راننده در حالی که قبل از پُل چمارسرای رشت ترمز می کرد، اسکناس ها را به طرف مرد جوان گرفت و گفت اصلاً کرایه نمی خواهم برو به سلامت.
مرد جوان گفت کمه، می خوای باز هم بدهم.
راننده گفت اعصابم را خراب نکن، پولت را بردار و برو.

اختصاصی کلانشهر: رضا حقی*-«ماشین نگاره» عنوان سلسله مطالبی است که در اتومبیل (ماشین) می گذرد و چهارشنبه هر هفته در کلانشهر منتشر می شود. (بیشتر بخوانید)
راننده پول را به طرف مرد جوان گرفت و گفت این پول را عوض کن، پاره است.
مرد جوان گفت همین الان از یک راننده تاکسی دیگر گرفتم
راننده گفت اشتباه کردی گرفتی، پاره است.
مرد جوان گفت همکار خودتان بود شما هم بده یک نفر دیگر.
راننده گفت آقاجان این به درد نمی خوره، پاره است.
مرد جوان گفت به درد نمی خوره، بنداز بیرون و بعد یک اسکناس دیگر به او داد و گفت بفرما این هم پول تازه، اونو بنداز بیرون.
راننده گفت من چرا بندازم، خودت بنداز دور.
مرد جوان گفت مجانی نمی گویم، دستمزد این کارت را هم به تو می دهم بعد یک اسکناس دیگر به او داد و گفت این هم دستمزد کارت بابت دور انداختن پولی که می گویی پاره است. نگهدار من پیاده می شوم.
راننده در حالی که قبل از پُل چمارسرای رشت ترمز می کرد، اسکناس ها را به طرف مرد جوان گرفت و گفت اصلاً کرایه نمی خواهم برو به سلامت.
مرد جوان گفت کمه، می خوای باز هم بدهم.
راننده گفت اعصابم را خراب نکن، پولت را بردار و برو.
مرد جوان یک اسکناس دیگر در آورد به طرف راننده انداخت و گفت این هم بابت اینکه اعصابت را خراب کردم، بعد سریع از تاکسی دور شد.

راننده نگاهی به پول ها انداخت و همه را از پنجره ماشین پرت کرد بیرون و گفت لعنت خدا بر شیطان، بعد رو کرد به مردی که جلوی صندلی ماشین نشسته بود گفت این مردیکه دیوانه بود؟
مرد نگاهی به راننده کرد و گفت، نه می گویند آدم های سالم هم در ۲۴ ساعت ۵ دقیقه مثل دیوانه ها رفتار می کنند، ما باید مواظب باشیم اون ۵ دقیقه که اینجور می شویم به همدیگر برخورد نکنیم.
راننده گفت یعنی من اشتباه کردم گفتم پول پاره را عوض کن.
مرد گفت نمی توانم بگویم اشتباه کردی یا نه ولی فکر کنم از این به بعد وقتی مسافری بهت پول پاره داد یک جور دیگر رفتار می کنی راننده نگاهی به مرد و بعد نگاهی از آینه به من انداخت و وقتی سکوت ما را دید ساکت به راه خودش ادامه داد.
*کارگردان تاتر
نظر شما: