شب زنده داری ؛ سنت گیلانی ها از دیرباز تاکنون

کلانشهر/ رضا علیزاده: انسان موجودی اجتماعی است که از زیست بوم و فرهنگ خود تاثیر می‌پذیرد و رفتار اجتماعی اش متاثر از آن هست،البته زیست بوم فقط جغرافیای طبیعی نیست،بلکه جغرافیای سیاسی و اقتصادی را هم شامل می شود،بنابراین باید برای تحلیل بسیاری از رفتارهای اجتماعی هر مرز و بومی به این فاکتورها توجه لازم انجام گیرد.
در دنیای کنونی با تفکیک زندگی شهری از حیات روستایی مولفه های فوق جایگاه مهمی در تحلیل ها پیدا کرده اند،مثلا در استفاده از زندگی شبانه روزی چه تاثیراتی می گذارند؟ در زندگی شهری حیات دائم در شب وروز با سبک زندگی نوین عجین گشته است.افزایش جمعیت،سرمایه داری اجتماعی به معنای رشد طبقات متوسط و سازه های تاریخی در کنار تغییر در نگرش انسان مدرن به محیط پیرامون موجب شب گردی و استفاده از زمان تاریک ساعت ها شده است.و نظام های توسعه یافته و گردشکر محور با توسعه فضای مناسب تفریحی ،فرهنگی ،رستوران هاو حمل ونقل به این حق انتخاب آدمیان رسمیت بخشیده است.
مردمان شهر رشت از ویژگی های شب گردی برخوردار هستند. در سفرهایی که به بسیاری از شهرهای کشور داشته ایم با وجود اماکن و ابنیه های تاریخی در آن شهرها ما شاهد خاموشی و خلوت شدن شهر در ساعات ابتدایی شب هستیم. در توضیح این مساله ابتدا به دلایل احتمالی و سپس به ویژگی‌های این شب گردی می پردازم.
با استفاده از دو مفهوم زیست بوم و فرهنگ می توان این شب زنده داری ها را تشریح نمود جغرافیای رشت،آب و هوای معتدل خصوصا در نیمه اول سال باعث شده است که شهروندان شهر با طیب خاطر در شهر گشت و گذار داشته باشند ،طبیعت و فراوانی آب و پایین بودن خطر خشکسالی و قحطی باعث شده است نوعی احساس امنیت در زندگی مردم ایجاد گردد و این احساس امنیت موجب شادی،خوشکذرانی و راحت بودن گردد در ضمن تداوم زندگی خانوادگی در امر معیشت و کار کشاورزی موجب در کنار هم بودن این مردمان شده است.
تفریحات شبانه رشت برعکس کلان شهرهایی مثل تهران فقط مختص طبقات بالای جامعه نیست. بلکه همه گروه های طبقاتی را شامل می شود،پرسه زنی های شبانه اهالی رشت بیشتر رنگ و بوی خانوادگی دارد،وجود خوراکی های مختلف مثل آب میوه ها،بستنی ها،یخ در بهشت و غذا خوری ها در کنار گاریهای کباب فروشی رنگ و بوی دیگری به این شهر در شب ها داده است.
دسترسی در شهر رشت برای شهروندان بسیار آسان هست،فردی با ده دقیقه رانندگی یا نهایتا بیست یا سی دقیقه پیاده روی به یک سالن غذا خوری یا آبمیوه فروشی می رسد،بعبارتی با فقدان اتوبان های بزرگ شهر منقطع نمی شود و پیاده روی کاملا امکان پذیر است.
همچنین شهر رشت محله محور است و محلات هم در شب زنده هستند مثل لاکانی،ساغریسازان،منظریه و گلسار. در ضمن برعکس شهر تهران که بسیار پهناور و بزرگ هست مشکل امنیتی جهت کنترل آن وجود ندارد. چون با تاریک شدن شهر بزه ها و جرایم فزونی می یابد. نکته دیگر آنکه اماکن سرویس دهنده از نظافت مناسبی برخوردار هستند به عبارتی شهر رشت به معنای جامعه‌شناسی شهر پرسه زنی شبانه است. حوزه عمومی شهر در این بخش قدرتمند هست،اما به نظرم حوزه مدیریت شهری در این بخش باید تقویت گردد.
با این تفاسیر رشت یک شهر زنده هست،شهر زنده و با کیفیت قابلیت درآمدزایی خواهد داشت اما این درآمدزایی به پیش شرط هایی هم نیاز دارد
۱- نیاز به حمل ونقل عمومی در ساعات شب .
۲- تقویت روشنایی و نور پردازیهای شبانه.
۳- تقویت مبلمان شهری و زیباسازی شهری.
۴- تجهیز پیاده روهای شهر
۵- احیا ی هویت محلات که مردم بتوانند در آن گذشته را بازتولید نمایند
۶- برنامه ریزی برای افزایش فضاها ی مکث،توریست محور جهت گردشگری شبانه.
۷- همچنین مراکز فرهنگی،کانون های هنری و سینما ها باید در این بخش فعال گردند.
این شهر سرمایه های اجتماعی و فرهنگی مناسبی برای افزایش سرمایه اقتصادی در خود دارد،تبدیل این سرمایه به زیر ساخت های متعددی نیازمند است که امیدوارم توسط جدی گرفته شود.
در عین حال سنت شب زنده داری در رشت از قدیم الایام بوده است. حال سوالی که پیش می آید این است که این زیست بوم مشخصا چه تاثیری بر زندگی مردم رشت گذاشته است؟
همانطور که توضیح داده شد زیست بوم فقط جغرافیای طبیعی نیست،بلکه پیشینه اقتصادی و سیاسی را هم شامل می شود،شهر رشت به مدت چهار قرن مرکز استان بوده است. به عبارتی مرکز تجاری و سیاسی محسوب می شود. رشت دروازه تمدن در شمال کشور است. نزدیکی به روسیه و حضور کنسولگری های روسیه ، بریتانیا و عثمانی عملا رشت را پاتوق خارجی ها کرده بود. این رفت و آمدها ی سیاسی و اقتصادی بر سبک زندگی مردم اثرگذار بوده است. در ضمن نزدیکی رشت به پایتخت کشور عاملی دیگر در این زمینه بوده است.
تنوع غذایی در شهر که حتی به اذعان افرادی مثل استاد زرین کوب هم رسیده است،تمایل به شکم گردی را زیاده کرده است.
در ایام قدیم شب نشینی های سنتی در بین خانواده ها خصوصا در روستا ها وجود داشته است ،البته در این بین از قهوه خانه نشینی مردان هم نباید غفلت کرد،چون قهوه خانه ها پاتوقی برای گرد هم آمدن افراد بوده خصوصا در فصولی که کار کشاورزی تمام می گردید.
با این اوصاف هیچ جای تعجب نیست که رشت و دیگر شهرهای گیلان از دیرباز تاکنون تبدیل به شهرهایی شده باشند که خواب در آن معنایی نداشته باشد.
*جامعه شناس

 انتشار یادداشت در کلانشهر به معنای تایید محتوای آن نیست و جهت اطلاع رسانی به مخاطبان منتشر می‌شود.

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code