوز حقالزحمهای نیز دریافت نکرده است. با توجه به اینکه این مساله دارای سابقه پیشینی بوده، موضوع از سوی خبرنگار اجتماعی تسنیم پیش و پس از این خبر نیز پی گرفته میشده است و بر اساس بررسی سریع من دو گزارش ارزشمند و حرفهای در این باره انتشار یافته که توجه مرا به خود جلب کرد. علاقهمندان میتوانند به آن دو گزارش مراجعه کنند. به هر روی، مدیرکل دبیرخانه هیات مرکزی گزینش وزارت آموزش و پرورش اعلام میدارد که «برخی افراد دچار مشکل شدند البته برای رفع مشکل در تعامل هستیم اما افرادی که صلاحیت ندارند بدون اغماض باید از کلاس درس خارج شوند». بیانی به غایت توهین و تحقیرآمیز!
البته این موضوع تاریخی طولانی دارد. در سالهای آغازین انقلاب که هر روز انقلابی در انقلاب در دستور کار بود، از جمله مسالههای طرحشده تصفیه و انقلاب اداری بود. در این بستر و به منظور پاکسازی ادارات مفهوم گزینش نیروی انسانی متعهد در ادارات به میان آمد و بر اساس آن هیاتهای گزینش در دوایر مختلف تشکیل شدند. رفتار برخی از این هیاتها بهقدری دور از شأن، منطق و تدبیر بود که امام(ره) در تاریخ 15دی1361 یعنی دقیقا چهل سال پیش، طی پیامی تمام آنها را منحل اعلام کردند. پیام ایشان با این عبارت آغار میشود «اخیرا چند کتاب به عنوان سوالات دینی و ایدئولوژی اسلامی را ملاحظه نمودم و بسیار متاسف شدم از آنچه در این کتابها و جزواتی از این قبیل به اسم اسلام، این دین انسانساز الهی، برای گزینش عمومی مطرح شده است و آنها را میزان رد و قبولی افراد قرار دادهاند. این نوشتهها که مشحون از سوالات غیر مربوط به اسلام و دیانت و احیانا مستهجن و اسفآور است از آنجا که به اسم دیانت اسلام منتشر شده است، از کتب و جزوات انحرافی است که برای حیثیت اسلام و جمهوری اسلامی مضر است و به وزیر ارشاد توصیه نمودم که امثال این کتب را در اسرع وقت جمعآوری و فروش و خرید و نشر آنها را ممنوع شرعی اعلام نمایند» و در ادامه در بند 1 آن اعلام میدارند که «تمام هیاتهایی را که به نام گزینش در سراسر کشور تشکیل شدهاند، منحل اعلام مینمایم، چه در قوای مسلح یا در وزارتخانهها و ادارات و چه در مراکز آموزش و پرورش تا برسد به دانشگاهها، تمام آنها منحل است».
بهرغم این عتاب شدید، اصل نهاد گزینش و گزینش داوطلبان بر مبنای یکسری معیارهای کیفی غیرِقابل راستیآزمایی عمومی چون التزام به احکام شرعی، اعتقاد به ولایت فقیه و قانون اساسی و در مواردی عدم سابقه وابستگی به گروههای غیرقانونی از میان نرفت و افزون بر این، حق رد صلاحیت شهروندان برای استخدام در دولت به ارزیابی شخصی چند تن تحت عنوان هستههای گزینش داده شد. چرا؟ زیرا گفتمان دوگانه تعهد/تخصص که توجیهگر این تبعیض آشکار بود و هست، مشروعیت خودش را از دست نداد و همچنان شهروندان را به درجه یک و دو تقسیم میکند. در نتیجه نه تنها هیچیک از احزاب درون حاکمیت، شخصیتهای برجسته سیاسی، نمایندگان مجلس و قضات عالیرتبه متعرض تضییع حقوق افراد نشدند که قانون گزینش معلمان و کارکنان آموزش و پرورش در 28/شهریور/1374 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و در تاریخ 26/اردیبهشت/1375 بر اساس قانون تسرّی، همین قانون برای کارکنان تمام وزارتخانهها و سازمانها و موسسات و شرکتهای دولتی لازمالاتباع شد. در ماده 2 این قانون آمده است که تمام کارکنان دولت باید حایز شرایط زیر به تشخیص هستههای گزینش سازمانهای متبوع باشند.
1- اعتقاد به دین مبین اسلام یا یکی از ادیان رسمی مصرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران