در مراسم «شبِ فریدون طاعتی در رشت» مطرح شد؛

روایت راه رفته «طاعتی» از زبان علی دهباشی/طراحی جایزه کتاب سال به نام «طاعتی»


۱۴۰۳/۰۴/۰۲ - ۲۲:۱۸ | کد خبر: ۴۵۱۲۹ چاپ

عضو هیات علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی در مراسم «شب فریدون طاعتی» گفت: کتابفروشی طاعتی فقط محل عرضه ی کتاب نبود، بلکه محل مباحثه بود. جایگاه حضور اندیشمندان گرانقدر بود. محل التقاط فکر و آگاه شدن و دیده ور شدن علم بود.

روایت راه رفته «طاعتی» از زبان علی دهباشی/طراحی جایزه کتاب سال به نام «طاعتی»

اختصاصی کلانشهر:سعیده موسوی- آخرین روز فصل بهار، «هفتصد و چهل و نهمین شب از شب های بخارا» با ابتکار علی دهباشی و به بهانه نخستین سال روز درگذشت فریدون طاعتی مدیر کتابفروشی و موسس انتشارات طاعتی رشت با عنوان «شب فریدون طاعتی» در تالار مرکزی رشت برگزار شد. این برنامه که با استقبال خوب فرهنگ دوستان مواجه شده بود با سخنرانی علی دهباشی آغاز شد.

روایت راه رفته «طاعتی» از زبان علی دهباشی

دهباشی در ابتدای سخنانش گفت: فریدون طاعتی از سال 1342 در کنار پدر کار حرفه ای خود را آغاز کرد. پدر ایشان زنده یاد «غلامرضا طاعتی» با عشق و علاقه ای که از نوجوانی به کتاب و کتابداری داشت  کتابفروشی طاعتی را در سال 1313 در یکی از دکان های زیر کتابخانه ملی رشت تاسیس کرد.

دهباشی افزود: کتاب فروشی طاعتی به گواه تاریخ و دوست داران کتاب در گیلان و ایران از نخستین کتاب فروشی هایی بود که اهالی ادب،هنر و فرهنگ در آن جمع می شدند و محفلی داشتند و «فریدون» در چنین محفلی پاگرفت و به کار کتاب علاقمند شد.

سردبیر مجلات بخارا و سمرقند توضیح داد: فریدون طاعتی در سال 1368 پروانه نشر را از وزارت فرهنگ و ارشاد گرفت و از آن به بعد تابلوی کتابفروشی طاعتی با همان روند فعالیت به نام انتشارات طاعتی تغییر نام پیدا کرد و به طور جدی در چاپ و نشر کتاب و آثار گیلان شناسی اهتمام ورزیدند.

این روزنامه نگار فرهنگی در ادامه صحبتهایش گفت: در ادامه راه با رشد و توسعه فضای کسب و کار تاریخ کار با کتاب در انتشارات طاعتی تداوم یافت.

دهباشی ادامه داد:همانطور که فریدون طاعتی کار کتابفروشی و نشر را در کنار پدر  پی گرفت فرزندان او نیز از سالهای دهه 80 با مشاهده ذوق و همتی که پدرشان در روشن نگه داشن چراغ طاعتی داشت به این کار علاقمند شدند و یاری پدر همت گماشتند که این ماجرا تا همین امروز ادامه دارد.

فریدون طاعتی در پاکی و درستی همتای پدر بود

در ادامه این برنامه محمد روشن، نویسنده، پژوهشگر، محقق، از چهره های فرهنگی گیلان و ایران در حوزه زبان و ادب فارسی به ایراد سخنرانی پرداخت.

او در ابتدای سخنانش گفت: من در خانه و خانواده کتاب زاده شدم. یار و مددکار من در گزینش کتاب اداره چی ها یعنی اهل مدیریت کتاب خانه عمومی، کتاب خانه ی اخوت سالهای احتمالا 1304 خورشیدی بودند.

روشن توضیح داد: در رشت در کنار کتاب خانه یا به اصلاح رایج قرائت خانه عمومی شهر مردی مهربان به نام حاج غلامرضا طاعتی کتابفروشی داشت که عموما اهل دانشگاه به آنجا رفت و آمد می کردند.

این نویسنده گفت: نمونه ی اعلای آن نام آوران استاد ابراهیم پورداود بود که تحصیلات خود را در بیروت و سپس در آلمان در زمینه آیین باستانی ایرانی و اوستاشناسی به پایان برده بود و پس از بازگشت به ایران در دانشگاه تهران به تدریس زبان های ایران باستان پرداخت و سپس نامورانی چون استاد دکتراحسان یارشاطر مدیر و مباشر دایرةالمعارف یا دانشنامه ایران«ایرانی کا» و دکتر بهرام فره وشی که چاپ خانه ای به نام آتشکده به سرمایه ای خود افتتاح کرد و به چاپ آثار اوستایی به زبان پهلوی خود با استاد پورداود اهتمام می ورزید.

پژوهشگر شناخته شده گیلانی افزود: از دیگر استادان نام ور استاد مجتبی مینوی و استاد سعید نفیسی بودند که از درس و بحث و آموزش و آموزش های عالم بهره ها برده اند.

او در ادامه گفت: پس از شادروان غلامرضا طاعتی پسر وی شادوران فریدون طاعتی به شیوه ی پدر با متانت و نجابت ذاتی بنگاه پدررا به شایستگی اداره داد.

به گفته روشن، شادروان فریدون طاعتی در پاکی و درستی همتای پدرگرامی خود بود. او در حیات پدر «مشروطه گیلان» اثر مرا به چاپ رسانید، بار نخست به شیوه عکسی از نسخه منتسب به رابینودر حیات شادوران حاج غلامرضا طاعتی و بار دیگر به هنگام حیات شادروان فریدون طاعتی به شیوه حروف چینی در همان انتشارات طاعتی به چاپ رسید.

شب های بخارا از فرهنگ و تمدن گیلان بیشتر یاد کند

سخنران بعدی این گردهمایی فرامرز طالبی، نویسنده، پژوهشگر، نمایشنامه نویس و داستان نویس بود. وی در ابتدای سخنانش گفت: با اینکه می دانم چقدر علی دهباشی دچار مشغولیت های مختلف هستند اما ازایشان قولی می خواهم بگیرم و خواهش کنم هر سه ماه یک بار در رشت از فرهنگ و تمدن گیلان و از شخصیت های فرهنگی گیلان در مجموعه شب های بخارا یادی کنند و ما نیز دراستان به ایشان کمک خواهیم کرد.

وی ادامه داد: در گیلان به دلیل زمینه های فرهنگی موجود و بالا بودن دانش اجتماعی مردم به خاطر رفت و آمد به مناطق قفقاز و اروپا و همچنین اقتصاد تقریبا خوبی که در گرو تولیدات نوغان بود مردم پذیرش پدیده های نو را بسیار آسان تر از مناطق دیگر داشتند.


نسیم شمال نشریه ویژه تاریخ مطبوعات ایران که در رشت منتشر می شد

طالبی افزود: بعد از انقلاب مشروطه اولین نشریه ایران با نام خیرالکلام منتشر شد و بعد از آن روزنامه های رنگارنگ نشر یافت و در اختیار مردم قرار گرفت. از رنگارنگی نشریات همین بس که روزنامه نسیم شمال یکی از نشریات ویژه در تاریخ مطبوعات ایران در همین شهر منتشر می شد. این اتفاق به معنای وجود چاپخانه های متفاوت در گیلان بود.انتشار روزنامه نیاز به چاپخانه داشت و روز به روز چاپخانه های گیلان در حال بهسازی بود.

این پژوهشگر افزود: پیش از آنکه اولین کتابفروشی مدرن یعنی طاعتی در رشت شکل بگیرد زمانی نه چندان پیشتر از آن چاپ و پخش کتاب در گیلان همچون تهران تاریخچه قابل تاملی دارد.


یادی از راسته لوازم التحریر بازار رشت

او ادامه داد: کتاب همچون دیگر کالاها در حجره های افراد نامی در بازار به فروش می رسید. بعد از رواج مدرسه های مدرن و نیاز به لوازم التحریر یا ابزار آزادی – به لوازم التحریر به فارسی ابزار آزادی می گویند- شکل مستقلی به خود گرفت و در رشت، بازار بزرگ همجوار با راسته زرگرها، راسته ی لوازم التحریر وجود داشت. هنوز برخی از این فروشگاه ها به کار خود ادامه می دهند ولی هیچ بوی فرهنگ آن زمان را ندارند.

کتابخانه ی طاعتی اولین پاتوق فرهنگی گیلان بعد از مشروطه

این نمایشنامه نویس افزود: کتابفروشی طاعتی برآمده از دل یک کتابفروشی به نام کاوه است. سید عبدالرحیم خلخالی از مبارزان دوره ی مشروطیت، شاعر و به اعتبار روزنامه ی کاوه که در برلین به چاپ می رسید، کتابفروشی کاوه را در سال 1306 در تهران به راه انداخت و بعد به رشت آمد.

 خلخالی زمانی در رشت زندگی می کرد و در همین جا درس می خواند و انگار خود را بدهکار مردم این شهر می دانست. بر آن شد تا شعبه ای از کتابفروشی کاوه را در رشت نیز افتتاح کند. در زمانی که اوج فعالیت های فرهنگی دراین شهر بود و همزمان با برگزاری جشن هزارهٔ شاهنامه ی فردوسی و نیز افتتاح اولین کتابخانه ی ملی، کتابخانه ی غیر دولتی در رشت به سال 1313 علی اکبر نهاوندی نماینده ی جمعیت نشر فرهنگ ایران یک باب از مغازه های زیرین مجموعه بناهای کتابخانه ی ملی رشت را برای راه اندازی کتابخانه ی کاوه در اختیار خلخالی قرار داد و غلامرضا طاعتی با کمک خلخالی در راه اندازی این  کتابفروشی همکاری کرد. بعدتر خلخالی کتابفروشی کاوه را به غلامرضا طاعتی فروخت.

نام کتابفروشی  بعدها از کاوه به همایون و سپس برای همیشه به کتابفروشی طاعتی تبدیل شد.این نویسنده اضافه کرد: اولین پاتوق فرهنگی گیلان بعد از مشروطه کتابخانه ی طاعتی بود.

 

او در ادامه گفت:در آن زمان تصور ما بر این بود که طاعتی متعلق به کلاسیک هاست چون اغلب معلم های ادبیات ما در آن پاتوق داشتند و ما فاصله خود را با آنها حفظ می کردیم ولی ناگهان ما متوجه شدیم که اشتباه می کنیم و دلیل اشتباه ما هم این بود که غلامرضا طاعتی مدرن ترین نویسنده ی رشت و شاید ایران به نام محمد طیاری را انتخاب کرده و شروع به چاپ آثار او می کند. سه کتاب از محمود طیاری از سوی انتشارات طاعتی چاپ  می شود و آنقدر این کتاب ها در تهران شهرت پیدا می کند که خیلی از بزرگان از تهران به رشت مراجعه می کنند تا آقای طیاری را از نزدیک ببیند.

روایت 4دهه آشنایی با طاعتی

در ادامه مراسم محمود آموزگار،نویسنده و رئیس اتحادیه ناشران و کتاب فروشان تهران و نویسنده مجله بخارا به ایراد سخنرانی پرداخت و گفت:  آشنایی من با کتابفروشی طاعتی به سال 1359 بر می گردد. زمانی که در شهر لاهیجان خدمت وظیفه را در دادگستری انجام می دادم. اکثر مواقع کتابهای مورد نیازم در لاهیجان نبود و به رشت مراجعه می کردم و حتما به یکی از دو کتابفروشی طاعتی و یا نصرت سر می زدم و همین مراجعات من باعث شد با طیفی از نویسندگان رشت آشنا شوم.

 

وی افزود: در کتابخانه ی ملی دو سند مهم دیدم که یکی از آنها در واقع آمار کتابفروشی های استان های مختلف ایران در سال 1301 است.

آموزگار توضیح داد: در بررسی استان گیلان به این نکته رسیدم که پنج کتابفروشی در رشت مشغول به کار بودند و سند دیگری که مربوط به سال 1313 بود این تعداد در استان گیلان را 121 کتابفروشی ذکر کرده که 54 مورد آن در شهر رشت بود.

انتشاراتی که اولین کتاب هوشنگ ابتهاج را چاپ کرد

رضا نوزاد، فرزند فریدون نوزاد و پژوهشگر تاریخ محلی گیلان نیز در این برنامه به ایراد سخنرانی در باره فریدون طاعتی پرداخت.

او در این مورد گفت: شغل کتابفروشی از دیرباز و حتی در زمان قاجار و اوایل دوره ی پهلوی اول را کسانی که خورجینی بر دوش داشتند و کتاب هایی درآن می گذاشتند بر عهده داشتند. اما رشت از دیرباز و سال هایی دور کتابفروشی داشته است. بازار بزرگ رشت و در راسته زرگرها راسته یا بازار کتابفروشان را شاهد بودیم. از کتاب فروشهای قدیم رشت بدون تقدم و تاخیر می توان از کتابفروشی شرافت به مدیریت آقامیرزاحسین در سال 1292 خورشیدی، کتابفروشی نظافت، کتابفروشی تجدد، کتابفروشی احمدی، کتابفروشی تقدم، کتابفروشی سعادت، حسینه ی آقاشیخ حسین، محمدیه آقاشیخ 1282، حقیقت، تربیت، چاپخانه و کتابفروشی اسلامی، معرفت، نصرت، مژده و بسیاری دیگر نام برد که در بازار کتابفروشان رشت مشغول بکار بودند و تعدادی نیز در راستای کار فرهنگی کتابهایی را به چاپ می بردند.

نوزاد افزود: نام حاج غلامرضا طاعتی، فریدون طاعتی و هم اکنون بابک طاعتی و دیگر اعضای خانواده ی طاعتی با مدیریت کتابفروشی طاعتی در رشت گره خورده است. کتابفروشی طاعتی رشت پس از حدود 90 سال هنوز پابرجا و با استقامت و پس از چند نسل این خانواده همچنان به ادامه خدمت به مردم و فرزند دیرپای ایران و گیلان مشغول هستند.

این پژوهشگر توضیح داد: حاج غلامرضا طاعتی پدربزرگ نسل کنونی طاعتی ها را دیده بودم. با پدرم هر زمان که به رشت می آمدیم حتما سری به کتابفروشی طاعتی می زدیم.

نوزاد اضافه کرد: من ِ نوجوان آن روزها حاج غلامرضا را مردی سرزنده و شاداب می دیدم. وی با عشق وافری که به کتاب داشتند کتاب هایی را نیز به چاپ رساندند که نخستین کتاب هوشنگ ابتهاج با نام نخستین نغمه ها و سه کتاب اولیه استاد محمود طیاری، نخستین اثر رحمت موسوی با نام گلدسته ی رحمت و کتاب ارزشمند مشروطه ی گیلان اثر رابینو به کوشش دکتر محمد روشن از جمله ی آنها است.

این چهره فرهنگی افزود: بعد از مرگ حاج غلامرضا، فریدن طاعتی با پایمردی چرخ کتابفروشی طاعتی و انتشارات آن را عهده دار و تا واپسین روزهای باشرافت خود ساعات متمادی از شبانه روز را در کتابفروشی طاعتی سپری می کرد و بهترین کتابهای روز را در معرض دید و خرید دوستدارن کتاب قرار داد.

خاندان طاعتی، نادره کاران اشاعه ی فرهنگ در گیلان

سپس جعفر شجاع کیهانی، عضو هیات علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی و از شاگردان احمد سمیعی گیلانی به ایراد سخنرانی پرداخت.

او عنوان سخنرانی خود را «خاندان طاعتی، نادره کاران اشاعه ی فرهنگ در گیلان» بیان کرد و گفت: ترکیب نادره کاران را از شادروان ملک الشعرای بهار وام گرفته ام. وقتی که او در رسای عارف قزوینی غزلی سرود با عنوان:

از ملک ادب حکم گذاران همه رفتند

شو، بار سفر بند که یاران همه رفتند

گر نادره معدوم شود هیچ عجب نیست

کز کاخ هنر نادره کاران همه رفتند

شجاع کیهانی افزود: کاخ هنر راهرو و راه های بسیار دارد. طبقاتی بسیاری دارد که هرطبقه سرچشمه های جوشانی از آن در خروش است. بی اغراق باید بگویم که در فرهنگ گیلان یک طبقه ی مهم زیربنایی متعلق به خاندان طاعتی است. شغل کتابداری، کتابفروشی و عرضه ی کتاب همیشه در سرزمین ما که معیشت و زندگی و گذران مادی عمر در تنگنا بوده، برای مردمان ما کاری کارستان است.

این چهره فرهنگی افزود: کتاب به دست جوانان و اهل فرهنگ دادن کار آسانی نبود. مردمان و آدمیان به فقر مادی خود زود آگاه می شوند چون ملموس و محسوس است اما فقر فرهنگی کمتر به سخن می آید و کمتر آدمی است قبول کند «نمی داند». افرادی که کار کتاب انجام می دهند این زمینه و این آگاهی در وجودشان نهادینه شده و می دانند که باید آگاهی بخشند از این رو در این وانفسای کشور آگاه بودند که کار کتاب و فرهنگ را بعهده بگیرند و دانایی ببخشد. فقر فرهنگی را جبران و ترمیم کنند و آگاهی را ارتقا ببخشد.

عضو هیات علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی توضیح داد: کتابفروشی طاعتی فقط محل عرضه ی کتاب نبود، بلکه محل مباحثه بود. جایگاه حضور اندیشمندان گرانقدر بود. محل التقاط فکر و آگاه شدن و دیده ور شدن علم بود. تبادل نظر و اندیشه در کتابفروشی طاعتی رشد می کرد.

شادروانان غلامرضا طاعتی و عبدالعلی برادرشان که جزو نخستین تحصیل کرده گان ادبیات فارسی و فریدون طاعتی کتاب به دست مردم گیلان دادند و چه هنری بالاتراز اینکار.

طراحی جایزه کتاب سال به نام «طاعتی»

در پایان این برنامه بابک طاعتی فرزند فریدون طاعتی با این جمله «و این راه ادامه دارد» و چراغ طاعتی با همراهی فرهیختگان فارسی زبان روشن خواهد بود سخنان خود را آغاز کرد.

بابک طاعتی در ادامه گفت: با توجه به فعالیت حدود 90 ساله و درگیری سه نسل «طاعتی» با کتاب و نشر در نظر داریم جایزه ای را با نام «کتاب طاعتی» در نظر بگیریم .

فرزند طاعتی توضیح داد: در همین رابطه به تلاش هایی که به طور ویژه و تاثیرگذار در ارتباط با کتاب صورت می گیرد توجه می کنیم.

طاعتی ادامه داد: در نظر داریم این جایزه به صورت ادواری و سالانه به افرادی تقدیم شود که در حوزه انتشار کتاب فعالیت داشته و یا چهره هایی که یک عمر برای توسعه کتاب و کتابخوانی تلاش کرده اند.

او تصریح کرد: در همین ارتباط اساسنامه ای تنظیم خواهیم کرد و کار داوری آن هم بر عهده هیاتی از بزرگان این حوزه خواهد بود.

طاعتی ادامه داد: نکته ی جالب توجهی که در طی دو دهه فعالیتم در کتابفروشی طاعتی با آن مواجه بودم حضور افرادی است که در آمد و شدهایشان به کتابفروشی مراجعه می کردند و از خاطرات کتابی شان می گفتند. چه خاطراتی که در نسل دهه سی یا چهل با غلامرضا طاعتی داشتند و چه با پدرم.

فرزند طاعتی اضافه کرد: از یک جایی به بعد تصمیم گرفتیم این خاطرات را مستند کنیم و تا الان یک مجموعه ی خوبی را در دست داریم.

او در همین رابطه خطاب به حاضران گفت: برای تکمیل این مستند از دوستان و علاقمندانی که خاطره، کتاب، دست نوشته و یا سندی از این دست دارند به دست ما برسانند تا بتوانیم این مجموعه را تکمیل و منتشر نماییم.

در این گردهمایی مستند کوتاه «کتاب فروشی طاعتی رشت» ساخته ی مازیار یوسفی که در سال 1399 تولید شده بود هم به نمایش درآمد.