گزارش نشست «سال سی با گیله وا» در رشت

رنج ۳۰ساله برای پاسداشت فرهنگ بومی گیلان در مجله «گیله وا»


۱۴۰۲/۰۸/۲۶ - ۲۰:۵۹ | کد خبر: ۳۸۵۰۷ چاپ

پوراحمدجکتاجی مدیرمسئول و سردبیر نشریه گیله وا در نشست «سال سی با گیله‌وا» گفت:گیله‌وا نیامده بود مجله‌ای عادی باشد، بلکه آمده بود تا نیت و هدفش که همان احیای زبان و ادبیات گیلکی، حفظ سنت‌ها، آیین‌ها و فرهنگ بومی و گیلکانه‌ی گیلان است را پاس بدارد.

رنج ۳۰ساله برای پاسداشت فرهنگ بومی گیلان در مجله «گیله وا»
اختصاصی کلانشهر:سعیده موسوی- عصر روز پنجشنبه بیست و پنجم آبان ماه نشستی با عنوان «سال سی با گیله‌وا» در رشت برگزار شد. گیله‌وا مجله‌ای است که طی سه دهه گذشته با محتوای گیلان‌شناسی شامل ادبیات گیلکی، مردم‌شناسی و زبان‌شناسی این خطه منتشر شده است.

این نشست توسط گروه «جرگه» و در ادامه سلسله نشست‌هایی درباره انتشار مجله‌ی فرهنگی «گیله‌وا» با حضور محمدتقی پوراحمدجکتاجی مدیرمسئول و سردبیر نشریه، محمود طیاری نویسنده، شاعر و نمایشنامه‌نویس، فرشته طالش انساندوست پژوهشگر، لیلا پورکریمی کارشناس ارشد ایران‌شناسی،  و جمعی از علاقه مندان به فرهنگ گیلان با اجرای لیلا پورکریمی کارشناس ارشد ایران‌شناسی در کافه موزه رشت برگزار شد.

فراز و فرودهای انتشار مجله گیله‌وا طی سال‌های 73 تا 75 توسط حاضران مورد بازخوانی و گفت وگو قرار گرفت.

در این گردهمایی محمدتقی پوراحمدجکتاجی مدیرمسئول و سردبیر نشریه گیله وا درباره روند انتشار شماره‌های اولیه گیله‌وا گفت: ابتدا شماره‌های اول و دوم را منتشر کردیم و برای شماره سوم عقب ماندیم و به اجبار شماره‌های سوم و چهارم را در یک شماره منتشر کردیم؛ اتفاقی که مطبوعات گاهی دچارش می‌شوند.

جکتاجی افزود: سال سوم گیله وا از شماره‌های 22 تا شماره 31 شروع می‌شود که شامل 6 شماره مستقل همراه با دو ویژه‌نامه است.

مجله‌ای برای پاسداشت گیلکی
undefined

سردبیر گیه‌وا توضیح داد: اتفاقات مختلفی طی 32 سال انتشار مجله برای ما رخ داد اما با همه احوالات سعی کردیم این مجله را منتشر کنیم و گیلکی را پاس بداریم.

او افزود: هیچ وقت در یک نشریه «من» به تنهایی کار نمی‌کند و در این سال‌ها همیشه دوستان و یارانم همراهم بودند و کار انتشار این مجله جمعی بوده است.

جکتاجی در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت: در سال‌های دوم و سوم انتشار گیله‌وا نیز دوستی همراه من بود به نام رحیم چراغی که در ضمیمه شماره 33 اولین بار ویژه نامه «هسا شعر» را منتشر کرد. همچنین انتشار دو ویژه نامه دیگر یکی با نام شالیزار و دیگری با نام ویژه شعر گیلکی نیز حاصل همکاری بسیار نزدیک من با ایشان بود.

«گیله‌وا» تنها من نیستم

او بار دیگر تاکید کرد: اعلام می‌کنم گیله وا تنها من نیستم و اگر از گیله وا شهرتی به جا مانده حاصل همکاری دوستانی است که چه به صورت مقاله و چه به صورت خبرنگار مستقل با ما همکاری کرده‌اند.
جکتاجی همچنین ادامه داد: در سال‌های دوم و سوم انتشار گیله وا در بخش داستان گیلکی هم یکی از یاران صمیمی‌ام به نام محمود طیاری همراه من بود که بعدها داستان‌های گیلکی طیاری با نام «پیله برفی سال» که شامل داستان‌های شاد و عاشقانه‌ است منتشر شد.

این پژوهشگر زبان گیلکی در ادامه توضیح داد: اگر وارد نکته‌های دقیق این داستان شویم جامعه شناسی سال‌های گذشته، زمان قبل از انقلاب و دوره پهلوی و فضای رشت قدیم در این داستان‌ها تصویر می‌شود.

سردبیر گیله وا توصیه کرد: آنانی که علاقمند به فضای رشت قدیم و اهل تحقیق در حوزه رشت هستند می‌توانند به داستان‌های محمود طیاری رجوع کنند.

آرزویی برای گیله‌وا

جکتاجی با ذکر این نکته که همیشه آرزویم درباره گیله وا این بوده که به عنوان یک ارگان قومی و اقلیمی دیده شود و نه فقط به صورت یک مجله ساده عمومی و مجله‌ای مانند مجلات ادبی دیگر، گفت: هدفم این است که در گیله وا از فرهنگ بومی گیلان حراست کنیم .
سردبیر مجله شناخته شده گیلان در همین ارتباط ادامه داد: احساسم این است که «گیلک‌»ها کمتر به هدف اصلی من نزدیک شدند اما دوستان غیر گیلک بخصوص اقوامی مانند کردها، آذری‌ها و بلوچ‌ها از این زاویه به گیله وا خیلی نزدیکتر شدند و ارتباط ما با آنان خوب است.

در ادامه این نشست لیلا پورکریمی کارشناس ارشد ایران‌شناسی برنامه را با پرسشی از جکتاجی ادامه داد. پورکریمی با طرح این سوال که موضوعی را در «حرف اول» سال سوم گیله وا مطرح کردید در واقع نوعی گلایه داشتید از افرادی که استوانه‌های ادبی گیلان هستند اما در گیله وا حضور پیدا نمی‌کنند. عدم حضور آنان شاید معمایی باشد که در تاریخ ادبیات گیلکی، حل آن برای نسل‌های آینده کمی آزار دهنده باشد. فکر می‌کنید دلیل عدم حضور آنها به چه بود؟ با توجه با اینکه «گیله وا» در آن سال‌ها همیشه مورد استقبال بود و حسن نیت‌اش را نشان داده بود.

جکتاجی در پاسخ به این سوال گفت: گیله وا در آن سال‌ها مورد استقبال قرار گرفته بود. هم اکنون گیله وا همچنان در ادامه راه است و اگر تیراژ آن پایین آمده به دلیل حضور دنیای مجازی و مسایل دیگری که باعث می‌شود که نه فقط گیله وا که بیشتر نشریات افت تیراژ و مخاطب پیدا کنند.

اساتید زبان فارسی و صُور خیال زبان گیلکی

سردبیر گیله وا افزود: نگاه من به دوستانی بود که بیشتر دانشگاهی بودند. جزو اساتید ادبیات و زبانشانسی، اهل فرهنگ و آکادمیسین بودند. انتظار من از این افراد بود. اما در مورد آنها هم به گونه‌ای که بعدها متوجه شدم علت‌ها چندگانه بود؛ دلیل اول این بود که عزیزان دانشگاهی که استاد ادبیات فارسی بودند آنچنان غرق در ادبیات فارسی شده بودند که دچار قومیت‌زدایی بودند و اطلاعات چندانی از زبان گلیکی، ظرافت زبانی و صُور خیال زبان گیلکی نداشتند.

مساله دوم این بود که بیشتر بر اساس این نگاه می کردند که مقالاتشان در یک نشریه‌ای منتشر شود که امتیازات دانشگاهی داشته و برایشان توفیق علمی بهمراه داشته باشد و به این دلیل از نشریات بومی چندان استقبال نمی‌کردند.

مساله بعدی از نظر جکتاجی این بود که عده‌ای هم خودشان را خیلی استاد می‌دانستند و همکاری با مجله را بر نمی‌تابیدند و در نهایت هم عده‌ای به دلیل مشغله‌های زندگی طبیعتا مشکل داشته و فرصت همکاری نداشتند.

پورکریمی همچنین به مشکلات مالی که در سال‌های سوم و چهارم انتشار گیله وا را درگیر کرده بود اشاره کرد و گفت: این شرایط طاقت فرسا بوده تا جاییکه در پایان سال سوم در ستون «حرف اول» در مورد تنگناهای مالی یادداشتی داشتید با عنوان «سهم ما سوختن بود» بود. سوال این است در آن سال‌هایی که مشکلات وجود داشت و شما همچنان مبارزه می‌کردید اوضاع چگونه می‌گذشت؟

مصائب نشریات مستقل

جکتاجی در پاسخ به این سوال گفت: مشکلات مالی جزو مشکلاتی است که در مطبوعات مستقل همیشه وجود دارد. در ایران کار برای مطبوعاتی که وابستگی حزبی، اقتصادی و دولتی ندارند و توسط بخش خصوصی منتشر می‌شوند،دشوار است.
او اضافه کرد: دشواری ها به خصوص برای نشریه‌ای که درصدد باشد از نظر فرهنگی و علمی متر و معیار بخصوصی داشته باشد و اصطلاحا زرد منتشر نشود،بیشتر هم است.
جکتاجی افزود: این مشکلات برای نشریه‌ای مثل گیله وا هم بود. نشریه‌ای که نیامده بود یک مجله عادی باشد، بلکه آمده بود تا نیت و هدفش که همان احیای زبان و ادبیات گیلکی، حفظ سنت‌ها، آیین‌ها و فرهنگ بومی و گیلکانه گیلان است را پاس بدارد.
او در پایان توضیحاتش گفت: به همین دلیل است که با همه سختی‎ها مبارزه کردیم و هنوز هم در حال مبارزه‌ایم در حالی که خیلی از نشریات تجارت می‌کنند و کاغذ می‌گیرند اما ما مورد توجه و عنایت نبودیم و مستقل ماندیم.

گیله وا یک دانشنامه است

در ادامه برنامه فرشته طالش انساندوست،کارشناس رشته جمعیت شناسی و کارشناس ارشد جامعه شناسی که صاحب چند تالیف است درباره روزهای همکاری با نشریه گیله وا گفت:آشنایی من با آقای جکتاجی به سال 65 برمی‌گردد. بنا بر دستور اداری برای کتاب «کتابشناسی توسعه استان» فیش تهیه می‌کردم. پیشنهاد دادم که کتابشناسی گیلان به جای کتابشناسی توسعه باشد چرا که توسعه را در بر می‌گرفت. برای اتمام این کتاب به فردی نیاز داشتم که به تاریخ و ادبیات گیلان آشنایی داشته باشد و از طریق اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان با آقای جکتاجی آشنا شدم؛ بزرگ مردی کوچک اندام که پشت میز نشسته بودند و بعد از صحبت با ایشان روزهای سه‌شنبه برای اتمام این کتاب به من کمک می‌کردند و نهایتا سال 1368 اولین جلد منتشر شد و در سال 1370 جلد دوم روانه بازار کتاب شد.
انساندوست در ادامه گفت: آقای جکتاجی همان ایام در مورد مجله‌ای با نام گیله وا با من صحبت کردند و گفتند: در تدارک انتشارمجله‌ای هستیم و در توضیح آن هم گفت: گیله وا نخستین مجله‌ای خواهد بود که بخش‌هایی به زبان گیلکی خواهد داشت که به نگهداشت و احیای زبان گیلکی کمک خواهد کرد. بعد از آن بود که با نوشتن مقالات و یادداشت‌هایی، افتخار همکاری با گیله وا را داشتم.
انساندوست ادامه داد: از نظر من گیله وا یک دانشنامه است. فرهنگ، جغرافیا، توسعه، تاریخ، زبان و ادبیات گیلان در این مجله وجود دارد.

«رقص پا» با زبان

محمود طیاری نویسنده، شاعر و نمایشنامه‌نویس هم در این گردهمایی سخنانش را با شعر «مستی بهانه کردم و چندان گریستم/ تا کس نداند که گرفتار کیستم» آغاز کرد و گفت: 30 سال پیش مجله گیله‌وا مصاحبه‌ای را با من ترتیب داد که تیتر آن را «رقص پا با زبان» گذاشتند.
بخش زیادی از نوآوری‌ها و حرف‌ها و هر چیزی که قرار بود در این 30 سال و در این 30 شماره اتفاق افتاده است و الان زمان بهره‌برداری آن است.
طیاری توضیح داد: 5 سال با آقای جکتاجی همکاری داشتم و طی این 5 سال هر ماه یک داستان منتشر کردم. اگر دست روی هر کدام از این داستان‌ها بگذارید حس می‌کنید هنوز زیادی تازه است. چون من با کمک همان «رقص پا با زبان» است که این داستان‌ها را نوشتم.