پشت پرده گروگانگیری 25ساعته مرد تاجر و سرقت 86میلیارد تومانی شمش طلا، سکه و دلار از خانه او، مرد آشنایی بود که سال ها نزد مرد تاجر کار می کرد و کارمند او بود.

سرقت۸۶ میلیاردی با گروگانگیری ۲۵ساعته مرد تاجر

کلانشهر: اواخر تیر ماه امسال، تلفن همراه مرد تاجری که در بازار تهران دفتر داشت، به صدا درآمد و وقتی پاسخ داد، صدای جوان آشنایی به نام بهنام را شنید. بهنام سال ها بود که به عنوان کارمند در دفتر مرد تاجر کار می کرد و تماس گرفته بود که آن شب صاحبکارش را به شام دعوت کند. مرد تاجر دعوت کارمند خود را پذیرفت و آنها در خیابانی واقع در شمال شرق پایتخت قرار گذاشتند تا به رستوران بروند. آن شب تاجر جوان و کارمندش از ماشین پیاده شدند و به سمت رستوران رفتند، اما ناگهان 5مرد که صورت شان را با پارچه پوشانده بودند، راه را بر آنها بستند. یکی از آنها اسلحه به دست داشت، دیگری شوکر و یکی هم چاقو. آدم ربایان، مرد تاجر و کارمندش را تهدید و آنها را سوار خودروی خود کردند. سپس به سمت حاشیه تهران به راه افتادند و وارد خانه ای شدند تا نقشه ای را که در سر داشتند، عملی کنند.

 مرد تاجر با دست و پای بسته در بیابان های اسلامشهر رها شده بود. روی دهانش چسبی زده بودند و او به سختی خودش را روی زمین می کشید تا به کنار جاده برسد. در نهایت رانندگان خودروهای عبوری وی را دیدند و به کمکش شتافتند. وقتی معلوم شد که او قربانی گروگانگیران شده است، ماجرا به پلیس گزارش شد و تاجر جوان به شکایت از افرادی پرداخت که او را ربوده بودند.

تاجر جوان وقتی مقابل افسر پلیس نشست، درباره جزئیات آدم ربایی گفت: آن شب مردان ناشناسی که صورتشان را پوشانده بودند، من و کارمندم را گروگان گرفتند. آنها اسلحه را روی سرم و چاقو و شوکر را روی پهلویم قرار دادند و مرا تهدید به مرگ کردند. سپس وارد خانه ای در حوالی رباط کریم شدند. مرا به یکی از اتاق ها انتقال دادند و از آن پس دیگر کارمندم را ندیدم.

  وی ادامه داد: آدم ربایان با تهدید از من خواستند تا کلید خانه و گاوصندوقم را در اختیارشان قرار دهم. آنها دست و پایم را بسته بودند و با اسلحه مدام تهدیدم می کردند. در نهایت دسته کلیدم را به زور گرفتند. با این حال 5نفر هنوز در خانه مراقب من بودند تا فرار نکنم. به نظر می رسید همدستان دیگرشان به خانه ام رفته اند تا گاوصندوقم را خالی کنند. مرد تاجر ادامه داد: داخل گاوصندوقم بیش از 86میلیارد تومان شمش طلا، جواهر و دلار وجود داشت. آنها پس از اجرای نقشه سرقت، دست و پا و دهانم را بستند و در بیابان های اسلامشهر رهایم کردند.

 
 

 

نظر شما:

security code