اینترنت بخش جدانشدنی از زندگی افراد است. گزینه‌ای که زندگی را به مرور زمان برای بشر تسهیل کرده است. اما زیر پوست تمام این نوآوری‌ها چه می‌گذرد؟

آیا استفاده از اینترنت مردم را خوشحال‌تر می‌کند؟

کلانشهر:  اینترنت به عنوان یک بخش جدانشدنی از زندگی انسان‌ها به حساب می‌آید. بسیاری از افراد بدون اینترنت امکان رسیدگی به امورات خود را ندارند. از طرفی خیلی از اشخاص بدون اینترنت توان زندگی ندارند. اینترنت به مرور زمان نیمه پنهان خود را به ما نشان داد. مشکلات بسیاری برای کاربران جوان و نوجوان و حتی بزرگسالان به‌وجود آمد. طیف وسیع این مشکلات تا حدی نگران‌کننده بود. با این حال مزایا استفاده از اینترنت همواره صورت روشن و خندان مسئله بود. امکانات روزافزونی که زندگی کردن را ساده‌کردند مانند میوه‌هایی از این درخت بودند. میوه‌هایی که اعتیادآور بودند و در طی سال‌ها درصد زیادی از جمعیت انسان‌ها مسموم شده‌اند و دور این درخت ایستاده‌اند و هر روز از شهد آن‌ها سرمست می‌شوند. 

بدون اینترنت اما زندگی کردن دشوار است. به‌واسطه اینترنت شکل زندگی انسان‌ها متحول شده است. شکل کسب و کارها تغییر کرده و ارتباطات اجتماعی دست‌خوش دگرگونی‌های بسیاری گشته است. در این تحول بنیادی بسیاری از مفاهیم انسانی تحت‌الشعاع قرار گرفته و می‌گیرد. دیری نپایید که محققین و پژوهشگران از نقاط مختلف با دیدگاه‌های متنوع اما رویکردی مشابه به اینترنت پرداختند. رویکردی انتقادی به کلیت چیزی که زیست ما را به قبل و بعد خود تقسیم کرده است. 

در این گزارش به بررسی همین مسئله می‌پردازیم. اینکه زندگی قبل از اینترنت و بعد از اینترنت چگونه با یکدیگر مقایسه می‌شوند و باید بشوند. اینکه انسان‌ها در گذشته‌ای دور که چرخ بسیاری از سازمان‌ها و سیستم‌های بشری بدون اینترنت می‌چرخید خوشحال‌تر بودند یا امروزه که ما هر سوالی را می‌توانیم از گوگل بپرسیم و منتظر باشیم که به ما آموزش ابتدایی‌ترین مسائل و امورات به ما عرضه شود و به‌تازگی ابزار هوش مصنوعی همه‌‌چیز را زیر سایه خود خواهد برد. آیا این اختراعات توانسته در کنار تسهیل امور بر ما، زندگی را خوشایند سازد و باعث خوشحالی ما بشود؟

گذشته‌ای که در دسترس نیست
داده‌های آماری امکان عبور ما برای بررسی ادوار مختلف را نمی‌دهند. طبیعتا مقایسه گذشته‌ای دور ممکن نخواهد بود. هیچ کتاب تاریخی را نمی‌توان پیدا کرد که ابزار کافی برای تعیین شاخص خوشحالی در جهان را داشته باشد. در گذشته شاخص خوشحالی با اندازه‌گیری سطح رفاه، عواملی نظیر ثروت و دارایی و مصرف بدست می‌آمد. در دورانی که امکان ثبت اسناد، هزینه و وقت بسیاری می‌گرفته است، اندازه‌گیری این معیار را غیر ممکن می‌کرده است. چه برسد به دورانی که شاخص خوشحالی وابسته به عوامل متعدد و پیچیده‌تری شده و با ابزارهای ریز و درشتی به دست می‌آید.

 
آیا استفاده از اینترنت مردم را خوشحال‌تر می‌کند؟
بر اساس تحقیقات و داده‌های آماری جدید، شواهد نشان می‌دهد که کاربران اینترنت نسبت به غیرکاربران، از زندگی خود راضی‌تر هستند. علاوه بر این، تأثیر مثبت استفاده از اینترنت برای افراد جوان یا کسانی که از درآمد خود راضی نیستند، بیش‌تر است. این یافته‌ها نشان می‌دهد که سیاست‌های عمومی با هدف کاهش شکاف دیجیتال با دسترسی به کاربران غیر اینترنت، مطلوبیت اجتماعی دارد. 

این مسئله بدین معناست که اینترنت به طور کلی در زیست کاربران خود جایگاهی پیدا کرده است که نبود آن مشکل‌آفرینی می‌کند. در نتیجه طبعا حضور پیوسته آن منجر به نوعی رضایت می‌شود. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که در کشورهای توسعه‌یافته اکثر مردم به طور پیوسته از اینترنت استفاده می‌کند. برای جوانان اینترنت انتخاب اصلی و اول بین رسانه‌هاست. آن‌ها کمتر به تلویزیون یا رادیو بها می‌دهند. در عوض تلویزیون‌های اینترنتی یا پادکست‌ها گونه‌های جدیدی از همان نوع قدیم را به مردم عرضه می‌کنند. 

 نیمه پنهان این مسئله، مواجه شدن کمتر با کلمات و خوانش‌گری مردم یا جوانان است. سرانه مطالعه یک شاخص مهم است که تاکید بر آن همواره وجود داشته و اهمیت آن به همگان ثابت شده است. با این حال اینترنت در زندگی افراد تبدیل به بخشی جداناشدنی شده است. درک تاثیر اینترنت بر رفاه عمومی مسئله‌ای شده که نیاز به تحقیق و بررسی در بدو امر ندارد و بدیهی به نظر می‌رسد. خاستگاه این شکل از تفکر به شیوع این استفاده در جوامع انسانی بازمی‌گردد. انسان‌ها در سنین مختلف در حال استفاده از گوشی‌های هوشمند هستند و به سادگی از اینترنت و مزایا آن استفاده می‌کنند و در معایب آن غرق می‌شوند. 

با این حال چندین استدلال برای طرح این گزاره که اینترنت مردم را به نسبت گذشته خوشحال‌تر کرده است وجود دارد. استدلال اول این است که اینترنت دسترسی به طیف گسترده‌ای از برنامه‌ها و خدماتی می‌دهد که منافع مستقیم و غیرمستقیم را به همراه دارد. صرف این دسترسی برای مخاطبان رضایت‌بخش است. کاربران اینترنت در گذر زمان تبدیل به افرادی شده‌اند که بدون توجه به جوانب یک مسئله وارد یک فضا می‌شوند. این بر مسائل بحرانی تاکید دوچندانی می‌کند. نقاط مستعد بحران با چنین رفتاری یک فرد را در معرض آسیب‌های جدی قرار می‌دهد. اما فرد به واسطه امکاناتی که به دلیل استفاده از اینترنت بدست آمده رضایت دارد و متوجه این مسائل دیگر نیست. 

افراد به واسطه استفاده از اینترنت دسترسی بهتری به فیلم‌ها و سریال‌ها و موسیقی‌های مورد علاقه خود دارند و طیف وسیعی از اطلاعات را در برابر خود می‌بینند. از طرفی می‌توان به امکان بازی‌های آنلاین اشاره کرد که در گذشته وجود نداشته اما امروزه تبدیل به بازار داغی برای طراحان و سازندگان بازی‌ها شده است. 

اینترنت عامل صرفه‌جویی در وقت و انرژی و سرمایه
اینترنت به شکلی روزافزون زندگی را برای افراد ساده و تسهیل کرده است. آن‌ها برای بخش زیادی از امور روزمره خود از اینترنت استفاده می‌کنند. از سفارش غذا گرفته تا سفارش لباس، خرید هر نوع کالا، آموزش و یادگیری مهارت‌هایی مختلف، بازدید آنلاین از مکان‌هایی مثل موزه یا نمایشگاه‌ها و به طور کلی شبکه‌های اجتماعی که خود یک موضوع مفصل جدا هستند، همه و همه پدیده‌هایی هستند که مزیت‌های زیادی به انسان‌ها ارائه می‌دهد و طبیعتا معایبی هم دارد. 

ضعف فرهنگی بحران‌ساز است
اینترنت مزایای زیادی به کاربران خود عرضه می‌کند. جوانب منفی در نوع و شکل یا اندازه استفاده کاربران از اینترنت به وجود می‌آیند. اینکه افراد چطور از یک چاقو استفاده می‌کنند مسئله‌ دیگری‌ست. یک چاقو می‌تواند ابزار مفیدی باشد. اینترنت هم در تمام این سال‌ها به ما سود رسانده و خیلی‌ها شاید به یاد نداشته باشند که زندگی قبل از اینترنت چه سختی‌ها، چالش‌ها و مسائلی داشت.

بنابراین شیوه استفاده مسئله‌ایست که باید بر آن تاکید شود. افراد می‌توانند از شبکه‌های اجتماعی برای رشد کاری یا شخصی خود کمک بگیرند. اینکه شبکه‌های اجتماعی پتانسیل فعال‌سازی برخی بحران‌های شخصی و فردی را دارد یک عنوان جداست. افراد باید برای استفاده از چاقو آموزش ببینند. به همین ترتیب اینترنت می‌تواند منجر به آسیب‌های روانی، مالی یا حتی جسمی شود. خیلی از افراد به‌ واسطه کم تحرکی ناشی از استفاده متداوم از اینترنت به مشکلات یا بیماری‌هایی دچار می‌شوند. از طرف دیگر شبکه‌های اجتماعی در کنار عرضه مزایای خود به کاربران خود، بستری برای بروز آسیب‌های روانی در جوانان را فراهم می‌کند. 

آموزش یک اصل اساسی‌ست. آموزش و فرهنگسازی در خصوص اینترنت و شبکه‌هایی مجازی که در تاریخ چندهزارساله انسان‌ها، تازگی دارد. پس باید در فرهنگسازی و آموزش آن به عوام کوشید. زیرا اینترنت را نمی‌توان از بشر جدا کرد و باید به مضرات آن آگاه بود.