فینال مسابقات فوتبال مدارس ژاپن با حضور 55 هزار تماشاگر و در استادیومی شیک برگزار شد. رویدادی که در کشور ما همگان را انگشت به دهان کرد. در چند بازی لیگ برتر ایران این تعداد تماشاگر حضور پیدا میکند؟ تعداد تماشاگران در فینال مسابقات فوتبال مدارس ایران چقدر است؟ اصلا مسابقات فوتبال مدارس در ایران، دیگر برگزار میشود یا اگر برگزار میشود، رونق و شکوه سابق را دارد؟ حال آنکه روزگاری نهچندان دور، مسابقات آموزشگاهی و زمینهای خاکی، محل ظهور استعدادهای درخشان اما خودروی فوتبال ایران بود که متأسفانه سالهاست.

اما ایران که روزگاری آقای فوتبال آسیا بود و از برکت استعدادهای بیشمار خود، بینیاز از ساخت کارتون فوتبالیستها بوده، هست و شاید خواهد بود، حال فوتبالش چطور است؟! زمینهای خاکی که مهد پرورش و بروز استعدادها بود، بهویژه در شهرهای بزرگ از بین رفته است! فوتبال آموزشگاهی که بازوی پرتوان باشگاهها و تیمهای ملی بود هم که چند سالی است بساطش برچیده یا بهشدت کمرونق شده است! در اهمیت جایگاه فوتبال آموزشگاهی همین بس که در سالهای ابتدایی دهه ۷۰ یکی از بازیکنان نامدار قبل از انقلاب در مصاحبه با یکی از مجلات ورزشی قدیمی گفته بود: «صبحها در مسابقات آموزشگاهی شرکت میکردیم و عصرها در باشگاههای تهران». یعنی مسابقات آموزشگاهی پابهپای باشگاههای تهران اهمیت داشته که بازیکنان سرشناس در یک روز در هر دو تورنمنت شرکت میکردند و یکی را فدای دیگری نمیکردند! مدارس فوتبال و تیمهای پایه که بهجای پشتوانهسازی، حکم قلک را یافتهاند، گهگاهی نیز که خبرهای ناگواری از محیط آنها علنی میشود! برخی مدیران باشگاههای مطرح نیز که بهجای توجه به فوتبال پایه و نقش بزرگ آن در تغذیه تیم بزرگسالان و کاهش هزینهها، در ورودی ورزشگاه آدم میگمارند تا احتمالا خانوادههای متمول برای سرکیسهکردن شناسایی شوند و بچههای آنان به خاطر پول جای افراد مستعد اما بیبضاعت را بگیرند! چه استعدادهایی که اینگونه محو شدند؟ راستی چه تعداد از تیمهای لیگبرتری، آکادمی فعال به معنای واقعی دارند و از دستپروردههای خود در تیم اصلی بهره میبرند؟ مدیران باشگاههای دولتی هم که در بدهیسازی توانایی خاصی دارند و منیت، عدم صداقت، بیانیهنویسی و دستیازیدن به هر دستاویزی برای حفظ پست نیز که عادت رایجشان شده است! بعضا مربیانمان نیز که جنگهای رسانهای و توجیهات فنی را بر علماندوزی ترجیح میدهند! بازیکنانمان هم که بیشتر از زمین مسابقه، دنبال اثبات خود در فضای مجازیاند! داوریمان نیز که گفتن ندارد و فدراسیون فوتبال هم که... اوضاع فوتبالمان خود وصفش میکند.
به استثنای کارتون فوتبالیستها (به دلیل وفور عشق ذاتی به فوتبال حتی در بین کودکان و نونهالان ایرانی)، فوتبال ما محتاج برنامهریزی، سرمایهگذاری، آیندهنگری، سختکوشی و جدیت مانند ژاپنیهاست و این را آنان که باید، نیک میدانند اما قدمی به صلاح برنمیدارند؛ چرایش را خدا داند و خودشان!
نظر شما: