نمیتوان همزمان هم پُز حضور 30میلیون گردشگر به گیلان را داد و آن را به عنوان دستاورد مدیریتی دولت معرفی کرد و هم به نارضایتی مسافران و ساکنان استان گیلان بیتوجه ماند. گیلان اولین استان در دنیا نیست که محبوب گردشگران است. دهها شهر جهان سالانه میزبان میلیونها گردشگر هستند اما قطعا برای حضور آنها و بیشترین استفاده اقتصادی، به زیرساختها هم توجه شده است. که گویا در این جغرافیا نوعی زیادهخواهی به حساب میآید و سفرِ چند ساعته ساکنان یک استان به استان دیگر برای تمدد اعصاب را هم باید به حجم اندوه و تحقیر جمعی اضافه کرد.

بازنشر فیلم، عکس و خبرهای مختلف مبنی برحضور هزاران مسافراز استانهای دیگر به گیلان باعث اظهارنظرات گاه توهین آمیز و تحقیرکننده برخی ساکنان گیلان نسبت به هموطنانشان شده است.
تحقیر افرادی که برای سفر دو سه روزه ساعتهای طولانی در ترافیک ماندهاند، «گدا» خواندن معدود شهروندانی که بعد از رسیدن به شهرهای گیلان چادرهای مسافرتیشان را در گوشه و کنار جاده و شهرها برپا میکنند و اعتراض به شلوغ شدن شهر و روستاهایشان از جمله این موارد است.
اما اینهمه تمام واقعیت نیست. براساس آمارهای رسمی، تمام اقامتگاههای گیلان توسط همین مسافران از پیش رزرو شده و هتلهای استان پُر از گردشگر است. (اینجا بخوانید) تمام رستورانهای مشهور و گمنام شهرها و روستاها پررونقترین ایام کاریشان را سپری میکند و قطعا به صورت زنجیرهوار دهها کسب و کار و احتمالا مسافرستیزان هم به طور مستقیم و غیرمستقیم از حضور هزاران گردشگر در مناطق گیلان منفعت میبرند..jpg)
اینکه مثلا از بین 15 میلیون مسافری که به ادعای مسئولین از ابتدای شهریور وارد گیلان شدهاند 1000نفر هم در گوشه و کنار شهر چادر برپا کردهاند نباید باعث شود که ساکنان گیلان به تمام گردشگران با دید منفی نگاه کنند.
اینکه در استان، مسئولان نتوانستهاند تعداد هتل، اقامتگاهای بومگردی، هتل آپارتمان و مسافرخانههای ارزان قیمتتر را نسبت به مسافران افزایش دهند، تقصیر گردشگرانی نیست که هموطنان همین گیلانیها هستند.
اینکه تعدادی از ساکنان گیلان در بعضی روزهای تابستان و یا ایام تعطیل با ترافیک و گاه افزایش قیمت و کمبود مواد غذایی مواجه میشوند نباید باعث شود که زبان لعن و تحقیر نسبت به هموطنانشان بگشایند.
طبق بررسیها، تعدادی از همین افرادی که مسافر و یا گردشگر خوانده میشوند فرزندان گیلان هستند. کسانی که به دلایل مختلف از جمله نبود کسب و کار، علی رغم میل باطنیشان برای لقمه نانی به نقاط مختلف ایران مهاجرت کرده و تلاش میکنند در ایام تعطیل، ساعاتی در خاکِ آبا واجدادی شان حضور پیدا کنند.
به جز این، براساس کدام قانون میتوان مردم ایران را از آمد و شد آزادانه به دیگر نقاط این جغرافیا محروم کرد؟ حتی اگر به نظر تعداد دیگر عجیب بیاید که برای سفری 2روزه فردی حاضر میشود 10ساعت در ترافیک بماند.
در واقع پرخاشگری به مسافران، دمیدن سُرنا از سر گشادش است و گیلانیِ منتقد باید از مسئولان استان مطالبه گری کند که در طول دهههای گذشته چرا تعداد خیابانهای شهرش را متناسب با جمعیت و گردشگر احتمالی افزایش نداده؟ چرا خبری از کمربندی در شهرهایشان نیست؟
یا در مواردی که تخریب محیط زیست طی 50سال گذشته را صرفا به گردشگران نسبت میدهند مگر حضور و ماندگاری مسافران در گیلان چند روز است؟ کاهش هزاران هکتار از جنگلهای هیرکانی طی نیم قرن گذشته فقط تقصیر مسافران است؟
مقصرِ چند درصد آلودگی دو رودخانه زرجوب و گوهررود که از وسط رشت عبور می کنند و سالهاست به عنوان آلوده ترین رودخانههای جهان مشهورند، مسافران هستند؟ اینکه نفسهای تالاب انزلی و دریای کاسپین به شماره افتاده فقط گردشگران قصور داشتهاند؟
نقش تقصیر گردشگر در تغییر کاربری زمینهای کشاورزی چقدر است؟ آیا خریدار غیربومی با زور اسلحه زمینهای گیلانیها را غصب کرده است؟
واقعیت این است که وضعیت نامناسب اقتصادی و عدم سوددهی، اکثر کشاورزان را مجبور به فروش زمینهایشان کرده. مقصر چند دهه اوضاع نامناسب اقتصادی کشور، گردشگر است؟
واقع بین باشیم؛ مسئولی که پشتِ ستیزِ مجازی شماری از هموطنان با یکدیگر پنهان شده در تمام این موارد قصور داشته است. اوست که خود را به تجاهل زده و دلیلی نمیبیند توضیح دهد چرا باید ساکنان گیلان و هزاران مسافر برای اتمام 8کیلومتر از آزادراه در محدوده منجیل-رودبار 14سال منتظر بمانند. اینکه 80 درصد پروژه انجام شده چه چیزی مانع تمام شدن 20درصد کار، طی سالهای گذشته بوده است؟

این ادعا که یک پروژه ملی برای حفظ رضایت چند فروشنده زیتون در رودبار،به محاق رفته پذیرفتنی است؟
مسافرانی که طی روزهای گذشته به طور میانگین حدود 20ساعت پشت درهای شهرستان رودبار متوقف مانده بودند به آسانی از آزادراه تهران- کرج و کرج-قزوین تردد کردند. اما به محض رسیدن به محدوده گیلان ناگهان با ایستی بزرگ مواجه شدند. آنهم بواسطه باریکهای که نامش را جاده و یا اتوبان گذاشتهاند.
راستی مسئولانی که طی روزهای گذشته به صورت لحظهای به ارائه آمار حضور مسافر پرداختند در هنگامهی بحران چه تمهیدی برای کاهش معطلی مسافران اندیشیدند؟ منظور ساخت جادهی موقت نیست. کسانی که ساعتها در ترافیک مانده بودند به راهکارهایی در حد برداشتن چند متر گاردریل یا جداکنندههای سیمانی اتوبان هم راضی بودند تا حداقل از مسیر آمده، بازگردند.
یا استفاده از یک لاین برگشت اتوبان برای کم کردن حجم اتومبیلهای گرفتار شده در ترافیک چند کیلومتری؛ بویژه آنکه تعداد اتومبیلهای جاده رودبار به قزوین بسیار اندک بود و در صورت کاهش یک لاین هم تردد با اختلال مواجه نمیشد.
نمیتوان همزمان هم پُز حضور 30میلیون گردشگر به گیلان را داد و آن را به عنوان دستاورد مدیریتی دولت معرفی کرد و هم به نارضایتی مسافران و ساکنان استان گیلان بیتوجه ماند.
گیلان اولین استان در دنیا نیست که محبوب گردشگران است. دهها شهر جهان سالانه میزبان میلیونها گردشگر هستند اما قطعا برای حضور آنها و بیشترین استفاده اقتصادی، به زیرساختها هم توجه شده است. که گویا در این جغرافیا نوعی زیادهخواهی به حساب میآید و سفرِ چند ساعته ساکنان یک استان به استان دیگر برای تمدد اعصاب را هم باید به حجم اندوه و تحقیر جمعی اضافه کرد.
نظر شما:
گزارش تصویری؛ برداشت یاقوت سرخ در سیدشت رودبار قطب توتفرنگی گیلان