راهکاری برای حل معضل اجاره سالن به گروه های تئاتری گیلان

باور کنید تئاتری‌های رشت نمی‌توانند با «هیچ» درآمد زایی کنند


۱۴۰۲/۱۱/۱۸ - ۱۷:۵۰ | کد خبر: ۴۱۱۹۰ چاپ

اگر جوانان مکان تمرین نداشته باشند و به خانه‌ها و زیر زمین‌ها پناه بیاورند آیا رسالت فرهنگی مسئولین به غایت به انجام می‌رسد؟ آیا بهتر نیست به جای دافعه برای جوانان جاذبه ایجاد شود تا بتوانند در چهارچوب‌های تعریف شده کار فرهنگی و هنری بکنند و موثر باشند؟

باور کنید تئاتری‌های رشت نمی‌توانند با «هیچ» درآمد زایی کنند
اختصاصی کلانشهر: افشین جعفری خواه،مدرس و کارگردان تئاتر- چگونه می شود «هیچ» را بر روی صحنه تئاتر اجرا کرد؟چگونه می‌شود با دستان خالی نمایشی را روی صحنه اجرا کرد که تماشاگر برای آن بلیت هم بخرد؟ چگونه می شود جوانان را در مسیر جامعه سازی قرار داد؟ سوال های زیادی مطرح است و می شود پرسید اما از چه کسی؟ از کی بپرسیم که چرا باید برای تمرین تئاتر ارقام میلیونی برای اجاره تمرین داد؟(در این ارتباط بیشتر بخوانید) این یک قانون و یا یک استاندارد است که همیشه چندین سالن و یا اتاق تمرین باید در کنار سالن های اجرا وجود داشته باشد تا گروه های هنری بتوانند تمرین کنند و تنها در چند روز مانده به اجرا بتوانند طراحی صحنه و تمرین های نهایی را انجام بدهند.

اگر در طراحی سالن‌ها، اتاق‌های تمرین در نظر گرفته نشده و یا اتاق‌ها تغییر کاربری داده و اداری و کارمندی شدند این نباید اسباب دردسر برای گروه‌های نمایشی جوان باشد، آن‌ها همین قدر که دارند برای تئاتر تلاش می کنند کافیست.

معمولا بعد از تمرین و آماده شدن درصدی از فروش بلیت متعلق به سالن می‌شود. اما برای تمرین کدام گروه جوان می‌تواند هزینه‌های میلیونی بدهد و حتی مطمئن از اجرا و فروش بلیت نباشد.

تجربه بیش از یک دهه مدیریتی من در این حوزه نشان داده که باید گروه های جوان را حمایت کرد تا بتوانند ضمن کسب تجربه درآمد ناچیزی هم داشته باشند. یادم می آید در دانشگاه هنر گروه‌های موسیقی سراغ من می آمدند و درخواست اجراهایی داشتند که برایشان درآمدی داشته باشد و چون تمامی سانس های اجرا در اختیار گروه های حرفه ای و قراردادهای از پیش تنطیم شده و برنامه سالانه بود به یک راه حل بینابینی رسیدیم که دانشجویان بین ساعت 12 تا 2 بعد از ظهر اجرا داشته باشند با فروش بلیت های بسیار ناچیز که در اختیار خودشان قرار می گرفت.

با این کار هر روز دانشجویان کنسرت می دیدند آن هم  در ساعتهایی که به کلاس‌ها هیچ لطمه‌ای نمی خورد.

کار فرهنگی و هنری بسیار ظریف است و مدیریت هنری و فرهنگی بسیار سخت‌تر از انواع دیگر و نمی‌شود با بخشنامه و آیین‌نامه و از بالا به پایین کارها را پیش برد.

اگر جوانان مکان تمرین نداشته باشند و به خانه‌ها و زیر زمین‌ها پناه بیاورند آیا رسالت فرهنگی مسئولین به غایت به انجام می رسد؟ آیا بهتر نیست به جای دافعه برای جوانان جاذبه ایجاد شود تا بتوانند در چهارچوب های تعریف شده کار فرهنگی و هنری بکنند و موثر باشند؟
تالار مرکزی رشت

سالن مرکزی رشت که در واقع یک مجموعه‌ای است که در استان نمونه‌ای ندارد نباید به تنهایی توسط اداره کل ارشاد گیلان و یا اداره ارشاد رشت مدیریت و برنامه ریزی شود؟

پیشنهاد دارم که به صورت هیات امنایی و متشکل از چندین شخص و یا شخصیت فرهنگی که رشت کم هم ندارد اداره شود و این هیات بتواند با نگاه مسئولانه فرهنگی ضمن ارایه خدمات به جوانان به صورت کاملا آبرومندانه درآمد برای دولت کسب کند.

کم تعداد نیستند بازنشستگانی که بر اثر نیروی دافعه به جای کار فرهنگی یا در خانه با افسردگی دست و پنجه نرم می‌کنند و یا در پارک‌ها با دوستان وقت سپری می‌کنند، در حالی که خیلی مشتاق هستند بتوانند حضور مستقیم و مستمر داشته باشند و این چرخ را به حرکت بیاورند.

تجربه ثابت کرده که نمی شود «هیچ» را بر روی صحنه آورد و با «هیچ» هم نمی‌شود، درآمد زایی کرد.

مشکل امروز ما نبود منابع هرچند اندک نیست، مشکل نبود مدیریت و فکر و اتاق فکری است که به جای به فکر جوانان و فردا بودن مدام به فکر این هستند که چگونه می شود از نردبان جاه طلبی بالا رفت.

 آیا شورای شهر رشت نمی تواند در این حوزه تشریک مساعی کند؟ آیا فرهنگ دوستان شناخته شده و خوش سابقه نمی‌توانند؟

جا دارد یادی کنم از مرحوم استاد حبیب پورسیفی که وقتی با کمبود امکانات مواجه می‌شد کلاس‌های مدارس را برای گروه‌ها می‌گرفت تا انجمن نمایش فعال بماند و استنباطش این بود که بعد از اتمام ساعت مدارس این مکان‌ها خالی باقی می‌مانند و ایشان چقدر تلاش می‌کرد و چقدر موثر بود. اگر نبود چنین طرح‌هایی و دلسوزی‌هایی، بسیاری از اشخاص شناخته شده تئاتر در رشت، ایران و حتی خارج از ایران امروز نبودند.

باز هم به صراحت می‌گویم و انتظار دارم که گوش شنوایی باشد با روش مدیریت هیات امنایی می توان هم سالن مرکزی رشت را مدام فعال نگاه داشت در تمامی زمینه های هنری تئاتر، موسیقی، هنرهای تجسمی و... این فقط همت می خواهد و فکر نو و البته جرات و جسارت که باور دارم در رشت کم نیستند اشخاص دلسوز و کاربلد که بتوانند کار مفید و موثری انجام دهند به شرط آن که برخی از مسئولین دیدگاه کلیشه‌ای و تکراری را کنار بگذارند.

 ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه خوشمان بیاید و چه نیاید آینده تعلق به جوانان دارد پس کاری نکنیم که سکان را از دست ما بگیرند خودمان همراه با انتقال تجربه و خوش فکری در اختیارشان قرار دهیم.