«ورزاجنگ» سوژه ی یک رساله دکتری شد

چرا «ورزا جنگ» از دل زندگی مردم شمال به بیرون پرتاب شد؟


۱۴۰۲/۰۹/۲۲ - ۱۷:۲۱ | کد خبر: ۳۹۳۷۷ چاپ

نویسندگان این مقاله برای درک سنت فراویز «ورزا جنگ»، نه تنها به کتاب­ها و سیاحان ایرانی طی 500 سال گذشته رجوع کردند بلکه مطالعات معاصر این حوزه را تورقی نموده تا گستره ای از تجربه سیاحان پیشین را در کنار روایت های بی واسطه ی کنشگران امروز مقایسه کنند.

چرا «ورزا جنگ» از دل زندگی مردم شمال به بیرون پرتاب شد؟
اختصاصی کلانشهر:حسین صولتی*- تصور کنید به یک مرسم عروسی مجلل در شمال ایران دعوت شده اید؛ با گذر از میان کوچه باغ های روستایی و پس از پشت سر گذاشتن شالیزارها، کم کم صدای پایکوبی، برایتان آشکارتر می شود. در میان شور ترانه های شمالی، در کشاکش نگاه های عاشقانه و شیطنت های پنهانی نسل های مختلف، در جوار انواع مائده ها، نمایش های محلی برایتان تامل برانگیز خواهد بود. تامل تان نه از طعم تلخ آب انگور، نه از رقص قاسم آبادیِ زنان با دامن های بلند است؛ بلکه ناگهان درگیر معرکه ای می شوید که جولانگاه دو حیوانِ تنومند است که به نبرد فراخوانده می شوند تا صحنه ی عیش را به نمایشی از جنگیدن دو گاوِ نَر بدل کنند این عرصه ی جنگ که اغلب در حیاط خانه های روستایی مزین به بالانشین انجام می شود، تماشاگران و جمعیتی از زن و مرد، پیر و میانسال، کودک و نوجوان را بهمراه دارد. زنان و کودکان در بالا (بر روی کتام یا تلار)، مردان و نوجوانان در پایین و در میانه ی میدان، به تماشای آشوبی از خون بازی و درد می نشینند این خون بازی و مراسم را بومیان شمال ایران، «ورزاجنگ» می نامند.

سطور فوق مقدمه ی مقاله ای تحت عنوان «بررسی پدیدارشناختی تطور مناسبات میان نسل ها در پدیده ی ورزاجنگ» در دانشگاه بوعلی سینای همدان است که چشم اندازی از هیاهوی زندگی گیلگ­ ها را از دل پرسشی تازه در رساله مقطع دکتری فراخوانده است. نویسندگان این مقاله با انتخاب یک زیست تجربی تقریبا دو ساله سعی می­ کنند آگاهی معطوف به تجربه ­ی کنشگران ورزاجنگ را دریابند و با زیست ­جهان آنان آشنا شوند و همچنین نشان می­ دهند که چه شد ورزاجنگ از دل زندگی مردم شمال، از درون عروسی و از میان جشن­ های شاهانه به بیرون پرتاب شد و هم اکنون علیرغم «درحاشیه» ماندن سعی می­ کند به خود رسمیت ببخشد.

 نویسندگان این مقاله برای درک این سنت فراویز ورزاجنگ، نه تنها به کتاب­ها و سیاحان ایرانی طی 500 سال گذشته رجوع کردند بلکه مطالعات معاصر این حوزه را تورقی نموده تا گستره ای از تجربه سیاحان پیشین را در کنار روایت های بی واسطه ی کنشگران امروز مقایسه کنند. شاید تأمل برانگیزترین فراز این پژوهش که بزعم نویسندگان بزنگاه فهم تاریخی ورزاجنگ است روایت­های یک گالش (گاوبان) از روستای گاو«کول»، بود که روایتی ساده اما نویسندگان همین نقطه را آغاز مخاطره آمیز شدن یک سنت می­پندارند:

«در گذشته ما به ییلاق و قشلاق می رفتیم، دام های گیلگ ها به ما سپرده می شد. در قشلاق گاوها آزاد بودند و گاهی پس از چند ماه به خانه بر می گشتند؛ به هنگام کوچ به ییلاق، به خاطر فضای محدود آنجا، گاوها اغلب در طویله های مشترک بودند؛ بنابراین همیشه احتمال درگیری خونین میان گاوهای نَر وجود داشت. این جنگ ها به دور از دخالت ما رخ می داد؛ بنابراین ما به منظور جلوگیری از جنگِ بی هنگام گاوها، احتمال آسیب به دام ها سعی می کردیم شکل طبیعی جنگ گاوهای نر را طی یک پروسه محدود کنیم تا ورزاها میان خود یکی را به عنوان برتر بشناسد؛ در همین حال «کول شاخ» آن ها مایه ی تفریح ما بود که هیچ سرگرمی در ییلاق نداشتیم اما هیچ وقت قمار نمی کردیم. فقط باعث می شد کنار هم اعم از زن و مرد بنشینیم چای بنوشیم و دستی به شادی بکوبیم»

*دکتری جامعه شناسی سیاسی، عضو گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب