داستان تحلیل شرایط آب وهوایی استان گیلان در روزهای کِشت برنج داستان دنباله دار و به نسبه یکنواختی است که این روزها به دلایلی البته مورد توجه بیشتر قرار گرفته است. از زمانی که سد سفیدرود هم به دلایل آب وهوایی و هم به دلیل کمتر اثر کردن عدم مدیریت یکپارچه و برداشت بی رویه، روزهای خوب خود را می گذراند سالها است که گذشته است

اگر ماه به ماه شرایط بارشی استان را مورد رصد قرار دهیم نتایجِ ناهنجاری ملموس خواهد بود. مهر ماه امسال شرایط بارشی نرمال بوده، این شرایط نرمال به آبان بسیار خشک منتهی شد، که به نوعی برگشت تابستان بود در حالی که آذر نیز با خشکی به انتها رسید زمستان نیز با شرایط دی ماه کم بارش آغاز شد. این شرایط کم بارشی پیوسته منجر به ارائه هشدارهایی برای منابع آبی استان شد که البته بی دلیل هم نبود ماه بهمن با شرایط ترسالی و اسفند با شرایط به نسبه مطلوب به پایان رسید.
هرچند نباید فراموش کرد که در تمامی این ماه ها، دماهای ثبت شده عمدتاً افزایشی بوده و نمونه شاخص آن آبان بسیار گرم گیلان بوده که اختلاف دما با میانگین بلندمدت به حدود 5 درجه رسید. در مجموع استان گیلان، پاییز خشک و گرم و زمستان نرمال و گرمی را سپری کرد. شرایط به نسبه مطلوب زمستان، به ناگهان با شرایط نامطلوب فروردین مواجهه شد.
فروردین خشک و گرم، درحالی که شرایط نامطلوب فصل سرد و بهاری که با خشکی و گرما شروع شده بود زنگ های هشدار را به صدا درآورده بود، در اردیبهشت شرایط بارشی هم در حوضه آبریز سفیدرود و هم استان به ناگهان تغییر کرده و شرایط ترسالی و خنکی حاکم شد. اکنون هم که در نیمه خرداد هستیم دوباره روندها، تغییر کرده و شرایط خشکی و گرمای کم سابقه بر استان حاکم شد. تمام ایستگاه ها به جز ماسوله نسبت به بلندمدت کاهش بارش داشته اند. بیشترین کاهش بارش در رودبار با 33 درصد بوده است.
به طور میانگین بارش استان 9 درصد نسبت به نرمال کاهش داشته است. وضعیت مناطق کوهستانی علی رغم شرایط بارشی به نسبه مناسبی که بعد از یک پاییز خشک نصیب استان شد همچنان کسری 11 درصدی نشان می دهد. هرچند بارش های اواخر زمستان و اوایل بهار هم در استان و هم در حوضه آبریز سفیدرود بزرگ شرایط را دگرگون کرد و توانست بخشی از زهرِ خشکی مستمر را بزداید اما با توجه به رویه های الاکلنگی جوی که این روزها ، آب وهوای استان با آن دچار است انتظاری نمی توان برای بارش های موثر خرداد، تیر و مرداد داشت.
شاید بیاید شاید نیاید. خبر خوب اینکه امسال با بارش های موثری که در حوضه بارید شرایط سد از مرزهای بحرانی خود عبور کرده و حتی ارقام موجود نشان از شرایط مطلوب حتی نسبت به دو سال اخیر را می دهد. به گونه ای که شرایط حجم آب سد در تاریخ 7/03/1403 با ظرفیت 733 میلیون متر مکعب در قیاس با سال 1402 و 1401 افزایش تا 7 درصدی را نشان می دهد. نکته امیدبخش ورودی (آورد) رودخانه به سد است که نسبت به سال های قبل یعنی 1402، حدود 40 درصد و 1401 حدود 70 درصد بیشتر است. هرچند نباید فراموش کرد، این اعداد تنها در مقایسه با عددهای دو سال گذشته مطلوب هستند نگاهی به آورد خرداد ماهی رودخانه سفیدرود به مخزن سد، نسبت به میانگین نرمال در بلندمدت عدد 61 میلیون مترمکعب را نشان می دهد که این رقم نسبت به شرایط نرمال 48 درصد کاهش را نشان می دهد. بنابراین سناریوی سال سخت همچنان پابرجا است.
داستان تحلیل شرایط آب وهوایی استان گیلان در روزهای کشت برنج داستان دنباله دار و به نسبه یکنواختی است که این روزها به دلایلی البته مورد توجه بیشتر قرار گرفته است. از زمانی که سد سفیدرود هم به دلایل آب وهوایی و هم به دلیل کمتر اثر کردن عدم مدیریت یکپارچه و برداشت بی رویه، روزهای خوب خود را می گذراند سالها است که گذشته است، شاید چیزی در حدود 15 سال. آن چیزی که اما تغییر نکرده است سازوکاری است که در این سال ها، با آن به مشکل کم آب مقابله می شد. سد همان سد است و شبکه همان و آب موجود هر سال متزلزل تر، بیشتر دیم.
انگار ما بیشتر وابسته به شرایط جوی شده ایم. گاهی که می بارد شرایط خوب است و گاهی نمی بارد شرایط بد. نکته چالش برانگیز اما شرایط تغییرپذیری بیشتر آب وهوایی است که حتی همان گزارش های جوی جلسات کارشناسی را دچار چالش کرده است.
یک ماه خوب، یک ماه بد. یکبار مصاحبه پیرامون خشک سالی یک بار شرایط سیل. این راهکار تفسیر کارشناسی از این شاخه به آن شاخه پریدن، نگاه به آسمان نیست.
اگر این ماه خوب است، ماه بعد خوب است، ولی ماه سوم خوب نیست، پس راهکار چیست؟ اگر امسال خشک سالی است پس ترسالی چیست؟ من کشاورز چه کنم؟ اینجاست که ایده هایی موردِ نیاز برای این روزهای استان و آینده آن باید عملیاتی شود.
وگرنه با این باریدن و نباریدن ها، که حتی دیگر قابلِ پیش بینی هم نیست عملاً بایدها و نبایدهای داخل مزرعه هم قابلِ اجرا نیست. روزی آب در نهر است و روزی نیست و کشاورز مانده با نگاهی با آسمان، سدی خالی، آب بندانهایی که در آتش طمع تبدیل به باغ وخانه شدند، سدی که عمرش، هرچند همیشگی نبود اما گرد پیری زودتر بر آن نشست و او مانده است و آسمان...
امسال هم در اردیبهشت ماه، آسمان هم به داد شالیزارهای تحت شبکه آبیاری سدسفیدرود رسید و هم شالیزارهای خارج از شبکه آبیاری سدسفیدرود(سنتی آبخور). شاید دیری نپاید که دیگر مفهومی به نام مدیریت شرایط آبی معنادار نباشد چرا که پهنه وسیع شالیزاری گیلان وابسته به بارش های بهنگام می شود و نه لزوما ذخیره و آورد سد. اگر آسمان کّرّم کند؛ می شود برنج کاشت و اگر نبارد نمی شود. چشمهای همه به بارش آسمان معطوف می شود نه به امید روزهای آبگذاری و شبکه پر از آب.
نظر شما:
ذخیره سد سفیدرود در ۲۰ خرداد به یک میلیارد مترمکعب رسید
از قنات تا بحران اقلیم؛ ایرانِ گرمتر و کمتابآورتر