همیشه در کلاسهای آموزشی میگویم که شما در ایران نیاز چندانی به نشانهشناسی ندارید چون فرستنده پیام بی هیچ تلاش و زحمتی، همه آنچه را که قصد دارد بگوید صریح و البته به شکلی باسمه ای و زمخت، بی تعارف بیان میکند.

بگذارید مثالی بزنم. در قرن بیستم، پژوهشگرانی که در غرب دغدغۀ شیوه بازنمایی زنان در رسانههای جمعی را داشتند از تعبیر «فنای سمبلیک زنان» استفاده کردند. فنای سمبلیک یا نمادین زنان به این معنی است که در رسانههای جمعی مانند تلویزیون یا سینما زنان نه به شکلی آشکار و قابل فهم، بلکه به شکلی «شکلات پیچ شده» و شما بخوانید فریبکارانه، مدفون،حذف و نامرئی میشوند. به همین دلیل است که درک و شناخت حذف زنان در رسانه نیازمند مهارتی همچون نشانه شناسی است.
و البته، همیشه در کلاسهای آموزشی میگویم که شما در ایران نیاز چندانی به نشانه شناسی ندارید چون فرستنده پیام بی هیچ تلاش و زحمتی، همه آنچه را که قصد دارد بگوید صریح و البته به شکلی باسمهای و زمخت، بی تعارف بیان می کند. شما فقط کافی است در معرض پیام قرار بگیرید. پیام مانند مشت بر پیشانی شما فرود می آید. او به هیچ وجه نگران برداشت شما به عنوان مخاطب نیست و اتفاقا به عمد میخواهد مخاطب همان برداشتی را داشته باشد که صریح در پیام تعبیه شده است.
به این عکس نگاه کنید. آیا در اینجا می توانیم از فنای سمبلیک زنان حرف بزنیم؟ آیا مضمونی در این چینش مجسمه های تماما مرد پنهان است که ما سعی کنیم با نشانه شناسی آنرا واضح و آشکار سازیم؟ من نام این اثر هنری را «زن زدایی» میگذارم.
تأسفم زمانی بیشتر میشود که فکر کنم سازنده این مجسمهها احتمالا هنر خوانده باشد. نکند او خودش زن هم بوده باشد؟ که اگر اینطور باشد فاجعه است.
نظر شما: