جفت گیری سگ و گرگ؛نتیجه غذا دهی بی رویه به سگ ها و  رها کردن پسماند در طبیعت 

مرگ هولناک پسر ۷ ساله با حمله گله گُرگاس


۱۴۰۳/۰۳/۱۷ - ۱۷:۴۰ | کد خبر: ۴۴۶۶۰ چاپ

حالا به جز سگ های ولگرد گُرگاس ها هم جان کودکان را می گیرند. قربانی این بار گرگاس ها، پسربچه هفت ساله ای به نام حسین شاه محمدی اهل روستای ده دلیان استان همدان بود که چند روز پیش و در اثر حمله گله گرگاس ها جان خود را از دست داد. گرگاس یا سگ گرگی حیوان دورگه ای است که از جفت گیری سگ و گرگ پدید می آید.

مرگ هولناک پسر ۷ ساله با حمله گله گُرگاس
کلانشهر: گُرگاس ها (نژاد دورگه سگ و گرگ) که از جفت گیری سگ و گرگ ایجاد می شوند و بسیار خطرناک و تهاجمی هستند، آنها هم ژن گرگ ها را از بین می برند و هم بسیار راحت به جوامع انسانی نزدیک می شوند.

 گرگاس ها چند روز پیش خانواده شاه محمدی را با حمله مرگبار خود به تنها پسر 7ساله خانواده عزادار کردند.

حسین با حمله گرگاسها جان خود را از دست داد. موجودی که خوی وحشی گرگ و هوش بالای سگ را دارد. از جمله دلایل ازدیاد گرگاس ها وجود پسماند گردشگران در طبیعت و وجود زباله در طبیعت و همچنین غذارسانی به سگها در حاشیه شهرها و ازدیاد جمعیت سگها و همچنین رها کردن توله سگ های ماده در طبیعت است. این توله ها پس از هشت ماهگی به بلوغ می رسند و با پیوستن به خانواده گرگ ها در هر دوره زادآوری ۱۶ گرگاس یعنی بیش از ۱.۵ برابر زاد و ولد گرگ ها توله زایی می کنند.براساس اعلام کارشناسان، گرگاس مانند سگ باوفا نیست و اگر فردی چندبار به این حیوان غذا بدهد اما از غذا دادن مجدد خودداری کند و حیوان گرسنه بماند، امکان حمله کردن به او بسیار بالا است.

جام جم با اشاره به حادثه هولناک برای این کودک نوشت: بعد از حادثه ای که برای حسین کوچولو اتفاق افتاد، نه پدر نای صحبت کردن دارد و نه مادرش. از بهروز دین محمدی یکی از بستگان نزدیک حسین نحوه وقوع حادثه را می پرسیم و او به جام جم توضیح می دهد: «روز حادثه حسین و پدرش به صحرا رفته بودند که محل استقرارشان کمتر از یک کیلومتر با روستا فاصله داشت.


هوا در حال تاریک شدن بود که پدر حسین او را تا نزدیکی های روستا آورد تا خودش به خانه برگردد اما حسین ناگهان تصمیم گرفت دوباره برای انجام کاری نزد پدرش برود که در همین لحظه پنج راس گرگاس او را محاصره و به بچه حمله کردند.

در آن لحظات دردناک مشخص نیست که آیا گرگاس ها حسین را خفه کرده بودند که صدای کمک خواهی اش را پدرش نشنید یا از ترس گرگاس ها توان کمک خواستن نداشته است.

در شرایطی که گرگاس ها بی رحمانه به جان حسین افتاده بودند، دو نفر ازهمشهریان ما از فاصله ۲۰۰، ۳۰۰ متری شاهد تجمع گرگاس ها در همان محل بودند یکی از آن دو نفربه دوستش گفت که سگ ها خیلی وقت است در آن نقطه تجمع کرده اند و برویم ببینیم چه خبر است.»

شدت حادثه ای که دین محمدی تعریف می کند، چنان تلخ است که بغضش می ترکد و اشک می ریزد. بعد از چند دقیقه ادامه می دهد: «وقتی آن دو نفر به محل نزدیک شدند، دیدند به جز یک سر، چیزی باقی نمانده است و همان باقیمانده پیکر را هم به زور از گرگاس ها پس گرفتند. آنها هرچه به پیکر نگاه کردند، صاحبش را نشناختند.

پدر حسین را صدا کردند و گفتند بیا ببین این بچه را می شناسی؟ حسن آقا هم آمد و بعد از دیدن پیکر باقیمانده گفت این دختر است و پسر نیست. همان کسی که ابتدا متوجه گرگاس ها شده بود دوباره گفت مطمئنی پسر تو نیست؟ پدر حسین گفت قد و قواره پسر من این قدر نیست و بزرگ تر است اما در نهایت با بررسی بیشتر متوجه شدند پیکر باقیمانده متعلق به حسین است. آنها همین یک پسر را داشتند که متاسفانه از دست رفت.»

دین محمدی از بی توجهی دهیار روستا به این مسأله گلایه می کند: «بعد از حادثه و خاکسپاری حسین، با دهیار تماس گرفتیم اما پاسخ نداد. او اقدامی برای جمع آوری سگ های ولگرد و گرگا س ها انجام نداد تا متاسفانه این حادثه تلخ رخ داد. همچنین مدتی پیش اجازه داد لوازم بازی بچه ها نزدیک رودخانه نصب شود.
در زمان احداث پارک و نصب وسایل بازی بارها به دهیار هشدار دادیم که با این کار جان بچه ها به خطر می افتد و ممکن است درون رودخانه سقوط کنند یا مورد حمله سگ های ولگرد که محل تجمع شان همانجاست، قرار گیرند. بعد از این حادثه اهالی به بچه های شان اجازه خروج از خانه را نمی دهند و حتی بزرگ ترها هم از یکی دو سگ اهلی روستا هم وحشت دارند و سعی می کنند به آنها نزدیک نشوند.»

نظر شما:

security code