اگر قرار است که در این مراکز با دارودرمانیهای عجیب، برخوردهای فیزیکی و تهدید و ارعاب و بی توجهی به اصول روانشناسی با فرد معتاد برخورد شود و در نهایت پروتکلهای اقامتیاش مانند زندانیان بند قاتلان زنجیرهای باشد چه امیدی به بازگشت او به زندگی عادی وجود دارد؟

تصور سوخته شدن انسانها در یک فضای بسته، قلب هر انسانی را به درد میآورد. تلاش مسئولان امر از روز گذشته این انتظار را ایجاد می کند که فقط به مانورهای رسانهای و بازدیدها و جلسات شبانه روزی بسنده نشده و از دل این این همه خبر و اظهاراتِ حضرات مسئول، نتیجهای هم عاید این بخش آسیب دیده جامعه شود.
اینکه فرد درگیر اعتیاد قبل از آسیب به خانواده، خود را در معرض نابودی قرار میدهد بر کسی پوشیده نیست. نیازی نیست که درباره رفتارهای نادرست اکثر معتادان با خانواده و در قبال جامعه گفته شود. چون اساسا اکثر افراد درگیر اعتیاد عقلانیت و حتی ترحم را از دست داده و ممکن است براثر سوء مصرف مواد مخدر هر رفتار غیرقابل درکی را در قبال اطرافیان خود داشته باشند.
اما اگر به این انسانها هم به چشم قربانی نگاه شود، طبیعتا باید راهی برای نجات آنها از منجلاب گرفتار شده پیدا شود. منجلابی که وضعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه هم در ایجاد آن نقش داشته است.
اما سیاستهای بازپروری و نجات این افراد از شَر مواد مخدر در جامعه کارآمد بوده؟ چند درصد معتادان طی سالهای گذشته بعد از خارج شدن از کمپهای ترک اعتیاد توانستهاند به زندگی عادی برگردند؟
طی سالهای گذشته خبرهای مختلفی مبنی بر رفتارهای نادرست و حتی مرگ مددجویان حاضر در برخی کمپهای ترک اعتیاد منتشر شده است. خبرهایی که گاهی منجر به تعطیلی کمپها شده است. اما از آنجایی که مرگ یک یا دو انسان آنهم فرد درگیر اعتیاد در ایران چندان واجد ارزش نزد برخی نیست، شاهد نظارتهای کافی برای رفتارهای درست هنگام ترک اعتیاد و ضمانت استفاده از ساختمانهای استاندارد نبودهایم.
بویژه آنکه تعداد زیادی از خانوادههای درگیر اعتیاد توان پرداخت هزینههای درمان عضو «معتاد» را ندارند و مجبورند کمپی را انتخاب کنند که شهریهای کمتر دریافت میکند.
اما قطعا همان کمپ هم با مجوزهای قانونی در حال فعالیت است و خانواده فرد درگیر اعتیاد با امید شماره مجوزی که سردر این مراکز نوشته شده است اطرافیانشان را در آن بستری می کنند. اگر قرار است که در این مراکز با دارودرمانیهای عجیب، برخوردهای فیزیکی و تهدید و ارعاب و بی توجهی به اصول روانشناسی با فرد معتاد برخورد شود و در نهایت پروتکلهای اقامتیاش مانند زندانیان بَند قاتلان زنجیرهای باشد چه امیدی به بازگشت او به زندگی عادی وجود دارد؟
این انتظار وجود دارد که بعد از زنده سوزی 32 انسان در مرکز «گام اول رهایی» لنگرود، سازمان بهزیستی، وزارت کشور، نیروی انتظامی و دیگر ارگانهای درگیر با این آسیب اجتماعی بازنگری کاملی در زمینه کمپهای ترک اعتیاد و چند و چون کارشان انجام دهند.
اگر قرار است بازدهی بعضی از کمپهای ترک اعتیاد از نظر تغییرات مثبت و بازگشت به زندگی عادی چیزی در حد هیچ و در مواردی حتی مرگ آور باشد از اساس، فلسفهی وجودیشان برای بازپروری زیر سوال است.
نظر شما:
آتش سوزی یک خانه ویلایی در ساغریسازان رشت
آتش سوزی در اسکله بندرکاسپین منطقه آزاد انزلی مهار شد